تبليغاتX
مجمع وبلاگ نویسان حامی دولت اسلامی
جبهه متحد اصولگرايان كه از جريانات اصولگراي مخالف و منتقد دولت تشكيل شده است، با بهره برداري معنوي از چهره آيت الله مهدوي كني و يزدي و تكيه بر منشور اصولگرايي جامعتين فعاليت مي كند.

در ساختار اصلي جبهه متحد اصولگرايان شخصيتهاي متنوعي از مخالفان و منتقدان دولت گرفته تا برخي حاميان قديمي دولت حضور دارند در حالي كه مديريت اين جبهه بر عهده حاميان قاليباف و لاريجاني است.

عليرضا زاكاني كه در انتخابات رياست جمهوري نهم دبير ستاد انتخاباتي قاليباف بوده است، در حال حاضر به عنوان دبير ستاد انتخاباتي جبهه متحد اصولگرايان و منوچهر متكي كه در انتخابات رياست جمهوري نهم دبير ستاد انتخاباتي لاريجاني بوده است، به عنوان دبير اجرايي جبهه متحد اصولگرايان فعاليت مي كنند.

در اين شرايط برخي ناظران سياسي معتقد هستند كه تيم قاليباف در جبهه متحد اصولگرايي از نفوذ بيشتري برخوردار است.

همچنين تا كنون رايزني هايي از سوي جبهه متحد اصولگرايي و جبهه پايداري براي وحدت انجام شده است كه تا كنون به هيچ نتيجه عملي نرسيده است.

در همين حال ولايتي سخنگوي جبهه متحد اصولگرايان در سخنراني خود در همايش بزرگ پنج شنبه گذشته گفت؛ اگر كساني به عنوان مجري جبهه متحد اصولگرايي در حال تلاش هستند به اين معني نيست كه قرار است آنها در مجلس آينده حاكم باشند.

اين در حالي است كه حاميان دولت كه امروزه اكثرا تحت عنوان جبهه پايداري به فعاليت انتخاباتي مي‌پردازند، در انتخابات مجلس هشتم زير چتر جبهه متحد اصولگرايان قرار گرفتند و به صورت كامل از اين جريان تبعيت كردند كه نتيجه اي جز حاكم شدن تيم لاريجاني بر مجلس هشتم نداشت.

اما آيت الله مهدوي كني در همايش بزرگ اين جبهه گفت: بايد برخي خرده گيري ها را كنار بگذاريم.

به نظر مي رسد جبهه پايداري يا با جبهه متحد اصولگرايان به وحدت نخواهد رسيد و يا اگر قرار باشد چنين وحدتي صورت گيرد ضمانتي جدي براي حاكم نشدن تيم قاليباف يا لاريجاني بر مجلس آينده لازم دارد.

احمد جان نثاري/وبلاگ انتقاد
+ نوشته شده توسط خادمین مردم در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 و ساعت 15:29 |
فیلم مصاحبه احمدی نژاد درباره استیضاح وزیر راه را که صدا و سیما سانسور کرد!!!

لینک خبر + فیلم


+ نوشته شده توسط خادمین مردم در یکشنبه هفدهم بهمن 1389 و ساعت 20:46 |

استحضار دارید که اخیرا رییس جمهور نامه ای خطاب به نمایندگان مجلس منتشر کرد و در آن انتقاداتی به نمایندگان مجلس و اقدامات برخی اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام داشت.

چند تن از نمایندگان مجلس هم در نامه ای تلاش کردند پاسخ احمدی نژاد را بدهند.

اما گویا این پاسخگویی به دل رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ننشسته و اطلاعیه ای در پاسخ به نامه رییس جمهور منتشر کرده است.

نکته جالب در این اطلاعیه برایم این بخش از آن بود که آورده است" رياست مجمع، پاسخگويي به ايشان(رییس جمهور) را در شرايط كنوني، دور از شأن و شئونات دلسوزان نظام مي‌دانست، اما با درخواست اعضا قرار شد برخلاف نامه سراسر سياسي رئيس جمهور، به دور از مظلوم‌نمايي‌هاي انجام شده، متني صرفاً حقوقي درخصوص فلسفه وجودي و اهميت مجمع تشخيص مصلحت نظام و وظايف و شيوه كار اين نهاد عالي و تأثيرگذار كشور، تهيه و به استحضار ملت شريف ايران رسانده شود."

حال با خواندن این بخش از اطلاعیه رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام چند سوال برایم مطرح شده:

1- رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام چه تعریفی از شأن و شئونات دلسوزان نظام دارند که نامه تهدید آمیز به رهبری در انتخابات 88 نوشتند؟

2- تعریف دلسوز نظام از دیدگاه آقای هاشمی رفسنجانی بهرمانی چیست؟ آیا شرطهای نماز جمعه آخر دلسوزی است؟ یا اصرار بر مواضع آخرین خطبه های نماز جمعه بعد از اینکه رهبر فرزانه انقلاب به یقین آنها را شنیده است؟

3- آیا می شود پاسخ یک نامه سیاسی را به صورت غیر سیاسی داد؟ در حالی که گاهی اصل یک نامه و یا اطلاعیه سیاسی است و محتوای آن اهمیتی ندارد!!

4- این اعضایی که درخواست کرده اند تا پاسخ رییس جمهور داده شود، چند نفر هستند؟ کاش نام و مشخصات درخواست کنندگان منتشر می شد.(البته برا شفافیت)

پ.ن:

آقای هاشمی سابقه نامه نگاری های شما را داریم؟

راستی بچه ها یک سوال هم از شما دارم: مثلث جام زهر چه کسانی هستند؟

به نقل از وبلاگ آرمان خواهی

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در شنبه شانزدهم بهمن 1389 و ساعت 19:17 |

رئیس مجلس شورای اسلامی مذاکرات خود با مسئولان مصری در شهر "قاهره " پایتخت این کشور را "سازنده " توصیف کرد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، "علی لاریجانی " بعد از دیدار ٢ ساعته خود با "حسنی مبارک " رئیس جمهوری مصر در حضور "احمد فتحی سرور " رئیس پارلمان این کشور به خبرنگاران گفت: مذاکرات سازنده بود.

وی همچنین این دیدار را "بسیار خوب " توصیف کرد.

لاریجانی گفت: در این مذاکرات شماری از مسائل مربوط به روابط دوجانبه و مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

وی در پاسخ به سوالی درباره سطح روابط مصر و ایران درحال حاضر گفت: نگاه دو کشور به روابط دوجانبه نگاهی مثبت است و این نگاه، کلید اصلی برای توسعه روابط و حمایت از آن بین ٢ کشور به شمار می‌رود.

وی همچنین گفت که ایران تلاش‌های مصر برای برقراری آشتی بین فلسطینیان را تشویق و تایید می‌کند.

پی نوشت ١:این مطلب صرفا یک مرور تاریخی است از دیداری که همزمان با اقدامات ضدبشری رژیم مصر علیه مردم غزه انجام شد.


به نقل از وبلاگ حرف زیادی
+ نوشته شده توسط خادمین مردم در چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389 و ساعت 12:38 |

حیات بشری از دیدگاه مشایی

مصاحبه محمد حسین برزین را خواندم که در کنار مباحث تخصصی در باره صنعت گردشگری، به شخصیت  اسفندیار رحیم مشایی هم پرداخته بود.

در نگاه اول برایم جالب آمد که او (برزین) در این شرایط که هجومی گسترده علیه مشایی درجریان است، با عباراتی شگفت انگیز از وی یاد می کند.

با خود گفتم چه می شود او را که در باره مشایی اینگونه بدون ملاحظات روزمره، سخن می گوید؟!

در این آشفته بازار سخن پراکنی علیه مشایی که این روزها تقریبا به مسابقه بدگویی علیه شخصیت ها تبدیل شده است، برزین در باره مشایی چنین می گوید:

"مشایی، تراز نوینی از روشنفکری دینی را ارائه می‌دهد."

روشنفکری دینی که در سالهای پس از انقلاب اسلامی، از زبان اشخاص مختلف وابسته به گروههای سیاسی، تشریح و تبیین شده است، ذهن مخاطبان خود را در گردباد مفاهیم و مصادیق دینی و مذهبی قرار داده و گرایش مردم به اینگونه عبارات تا حدودی دچار رکود شده است.

تفکر در حوزه دین که از دیرباز در انحصار روحانیون  و مراجع دینی بود، گستره بازتری یافته و کسانی که از عناوین روحانی و نظیر آن برخوردار نیستند به این وادی وارد شده اند تا نوید جریان تازه ای را به جامعه جویای دین بدهند و به آنها بگویند که می شود دین را با تفکری نو و روشنفکرانه واکاوی کرد و با زیبایی هر چه تمام تر به مردم شناساند.

مردمی که در حوزه اعتقادات و باورهایشان همواره با پدیده هایی مانند: دین گرایی، دین ستایی، دین گریزی و دین ستیزی روبرو بوده اند.

تفکر در اسلام از جایگاه بالایی برخوردار است و متون دینی و مذهبی در اسلام همواره پیروان خود را به تفکر پیرامون عناصر تشکیل دهنده اعتقادات اسلامی دعوت می کنند و در میان پیروان اسلام متفکران بزرگی پرورش یافته اند که امروزه مسلمانان به آنها افتخار می کنند.

 ارائه روشهای نو در مسیر تفکرات اسلامی و جذب مخاطب برای نواندیشی دینی، تلاشی بود که در دهه های اخیر رواج یافته و هر صاحب قدرتی را به این وادی کشانده است.

شاید مشایی هم از این جرگه باشد و در آینده نزدیک پیشوای روشنفکری دینی شود که امروز برزین از آن سخن به میان می آورد اما دور از انتظار به نظر می رسد که مخالفان مشایی بتوانند در مقابل این موضوع صبر و حوصله را بر هر کار دیگری ترجیح دهند.

ارائه تراز نوینی از روشنفکری دینی یعنی چه؟

نقطه نشانی السمت تفکرات دینی پس از رحلت پیامبر اسلام، ائمه (ع) بودند که قرن ها سکاندار کشتی اسلام در میان امواج پر تلاطم روزگار خود بودند و سرانجام پس از غیبت امام دوازدهم (عج) مراجع دینی مسئولیت هدایت جامعه مسلمین را بر عهده گرفتند.

با وجود آنکه جوامع اسلامی هیچگاه از وجود مراجع دینی بی بهره نبودند اما همیشه در انتظار امام دوازدهم خود بسر می بردند تا با ظهور خود طومار ظالمان را درهم پیچیده و اوضاع نابسامان مردم را سامان دهد.

ظهور منجی و ساماندهنده نهایی امور مسلمین، دیگر موضوعی است که برزین در تفکرات مشایی به آن اشاره می کند:

"مشایی، نگاهش را براساس فرهنگ انتظار که عمده‌ی شاخص‌های آن نفی باورهای غلط، روشنگری، نشاط‌بخشی و امید به فردای روشن است را در افق منظر نگاه مردمان پدیدار می‌سازد."

از ابتدای پیدایش نام مشایی،مسئله ظهور امام زمان (عج) پر رنگ تر گردید و در طلیعه کلام او دعای فرج طنین انداز شد و مخاطب صحبت های او، خواسته یا ناخواسته به این موضوع متمرکز می شد و بی درنگ فضای ذهنی خود را با تفکر پیرامون ظهور منجی، پر می کرد.

این موضوع هر مقدار پر رنگ تر می شد شایعات هم دامنه وسیعتری به خود می گرفت، تا جایی که برای او و اطرافیانش داستانها ساختند که به گفته خود او، شگفت انگیز جلوه می نمود.

عدم تعادل بین جمعیت حامیان و مخالفان مشایی باعث شد تا برخی افراد برای موضعگیری در مقابل او، از روش ملوانان استفاده کنند و بادبانهای کشتی وجود خود را بر اساس شدت وزش بادهای مخالف و موافق، به بالا و پایین بکشند.

یکی از سایت ها در مورد مطلب برزین از واژه تملق استفاده کرد.

چنین به نظر می آید که اگر جریان حمله علیه عقاید یک فرد شدت بیشتری داشته باشد، کسی حق جانبداری از او را ندارد و طبیعی است که همه باید علیه او موضعگیری کنند و برزین نیز نباید خود را از این امر مستثنی بداند.

باید برزین و برزین ها که سالها مشایی را می شناسند و با خلق و خوی او آشنایی کامل دارند به اعتقادات و باورهای خود نسبت به اسفندیار که متکی بر مستندات عینی آنها است شک کنند و خود را به جریان مخالف بسپارند و اگر چنین نکنند چه بسا حملات شدیدتر از قبل، آنها را نشانه خواهد گرفت  و در این حمله، اگر کسی آسیب دید باید گفت:

خود کرده را تدبیر چیست!

هر که خربزه می خورد پای لرزش هم می نشیند!

می خواستند از اسفندیار حمایت نکنند تا گزندی به آنها نرسد!

در این حالت باید پرسید که:

آیا همه ما این قاعده را قبول داریم که مظلوم محکوم است؟

این نکته را هم باید به خاطر داشت که برزین از مشایی حمایت نکرده بلکه تنها نظر خود را در باره او بیان کرده است و چه بسا اگر نظری غیر از این داشت با کمال جسارت و به همین وضوحی که از او دیدیم، بیان می نمود.

این مطلب را باور دارم زیرا برزین را از نزدیک می شناسم و بارها شاهد صراحت پندار، گفتار و کردار او بوده ام.

چه خوب است وقتی که انسان به چیزی اعتقاد دارد و سپس بدون ملاحظات رایج آن را بیان می کند و از عواقب بد احتمالی آن هراسی به دل راه نمی دهد.

زیبایی اخلاق انسانی هم در اینگونه مواقع نمود می یابد و ارزشها را به رخ کسانی می کشد که جوامع بشری را فاقد صفات نیکو می دانند.

برزین آنگاه به نقش بی بدیل مقام معظم رهبری در مسیر توسعه پایدار جامعه ایرانی اسلامی اشاره ای دقیق دارد:

" در واقع، عَلَم «نهضت تولید علم» را از حدود هفت هشت سال پیش مقام معظم رهبری بلند کردند و حالا پس از گذشت پنج شش سال، با اهتمام دولت‌های نهم و دهم، دستاورد‌های آن حاصل شده است. "

سطح، ارتفاع و عمق ارادت مشایی و همراهانش به ولایت در مجموعه پندارها، گفتارها و رفتارهایشان هویدا است و هیچ تردیدی نمی تواند در آن راه یابد چرا که عمل به فرامین رهبر جمهوری اسلامی ایران و تبیین مواضع روشنگرانه ایشان با روش های اجرایی از مشخصه های اصلی آنها به شمار می آید.

هر چند در سالهای اخیر عده ای سعی داشتند که این گروه را خارج از توجهات رهبری نظام قرار دهند اما آنچه در عمل اتفاق افتاد، همگرایی و هم افزایی زایدالوصفی بود که به دفعات، حادث گردید.

رفتارهای برخی از مخالفان مشایی در این برهه از زمان که همه دشمنان اسلام و ایران برای نابودی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از هیچ کوششی دست نمی کشند، زیبنده آنان نیست و تکرار موضعگیری های مخالف آنها شاید خوش خیالی براندازان نظام را تقویت کند و به آنها اینگونه تفهیم نماید که استمرار حرکات تفرقه افکنانه در میان مسئولان، می تواند برای آنان امیدبخش باشد.

تسری این نگاه که ایران می تواند به معنای واقعی کلمه، ام القرای کشورهای اسلامی برای توسعه و پیشرفت سایر ملل و ممالک اسلامی نیز موثر واقع شود مطلب دیگری بود که مورد تاکید برزین قرار گرفت:

"اکنون نگاه امیدبخش و با نشاطی وجود دارد که بیان می‌کند ایران به‌عنوان ام‌القرای کشور‌های اسلامی باید بتواند در تمام زمینه‌ها پیشرفت کند و پایه‌های اهتزار پرچم ظهور را در این جهان ایجاد نماید. وقتی این نگاه باشد، آن را به تمام زمینه‌ها می‌توان تسری داد."

اهتزاز پرچم ظهور را باید چگونه معنا کرد؟

همه نیک می دانیم که انتظار برای ظهور منجی عالم در بسیاری از ادیان، مذاهب و حتی فرقه های غیر دینی بصورت اعتقاد و باور وجود دارد و تنها ما مسلمانان نیستیم که در انتظار ظهور امام زمان خود بسر می بریم.

همین موضوع  یعنی وجود شمار بالایی از انسانهای کره زمین که در انتظار ظهور منجی عالم بشریتند رسالت ما ایرانیان اسلامی را بیش از پیش سنگین تر کرده و ما را بر آن می دارد که برای زمینه سازی ظهور، به فراتر از ظرفیت های ملی بیندیشیم.

اندیشه و عمل در حوزه ظهور منجی و داشتن جدیت در زمینه سازی برای تعجیل در ظهور می تواند ابعاد وسیع تری به خود بگیرد و پیروان این باور را در راه اصلی قرار دهد و حتی، ادعاهای جعلی را از مستندات مربوط به ظهور، متمایز سازد.

 وجه تمایز منتظران واقعی از مدعیان دروغین، تلاش و کوششی است که برزین به آن اشاره مستقیم دارد و برای این منظور از نگاه امیدبخش و با نشاط به عنوان پایه های اهتزاز پرچم ظهور در جهان یاد می کند.

تعبیر زیبایی است.

امید و نشاط در سایه تلاش و کوشش مردم می تواند بوجود آید و همین موضوع ظهور منجی را بشارت خواهد داد.

اهتزاز پرچم ظهور به معنای حقیقی و مجازی بطور توامان اشاره دارد و اگر قله های پیشرفت و توسعه توسط منتظران واقعی منجی موعود، فتح گردد، افق روشن پدیدار خواهد شد.

داشتن اندیشه ای نو در حوزه دینی پیش نیازهایی را مطرح می سازد که منتظران باید برای رفع آنها تلاش کنند و اگر این تلاش صورت نگیرد شاید خطرات راه بیش از حد تصور بروز یابد.

بیان عقاید و نظرات مشایی توسط برزین با عبارات مختصر صورت گرفت که با اندکی دقت می توان نکته های مهمی از بین آنها استخراج نمود:

"مشایی پدیده‌ای است که به عمق تاریخ نقب می‌زند؛ از نهضت سبز فاطمی آغاز و از نهضت سرخ حسینی عبور می‌کند و در نهضت سفید مهدوی می‌بالد و نگاهش را براساس فرهنگ انتظار که عمده‌ی شاخص‌های آن نفی باورهای غلط، روشنگری، نشاط‌بخشی و امید به فردای روشن است را در افق منظر نگاه مردمان پدیدار می‌سازد."

آنچه تا امروز فلسفه انتظار را با چالش های خطرناک مواجه ساخته، باورهای غلطی بوده که پیرامون این موضوع به مرور زمان شکل گرفته است و بانی آن نابخردانی بوده اند که همیشه سعی داشتند از راه های غیر منطقی ظهور منجی را اثبات کنند.

توجه به سبزی نهضت فاطمی، بعنوان سرآغاز نقبی که مشایی به عمق تاریخ می زند، عبور از نهضت سرخ حسینی و بالندگی در نهضت سفید مهدوی بر اساس فرهنگ انتظار، شاید همه مطالبی نباشد که برزین قصد داشت به آنها اشاره نماید اما زوایای پیدا و پنهان عقاید مشایی  را می توان به وضوح از نگاه یکی از یاران نزدیک او، تشخیص داد.

فردا روشن است چون منجی می آید  و چه خوب است که این ظهور در شرایطی باشد که متتظران او که خواهد آمد، در تلاش و کوششی وصف ناشدنی و همواره در سایه جوی از روشنگری، نشاط بخشی و امید به آینده در حال زیستن باشند.

این همان تراز نوین از روشنفکری دینی مشایی است که برزین به آن اعتقاد دارد و صادقانه آن را بیان نموده است.

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در چهارشنبه ششم بهمن 1389 و ساعت 11:57 |
متن گزارش رو از اینجا بخونید
+ نوشته شده توسط خادمین مردم در جمعه دهم دی 1389 و ساعت 12:15 |
رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره وقف دانشگاه آزاد اسلامی صراحتا اعلام کردند: وقف مزبور از لحاظ فقهی و حقوقی صحیح نیست. 

این حکم برای رییس شورای عالی انقلاب فرهنگی و رییس هیات مدیره دانشگاه آزاد اسلامی ابلاغ شد.

جریان وقف دانشگاه آزاد از چه قرار بود؟

** تيرماه 86؛ اولين جرقه وقف اموال دانشگاه آزاد توسط هاشمي رفسنجاني

بنابراين گزارش، هاشمي رفسنجاني رئيس هيئت موسس دانشگاه آزاد تيرماه 88 در ديدار جمعي از استادان دانشگاه آزاد واحد‌هاي مختلف استان كرمان با اشاره به چشم‌انداز 20 ساله نظام كه بر محور دانايي تدوين و تصويب شده است، گفت: "همه مي‌دانند كه امكاناتي را كه دانشگاه آزاد در طول ربع قرن به دست آورده، متعلق به بيت‌المال است و هچ كس حقي در تصرف آن ندارد. "
اين جمله آيت‌الله هاشمي به اعتقاد برخي كارشناسان و صاحب‌نظران اولين اشاره و جرقه براي وقف اموال دانشگاه آزاد بود، مسئله‌اي كه 2سال بعد به صورت علني و با صدور بيانيه‌اي رسمي ازسوي هيئت موسس دانشگاه آزاد اعلام شد.
البته همين جمله بعدها موجب كشف تناقضاتي در سخنان مسئولان دانشگاه آزاد شد كه بالاخره اموال دانشگاه آزاد متعلق به مردم است يا هيئت مؤسس؟

**مهرماه 87؛ آغاز فرآيند اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد در شوراي عالي انقلاب فرهنگي؛ بررسي موازي وقف در دانشگاه آزاد

بر اساس اين گزارش، شوراي عالي انقلاب فرهنگي در شهريور 1387 اعلام كرد كه اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد را از 13 مهر در دستور كار قرار خواهد داد.
اين اعلام شوراي عالي انقلاب فرهنگي با واكنش هيئت امناي دانشگاه آزاد روبرو شد و كريم زارع عضو اين هيأت در سخناني اظهار داشت: "امكان اصلاح اساسنامه تنها از سوي هيأت مؤسس دانشگاه آزاد امكانپذير خواهد بود. "

پس از اين اظهار نظر معاون دانشگاه آزاد، شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيزاعلام كرد كه؛ هرچند با 15 روز تأخير، اما اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد را آغاز خواهد كرد.

اما اين اعلام نظر شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز مجددا با واكنش دانشگاه آزاد و اين بار رئيس اين دانشگاه روبرو شد، جاسبي گفت: "هر وقت هيئت مؤسس دانشگاه آزاد اساسنامه را اصلاح كرد اين اصلاحات به شوراي عالي انقلاب فرهنگي ارسال خواهد شد؛ شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز پس از اينكه هيئت مؤسس دانشگاه آزاد اصلاحات لازم را بر روي اساسنامه انجام داد مي‌تواند اين مورد را بررسي كند. "

*موافقت شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي با اصلاح اساسنامه توسط خود دانشگاه آزاد و اولتيماتوم 3ماهه

در پي درخواست مسئولان دانشگاه آزاد مبني بر اصلاح اساسنامه اين دانشگاه توسط اعضاي هيئت امنا و موسس اين دانشگاه، شوراي عالي انقلاب فرهنگي به هيئت امناي دانشگاه آزاد براي اصلاح اساسنامه تا 10 دي87 اولتيماتوم داد.

اين شورا تأكيد كرد كه اگر دانشگاه آزاد تا 10 دي اساسنامه را اصلاح و به شوراي عالي انقلاب فرهنگي ارائه نكند، شورا خود به اين كار اقدام خواهد ورزيد.

اما اين اولتيماتوم نيز كارساز نشد و با پايان زمان تعيين شده، اساسنامه دانشگاه آزاد همچنان بدون اصلاح ماند تا اينكه بالاخره شوراي عالي انقلاب فرهنگي "اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد را در دستور كار خود قرار داد "

* اصلاح اساسنامه يا وقف اموال؟ دانشگاه آزاد مشغول چه كاريست؟

در حالي كه همگان گمان مي‌كردند هيئت مؤسس دانشگاه آزاد در حال اصلاح اساسنامه به منظور تقديم آن به شوراي عالي انقلاب فرهنگي براي تصويب نهايي است، بعدها و در گفت‌وگوي مشروح فارس با كريم زارع مشخص شد كه دقيقا در همين ايام هيئت مؤسس دانشگاه آزاد به جاي پرداختن به اصلاح اساسنامه، موضوع ديگري را پيگيري مي‌كند كه همان "وقف اموال دانشگاه آزاد " بود.

از اين روي بود كه در روزهايي كه فشارها به شوراي عالي انقلاب فرهنگي از سوي تشكل‌هاي دانشجويي براي اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد به دليل تأخير بيش از حد هيئت مؤسس اين دانشگاه به اوج خود رسيده بود، ناگهان در 7 شهريور 88 بيانيه‌اي از سوي هيئت مؤسس دانشگاه آزاد صادر و در آن اعلام شد كه "اموال دانشگاه آزاد اسلامي وقف شد. "

** بيانيه وقف اموال دانشگاه آزاد

اما هفتم شهريورماه 88 دانشگاه آزاد با صدور بيانيه‌اي اعلام كرد كه اموال اين دانشگاه را وقف كرده است.

** وقف اموال دانشگاه آزاد؛ قانوني، شرعي، هيچ‌كدام

وقف اموال دانشگاه آزاد در وهله اول از نگاه كارشناسان امري مبارك و ميمون به نظر مي‌آمد تا آنكه نكته‌اي قابل توجه، ديدگاه كارشناسان حقوقي و آموزشي را درباره وقف اموال دانشگاه آزاد تغيير داد. اين نكته ظريف گنجانده شده در بياينه وقف دانشگاه آزاد از جملات پاياني بيانيه استخراج شد.
آنجايي كه هيئت موسس دانشگاه آزاد تاكيد مي‌كنند كه: "فقط متوليان حق دارند تمامي فعاليت‌هاي مربوط به اداره و توسعه دانشگاه آزاد اسلامي را به انجام برسانند و به طور كلي اداره موقوفات منحصرا تابع مفاد وقفنامه و اصول و قواعد معتبر فقهي است "
جملات پاياني بيانيه وقف اموال دانشگاه آزاد، آغازي بود بر واكنش‌هاي كارشناسان و صاحب‌نظران نسبت به پروژه "وقف اموال دانشگاه آزاد "

**وقف دانشگاه آزاد قانوني بود؟

اما پيش از اشاره به واكنش‌هاي كارشناسان، يكي از نكاتي كه در بيانيه وقف اموال دانشگاه آزاد بيش از همه چيز جلب توجه مي‌كرد، اشاره هيئت مؤسس دانشگاه آزاد در اين بيانيه بر "استيذان از مقام معظم رهبري " و موافقت ايشان با اين وقف بود.

همچنين كريم زارع عضو هيئت امناي دانشگاه آزاد نيز در مصاحبه‌هاي مختلف با خبرگزاري‌ها تأكيد مي‌كرد كه اين اقدام هيئت مؤسس دانشگاه آزاد با استيذان از رهبر انقلاب صورت گرفته است.

اما تأكيد و اصرار مسئولان دانشگاه آزاد بر استيذان از رهبري موجب شد كه رسانه‌ها در تماس‌هاي مختلف با دفتر اطلاع رساني نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري صحت و سقم اين موضوع را جويا شوند.

اين پيگيري‌هاي رسانه‌ها و افكار عمومي موجب شد كه ناگهان ورق بر عليه دانشگاه آزاد برگردد. بدين صورت كه عصر روز 10 شهريور 88، دفتر مقام معظم رهبري اطلاعيه‌اي صادر كرد كه متن آن بدين شرح بود: "در پي صدور بيانيه هيأت مؤسس دانشگاه آزاد اسلامي در مورخ 88/6/7 در مورد وقف اموال و دارايي‌هاي اين دانشگاه، يك مقام آگاه در دفتر مقام معظم رهبري اعلام كرد: موافقتي از ناحيه رهبر معظم انقلاب اسلامي در خصوص وقف اموال دانشگاه آزاد اسلامي اعلام نشده است. "

پس از اطلاعيه صريح دفتر مقام معظم رهبري، واكنش‌هاي كارشناسان، حقوقدانان و سازمان اوقاف و امور خيريه نيز درباره بيانيه وقف دانشگاه آزاد آغاز شد.

واكنش‌هاي رسمي از سوي نهادهاي مختلف موجب شد تا زواياي جديدي از اين اقدام هيئت موسس دانشگاه آزاد مشخص شود و با روشنگري اذهان عمومي از سوي كارشناسان و صاحب‌نظران برجسته، قانوني بودن وقف اموال دانشگاه آزاد در هاله‌اي از ابهام قرار گرفت و در اظهاراتي اين اقدام هيئت موسس دانشگاه آزاد را در جهت موروثي كردن اين دانشگاه، حركتي انحرافي و در جهت فرار از قانونمند ساختن ساختار دانشگاه آزاد و مديريت آن خواندند و وقف اموال دانشگاه آزاد را امري غير قانوني خواندند.

* اعلام نظر سازمان اوقاف درباره وقف اموال دانشگاه آزاد

در همان ايام سازمان اوقاف و امور خيريه نيز صراحتا در اين زمينه موضع‌گيري كرد؛ محمدرضا كائيني معاون اموراوقافي سازمان اوقاف و امور خيريه كشور در همين خصوص گفت: افرادي كه اموال دانشگاه آزاد را وقف كرده‌اند ابتدا بايد ثابت كنند اين اموال، اموال شخصي آن‌هاست سپس وقف كنند.

وي افزود: مالي مي‌تواند وقف شود كه مالكيتش‌ براي افراد قطعي باشد و در زمينه اموال دانشگاه آزاد بايد گفت كه هيچ‌گونه هماهنگي و مشورتي در اين موضوع با ما انجام نشده است. چرا كه معمولاً براي انجام وقف‌هاي بزرگ مانند مؤسسه قلم چي بايد ابتدا مالكيت محرز شود و پس از آن استعلام از مراجع قانوني صورت گيرد و سپس وقف انجام شود. نه اين كه بدون هماهنگي با اوقاف اعلام شود مالي وقف شده است.

اين سازمان همچنين اعلام كرد كه نامه‌اي مبني بر وقف اموال دانشگاه آزاد به سازمان اوقاف ارسال نشده است!

*اعلام نظرشوراي عالي انقلاب فرهنگي درباره وقف اموال دانشگاه آزاد

در همان روزها شوراي عالي انقلاب فرهنگي در پي اقدام دانشگاه آزاد به طور صريح موضع‌گيري و اعلام كرد كه وقف اموال دانشگاه آزاد بدون مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي اعتبار ندارد.

مخبر دزفولي دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اين باره به خبرنگار ما گفت: همه موارد اصلاحي از جمله وقف اموال دانشگاه آزاد نهايتاً بايد با پيشنهاد هيئت مؤسس اين دانشگاه به تصويب نهايي شورايعالي انقلاب فرهنگي برسد.

البته اين موضع‌گيري به نوعي اولين واكنش شوراي عالي انقلاب فرهنگي به وقف اموال دانشگاه آزاد نبود و در سال‌هاي بعد نيز اين موضع‌گيري‌ها از سوي اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي ادامه داشت.

**وقف اموال دانشگاه آزاد شرعي بود؟

اما پس از آنكه مشخص شد كه سازمان اوقاف نامه‌اي از دانشگاه آزاد در جهت وقف اموال اين دانشگاه دريافت نكرده و اين سازمان در جريان وقف اموال اين دانشگاه نيست و همچنين شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز به عنوان عالي‌ترين مرجع رسيدگي به موسسات آموزشي و دانشگاه‌ها اعلام كرد كه وقف اموال دانشگاه آزاد بدون موافقت اين شورا قانوني نيست، بايد مشخص مي شد كه آيا وقف اموال اصلا شرعي بوده كه بخواهد قانوني باشد؟
در همين خصوص كارشناسان دانشگاهي و حقوقي اظهارات مختلفي را بيان كردند؛

*سليمي‌نمين/كارشناس دانشگاهي: صيغه وقف باطل است چون جاسبي حق وقف اموال بيت‌المال را ندارد

عباس سليمي‌نمين مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران در اين خصوص با بيان اينكه تأكيد دانشگاه آزاد بر خوانده شدن صيغه وقف، مضحك است، گفت: اين صيغه باطل است چرا كه رئيس دانشگاه آزاد قانوناً و شرعاً حق وقف اموال بيت‌المال را ندارد.

*طالقاني/حقوقدان: دانشگاه آزاد ملك شخصي نيست، نمي شود وقف شود

همچنين حسين طالقاني نيز به عنوان يك حقوقدان و استاد دانشگاه در گفتگو با خبرنگار ما، با اشاره به صحبت‌هاي جاسبي رئيس دانشگاه آزاد در خصوص وقف اموال دانشگاه آزاد، اظهار داشت: مسئله مهم در رابطه با سخنان وي اين است كه هر كس مي‌تواند اموال خودش را وقف كند ولي اموال عمومي را شخص خاصي نمي‌تواند وقف كند.


*شجاعي/حقوقدان: جاسبي تنها مي‌تواند اموال شخصي خود را وقف كند نه اموال مردم را

منصور شجاعي حقوقدان نيز در گفت‌وگو با خبرنگار ما درباره وقف اموال دانشگاه آزاد گفت: جاسبي تنها مي‌تواند اموال شخصي خود را وقف كند نه اموال دولتي را.

**خبري از "وقف " نيست!

در هر صورت واكنش‌هاي مطرح شده به موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد از سوي كارشناسان و صاحب‌نظران باعث شد تا اين بحث براي چند ماه هم كه شده از سوي مديران دانشگاه آزاد مطرح نشود و پرونده وقف دانشگاه آزاد به نوعي تعليق شود و همه چشم‌ها براي اظهارنظر نهايي در اين زمينه به سوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي باشد؛ تا اينكه ...
تا اينكه عبدالله جاسبي 27 آبان88 در شصتمين اجلاس شوراي مركزي دانشگاه آزاد مجددا اعلام كرد كه وقف دانشگاه آزاد به پايان رسيده و بايد براي آينده‌اي روشن براي اين دانشگاه تلاش كنيم.

*جاسبي: وقف پايان يافته اما سازمان اوقاف در جريان نيست!

جاسبي در آن سخنراني گفت كه درست است كه سازمان اوقاف هنوز در جريان نيست هر چند كه در نخستين فرصت به آن‌ها نيز خبر داده مي‌شود اما عدم اطلاع سازمان اوقاف به معني خدشه‌دار شدن وقف اموال دانشگاه آزاد نيست. درست مثل دختر و پسري كه صيغه عقد آن‌ها خوانده شده باشد اما براي ثبت به محضر نرفته باشند آن دو محرم هستند هر چند كه محرميت آن‌ها در محضر ثبت نشده است.
عبدالله جاسبي در حقيقت در آخرين اظهارات خود با قبول انتقادات وارده بر قانوني بودن وقف دانشگاه آزاد مبني بر عدم ثبت در اداره اوقاف و همچنين عدم موافقت رهبري اذعان كرد، اما همچنان اعتقاد داشت كه وقف دانشگاه آزاد به پايان رسيده است.

** دي 88؛ پايان اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد توسط شوراي عالي انقلاب فرهنگي

اما بالاخره پس از چندين سال كش و قوس در خصوص دانشگاه آزاد منصور كبگانيان در گفت‌وگو با فارس و مخبر دزفولي دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي پس از پايان جلسه 29 دي اين شورا از پايان اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد سخن گفتند.
البته اين مسئله در حالي بود كه كريم زارع معاون جاسبي، از اصلاح اساسنامه اين دانشگاه توسط هيئت امناي دانشگاه آزاد، اظهار بي اطلاعي مي‌كرد.
اما در هر صورت منصور كبگانيان عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي در گفتگو با خبرنگار ما با اشاره به آخرين جلسه اين شورا براي اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد اظهار داشت: در اين جلسه بررسي اساسنامه‌ دانشگاه آزاد به اتمام رسيد و بندهاي پاياني آن نيز مورد بررسي اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي قرار گرفت.
عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي گفت: با توجه به اتمام اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد در شوراي عالي انقلاب فرهنگي، اين اساسنامه از طريق دبيرخانه و با امضاي رئيس جمهور به دانشگاه آزاد ابلاغ خواهد شد.
اساسنامه دانشگاه آزاد اصلاح شد تا همگان منتظر ابلاغ آن به هيئت‌ امناي دانشگاه آزاد باشند اما اين مهم تا پايان سال 88 صورت نگرفت و همچنان كسي از محتواي اساسنامه جديد و اصلاح شده دانشگاه آزاد خبر نداشت و معلوم نبود كه آيا بحث وقف اموال دانشگاه آزاد در اساسنامه جديد آورده شده است يا خير؟

** آغاز سال 89 و آغاز دور جديد مسئولان دانشگاه آزاد در حمايت از وقف

با آغاز سال 89 و زمزمه‌هاي ابلاغ اساسنامه جديد و اصلاح شده دانشگاه آزاد به مسئولان اين دانشگاه، جاسبي براي نخستين بار در سال جديد با صدور پيامي به مناسبت فرارسيدن سال نو اعلام كرد: وقف اموال و دارايي‌هاي دانشگاه پس از استعلام از نظر فقهي مقام معظم رهبري و پيگيري هاي هيات موسس دانشگاه، به فرجام رسيد.
وي ادامه داد: وقف اين ميزان از اموال و دارايي‌ها، بزرگ‌ترين وقف در طول تاريخ به شمار مي‌آيد.
البته اين پايان كار نبود و جاسبي تنها در 3ماهه نخست سال 89 در سخنراني‌ها و پيام‌هاي مختلف 14 بار از وقف اموال دانشگاه آزاد خبر داد،‌ اين اظهارات ادامه داشت تا اينكه با تشكيل "هيئت فقهي رسيدگي به موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد " ديگر وي از اين مطلب سخن به ميان نياورد.

** ابلاغ اساسنامه دانشگاه آزاد و تعيين تكليف اموال؛ وقف امكان پذير نيست

بر پايه اين گزارش، بالاخره انتظار براي ابلاغ اساسنامه جديد و تصحيح شده دانشگاه آزاد به پايان رسيد تا محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور و رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي، اساسنامه جديد دانشگاه آزاد را كه در 7 جلسه اين شورا به طور مفصل مورد بحث و بررسي قرار گرفته و در جلسه 24 فروردين 89 در 25 ماده به تصويب نهايي رسيد، براي اجرا ابلاغ كرد.

يكي از مسائلي كه در اساسنامه جديد دانشگاه آزاد به آن اشاره شد، بحث تعيين و تكليف اموال اين دانشگاه و به نوعي متوقف شدن "وقف اموال دانشگاه آزاد " بود به طوري كه در ماده5 اساسنامه دانشگاه آزاد به اين مطلب اشاره شده بود كه: "دانشگاه آزاد مؤسسه‌اي است عمومي و غيردولتي و اموال آن به‌ عنوان اموال عمومي محسوب مي‌شود. هيچ يك از اعضاي هيأت مؤسس، هيأت امناء، مديران و ديگر اركان و مسئولين دانشگاه هيچ گونه حق مالكيت و حق انتفاع شخصي از اموال مزبور را ندارند و اموال و منافع مزبور منحصراً با رعايت مفاد اين اساسنامه و مقررات حاكم و با رعايت مصلحت دانشگاه، صرف هزينه‌ها و پيشرفت و توسعة فعاليت‌هاي دانشگاه خواهد شد. از اساسنامه اين دانشگاه آمده بود. "

ماده 5 اساسنامه دانشگاه آزاد به نوعي بحث "وقف اموال دانشگاه آزاد " را منتفي و مسئولان دانشگاه آزاد را كه تلاش چند ساله‌اي براي پيش برد سناريو وقف 250 هزار ميليارد ريال دارايي اين دانشگاه و دانشجويان آغاز كرده‌ بودند، نگران مي‌كرد.

** مرداد 89؛ وقف‌نامه دانشگاه آزاد همچنان به سازمان اوقاف ارائه نشده است

تاكيد مسئولان دانشگاه آزاد بر وقف اموال دانشگاه آزاد در حالي همچنان ادامه داشت كه مردادماه سال 89 حجت‌الاسلام والمسلمين علي محمدي در حاشيه همايش سراسري مديران كل ادارات اوقاف و امور خيريه در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در تبريز به تشريح آخرين وضعيت وقف دانشگاه آزاد اسلامي پرداخت
نماينده ولي فقيه و سرپرست سازمان اوقاف و امور خيريه كشور اظهار داشت: تاكنون وقف‌نامه رسمي دانشگاه آزاد اسلامي به سازمان اوقاف ارائه نشده است.
وي با اشاره به نظر مراجع عظام تقليد در مورد وقف مكان‌هاي عام‌المنفعه تاكيد كرد: وقف املاك عام‌المنفعه مستلزم نظر حاكم شرعي است و بايد به تاييد حاكم شرع برسد.

* تشكيل هيئتي متشكل از متخصصان فقهي و حقوقي به سرپرستي آيت‌الله آملي لاريجاني و پايان كشمكش‌ها

در حالي كه كشمكش ميان شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مسئولان دانشگاه آزاد درباره اجراي اساسنامه جديد و مباحث مربوط به وقف اموال دانشگاه آزاد بالا گرفته بود، مقام معظم رهبري در 2 نامه جداگانه به آقايان هاشمي رفسنجاني رئيس هيئت موسس دانشگاه آزاد و محمود احمدي‌نژاد رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي مباحثي را در خصوص وضعيت دانشگاه آزاد و حل مسايل پيش آمده مطرح كردند.
ايشان در اين نامه‌ها ضمن تاكيد بر قانوني بودن مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در خصوص دانشگاه آزاد، خواستار توقف موقت اجراي اساسنامه اصلاح شده اين دانشگاه براي رفع برخي ابهامات حقوقي و قانوني شدند و هيئت مؤسس دانشگاه آزاد را نيز از تصرف مبني بر وقف اموال اين دانشگاه منع كردند.
مقام معظم رهبري همچنين بررسي امكان شرعي و قانوني وقف اموال دانشگاه آزاد را نيز به هيئتي از متخصصان فقهي و حقوقي سپردند كه آيت‌الله آملي لاريجاني رئيس قوه قضائيه سرپرستي آن را بر عهده داشت.

* صدر: وقف اموال دانشگاه آزاد منتفي است

اما با تشكيل هيئت فقهي-حقوقي براي رسيدگي به وقف اموال دانشگاه آزاد، اين بحث به مدت حدود 3 الي 4 ماه از سوي مسئولان دانشگاه آزاد و اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي مسكوت ماند.

با اين وجود شايعات زيادي در خصوص اعلام نظر هيئت رسيدگي به وقف اموال دانشگاه آزاد مطرح بود تا اينكه 13 شهرويور ماه سال 89 شهاب‌الدين صدر عضو هيئت امناي دانشگاه آزاد در خصوص آخرين وضعيت اجراي اساسنامه و زمان تشكيل جلسات هيات امناي اين دانشگاه اظهار داشت: جلسات هيئت امناي دانشگاه آزاد هنوز تشكيل نشده است و هنوز منتظر اعلام نظر دستگاه قضايي در اين مورد هستيم.
وي با بيان اينكه دستگاه قضايي بايد جمع‌بندي نهايي و رسمي خود را در خصوص وقف اموال دانشگاه آزاد اعلام كند، افزود: هيئت امناي دانشگاه آزاد نيز بعد از انجام اين مرحله، مي‌تواند جلسات خود را برگزار و سرپرست دانشگاه را تعيين كند.
عضو هيئت امناي دانشگاه آزاد در همين زمينه گفت: بعد از انتخاب سرپرست دانشگاه آزاد در جلسه هيئت امنا، صلاحيت گزينه پيشنهادي در شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز بررسي خواهد شد تا در نهايت رئيس دانشگاه آزاد معرفي شود.
صدر در پاسخ به اين سؤال كه آيا موارد مطرح شده در رسانه‌ها را مبني بر اينكه "هيئت فقهي كه مأمور بررسي وقف اموال دانشگاه آزاد از نظر شرعي شده بود، اين وقف را غيرشرعي دانسته است " تأييد مي‌كنيد، خاطرنشان كرد: آن چيزي كه اطلاع پيدا كرده‌ايم اين است كه قاعدتا چون اموال دانشگاه آزاد، اموال شخصي نبوده و متعلق به مؤسسين اين دانشگاه نيست، مباحث حقوقي در خصوص آن وجود دارد و قاعدتاً بحث وقف در مورد آن نمي‌تواند انجام بگيرد.
وي در همين زمينه يادآور شد: سازمان اوقاف هم بارها اين مسئله را اعلام كرده است كه چيزي به نام وقف‌نامه از سوي دانشگاه آزاد به آن ارائه نشده است، بنابراين به نظر مي‌رسد كه موضوع وقف دانشگاه آزاد منتفي است.
عضو هيئت امناي دانشگاه آزاد در پايان در پاسخ به اين سؤال كه نهايتاً چه زماني تكليف دانشگاه آزاد مشخص خواهد شد، اظهار داشت: منتظر اين هستيم كه دستگاه قضايي اين مسئله را رسماً اعلام كند تا جلسه هيئت امنا را برگزار كنيم كه اين جلسه بايد هر چه زودتر و قبل از سال تحصيلي دانشگاه برگزار شود.

** پايان كار وقف اموال دانشگاه آزاد در مهرماه 89

در حالي كه منابع موثق از اعلام نظر هيئت رسيدگي به وقف اموال دانشگاه آزاد مبني بر امكان نداشتن وقف اموال اين دانشگاه خبر مي‌دادند، محسني اژه‌اي سخنگوي آيت‌الله آملي لاريجاني رئيس قوه قضائيه و "سرپرست هيئت حقوقي و فقهي رسيدگي به وقف اموال دانشگاه آزاد " خبر از اعلام نظر اين هيئت به مقام معظم رهبري داد.

* محسني‌اژه‌اي: نامه آيت‌الله لاريجاني به رهبري فرستاده شد؛ وقف درست نبوده است

دوشنبه 5 مهرماه 89 محسني اژه‌اي كه نخستين نشست خبري خود را به عنوان سخنگوي جديد قوه قضائيه برگزار كرده بود، در پاسخ به سؤالي مبني بر اعلام نظر قوه‌قضاييه درباره دانشگاه آزاد و موضوع وقف اين دانشگاه گفت: پس از آنكه متوليان اين دانشگاه در يكي از شعب دادگاه اقدام به جلوگيري از اعمال مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي كردند تشخيص داده شد كه اين كار آنها خلاف بوده و اعمال ماده 18 شد و مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي به اجرا گذاشته شد.
وي در ادامه در خصوص موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد نيز اظهار داشت: در مورد موضوع وقف و صحت آن مقام معظم رهبري رئيس قوه را موظف كردند تا مباحث حقوقي آن را مورد بررسي قرار دهند كه پس از بررسي‌ها، رئيس قوه قضاييه نامه‌اي را در مورد اظهارنظرشان به رهبري فرستاند. من از محتواي كامل نامه اطلاعي ندارم اما تا آنجايي كه اطلاع دارم نتيجه آن بوده كه وقف دانشگاه آزاد درست نبوده است.

* آيت‌الله لاريجاني: وقف دانشگاه آزاد از ابتدا باطل بود

در نهايت آيت الله صادق آملي لاريجاني در واكنش به سخنان هاشمي رفسنجاني اعلام كرد: وقف دانشگاه آزاد از ابتدا كار باطل و اشتباهي بوده است.

رئيس قوه قضاييه خطاب به هاشمي رفسنجاني، گفت: با كمال احترامي كه براي شما قائلم بايد بگويم اظهارنظر شما در مورد اينكه كسي كه وقف دانشگاه‌ آزاد را ابطال كند در مقابل خدا ايستاده كاملاً اشتباه است.

آيت‌الله صادق آملي لاريجاني عصر چهارشنبه در حاشيه بيست‌ويكمين گردهمايي شوراي سياست‌گذاري ائمه جمعه سراسر كشور با اعلام اين مطلب گفت: بنده براي آيت‌الله هاشمي رفسنجاني احترام ويژه‌اي قائلم اما اگر فرد ديگري غير از ايشان مي‌گفت كه هر كسي وقف دانشگاه آزاد را باطل اعلام كند در مقابل حرف خدا ايستاده مي‌گفتم اين حرف، حرفي عوامانه است.

وي ادامه داد: ما قصد نداريم بگوييم وقف باطل است و جلوي حرف خدا بايستيم بلكه مي‌خواهيم بگويم وقف دانشگاه آزاد از ابتدا عملي منبطل بوده است.

رئيس قوه قضاييه افزود: پس از آنكه از سوي رهبر انقلاب مؤظف شدم تا در مورد اين موضوع رسيدگي و بررسي انجام دهم كار كارشناسي خود را در مورد صحت اين وقف انجام دادم اما به اين نتيجه رسيدم كه اين وقف از ابتدا باطل بوده و نظر خود را نيز به صورت مكتوب در اختيار مقام معظم رهبري قرار دادم كه ايشان قطعاً با توجه به اين نظر، نظر خودشان را اعلام خواهند كرد.

آملي لاريجاني افزود: من به اين نتيجه رسيدم كه وقف باطل است و اين درست نبود كه آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در مجمعي عمومي در مورد اين وقف به اين شكل اظهارنظر كند.

** پايان سناريو وقف و ادامه مطالبه براي اجراي اساسنامه اصلاح شده دانشگاه آزاد

با اعلام نظر صريح آيت‌الله آملي لاريجاني به عنوان رئيس هيئت فقهي و حقوقي رسيدگي به وقف اموال دانشگاه آزاد مبني بر اشتباه بودن وقف اموال اين دانشگاه مباحث مربوط به وقف اموال اين دانشگاه به پايان رسيد تا پس از آن همگان منتظر اجراي اساسنامه اين دانشگاه و مشخص شدن مباحث ديگر در خصوص اصلاح ساختار دانشگاه آزاد باشند.

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در دوشنبه نوزدهم مهر 1389 و ساعت 8:18 |

حول و حوش ساعت 11 صبح شنبه بود که خبر تغییر مدیرعامل خبرگزاری برنا را شنیدم؛ خبری که حکایت از جایگزینی "پرویز کرمی" به جای "صادق مهدی غفرانی" داشت.

 

 

آشنایی من و آقای غفرانی بر می گردد به اواسط تابستان پارسال؛ آن موقع علیرغم پایان انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد و مشارکت رویایی ملت فهیم و با بصیرت کشورمان و کسب رای قاطع توسط دکتر احمدی نژاد در این انتخابات، فتنه 88 همچنان ادامه داشت. در یکی از جلساتی که جمعی از دوستان حضور داشتند، بحث جداشدن احسان از برنا و رفتنش به ایرنا مطرح شد. ظاهرا قریب به یک ماهی بود که رسما به ایرنا رفته بود. قرار شد "محمدرضا سرودلیر" با آقای غفرانی مدیرعامل وقت برنا صحبت کند تا اگر نیاز بود برای کمک به برنا بروم.

سیزدهم شعبان، آماده جشن های نیمه شعبان می شدیم که محمدرضا بهم زنگ زد و گفت امروز برو پیش غفرانی. آدرس را گرفتم و رفتم برنا. دم در گفتند آقای غفرانی گفته باید بری پیش آقای باقری. وقتی پرسیدم باقری کیست، گفتند سردبیر برنا است و من را راهنمایی کردند به طرف طبقه سوم.

وقتی وارد اتاق سردبیر شدم، شوکه شدم. آقای باقری همان "محمدرضا باقری" خودمان بود؛ دوست شفیقی که از روزنامه خورشید با هم رفیق شده بودیم که در سفر پیگیری سفرهیات دولت به استان سمنان، رفاقتمان مستحکم تر شد. محمدرضا در روزنامه خورشید، خبرنگار اجتماعی بود و من خبرنگار سیاسی.

پس از یک جلسه یک ساعته قرار شد به عنوان دبیر سیاسی برنا فعالیتم را شروع کنم. پس از آن جلسه هم برای جمع بندی رفتیم پیش آقای غفرانی. برای اولین بار بود ایشان را می دیدم؛ جوان امروزی که تیپش برنایی بود. پس از صحبت های نهایی، قرار شد از نیمه شعبان کارم را شروع کنم. بعد هم به اتفاق آقای باقری به سرویس سیاسی رفتیم تا ایشان بنده را به خبرنگاران سیاسی معرفی کند. ظاهرا دبیر قبلی، از فردای انتخابات از برنا رفته بود و خانم یارقلی دبیر وقت باشگاه جوانی برنا، همزمان سرپرست سرویس سیاسی نیز بود.

روز اول کاری برایم خیلی سخت و عذاب آور بود؛ چراکه اولا با خبرنگارانی مواجه بودم که خاطرات خوبی از کار با بعضی از دبیران قبلی نداشتند. ثانیا خبرنگاری داشتیم که بنده خدا خبرنگار اجتماعی در حوزه بهداشت بود و تجربه و تخصص کار در حوزه سیاسی را نداشت و فقط به دلیل اختلاف با دبیر سرویس اجتماعی، به سرویس سیاسی آمده بود. شاید تنها خبرنگار سیاسی که از حضورم در سرویس سیاسی استقبال کرد، "احمد جان نثاری" بود. اما به مرور این دیدها مثبت شد، تا جایی که وقتی از خبرگزاری برنا خداحافظی می کرد، رابطه ام با خبرنگاران یک رابطه کاملا دوستانه و دو طرفه بود.

در مدت حدود 10 ماهی که در برنا بودم خیلی ها به من کمک کردند و بر تجربیاتم افزوده شد که در میان از نام "صادق مهدی غفرانی" به راحتی نمی توان گذشت.

از کار با آقای غفرانی، خاطرات تلخ و شیرین زیادی دارم – از جریمه های سنگین مالی تا تشویق در جمع دبیران برنا – اما نکته مهم این است که اگر برخی خصوصیات خاص ایشان نبود، می توانست برنا را به بهترین و پربازدیدترین خبرگزاری ایران تبدیل کند. البته یکی از این خصوصیات خاص ایشان بر می گشت به شرایط برنا. برنا هم زیر مجموعه سازمان ملی جوانان بود و هم زیر مجموعه ایرنا. اوایل و آن زمانی که برنا خبرگزاری نشده بود و یک شبکه خبری محسوب می شد، یکی از دوستان به شوخی می گفت: "مثل اینکه برنا فرزند نامشروع سازمان ملی جوانان و ایرنا است؛ هیچ کدامشان حاضر نیستند مسئولیت کامل آن را قبول کنند". این موضوع برای مدیر یک مجموعه خیلی عذاب آور است و بهتر است بگویم سوهان روح او است. اما آقای غفرانی با این شرایط جنگید و نگذاشت برنا تعطیل شود و یا خنثی عمل کند.

شاید یکی دیگر از روحیات خاص ایشان که مورد اختلاف بین بنده و این برادر عزیز بود، علاقه ویژه ایشان به آقای شریعتمداری و آقای صفارهرندی بود. بنده هم آن زمان به این دو برادر علاقه داشتم ولی نه به اندازه آقای غفرانی. ایشان دستور داده بودند هر روز سرمقاله کیهان را چک کنیم و هر مقاله ای که "حسین شریعتمداری" نوشته است را در برنا بگذاریم ولی من این موضوع را قبول نداشتم و فکر می کردم لزومی ندارد تمام مقالات آقای شریعتمداری را در برنا بگذاریم.

اما اگر از این خصوصیات خاص آقای غفرانی فاکتور بگیریم، باید گفت ایشان فوق العاده روی مسائل معیشتی بچه ها حساس بود و در کنار حقوق های ماهانه سعی می کرد به مناسبت های مختلف، پکیج هایی را نیز برای بچه ها تهیه کند.

زمان مدیریت آقای غفرانی بود که با مصوبه هیات دولت "شبکه خبری برنا" به "خبرگزاری برنا" ارتقاء یافت؛ در این زمان بود که برنا در نمایشگاه مطبوعات سال گذشته، عنوان رسانه برتر در بخش سایت های خبری را کسب کرد؛ زمان مدیریت این برادر بود که برنا از سوی نمایندگان مجلس به عنوان یکی از رسانه های فعال در عرصه مقابله با فتنه 88 شناخته شد؛ و فراوان است اتفاقات مبارک که در دوران مدیریت ایشان رخ داد.

البته بحث رفتن آقای غفرانی از برنا از اولین روزهای حضور آقای بذرپاش در سازمان ملی جوانان، مطرح بود و هر روز شایعه جدیدی در این باره عنوان می شد؛ حتی در روزهای آخری که بنده دبیر سیاسی خبرگزاری برنا بودم، بحث حضور آقای "پرویز کرمی" در این خبرگزاری مطرح می شد.

جالب است بدانید آقایان کرمی و غفرانی رابطه دوستی قدیمی با یکدیگر دارند و هردو در کیهان فعال بوده اند. همان زمان که آقای غفرانی رئیس برنا بود، آقای کرمی به برنا رفت و آمد داشت؛ چه در خود خبرگزاری و چه زمان برگزاری نمایشگاه مطبوعات.

یادم نمی رود جلسه خداحافظی که با آقای غفرانی داشتم. ایشان گفت: "خوب فکرهایت را کرده ای؟ بیشتر فکر کن اگر شد در خبرگزاری بمان". ولی من تصمیمم را گرفته بود و این برادر عزیز وقتی با این موضوع مواجه شد، گفت: "پس فکرهایت را بکن و یک زمان خاصی را به برنا اختصاص بده. برو در مسئولیت جدید مستقر شو و بعد از آن یک قالبی را تعریف کنیم که برای برنا هم وقت بگذاری". بنده هم قبول کردم ولی متاسفانه به دلیل مشغله زیاد بدقولی کردم.

به هر حال، "صادق مهدی غفرانی" دو روز پیش مدیریت برنا را تحویل "پرویز کرمی" داد و حال باید دید برنامه مورد نظر "مهرداد بذرپاش" برای برنا چیست که کرمی را جایگزین غفرانی کرده است؛ اما در این بین یک موضوع می ماند و آن یک عرض خسته نباشید به آقای غفرانی که از زمان قبول مسئولیت برنا تا تحویل این مسئولیت، فشارها و مشکلات زیادی را تحمل کرد و در این بین حتی به برخی کسالت های جسمی نیز دچار شد: "آقای غفرانی! خسته نباشید".
+ نوشته شده توسط خادمین مردم در دوشنبه یکم شهریور 1389 و ساعت 16:53 |

سید مجتبی ناوندی در وبلاگ شخصی خود آورده است:

 
ضمن تبریک فرارسیدن ماه مبارک رمضان "ماه میهمانی خدا" و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما؛ باید بگم که تصمیم گرفته بودم در ماه مبارک، وبلاگم را به روز رسانی نکنم تا اینکه شب گذشته یکی از دوستان، پیامکی به من فرستاد که توش اومده بود: "ادبیات بی ادبانه و مغرضانه سعید حدادیان در شب اول ماه خدا: مشایی ... احمدی نژاد است".



ظهر دیروز درباره این صحبت ها چیزهایی شنیده بودم ولی از اونجایی که این روزها چیزی که زیاده و بازارش داغه، دروغ و تهمت و شایعه است، با بی اعتنایی از کنارش گذشتم تا اینکه که این پیامک دریافت کردم. بهش زنگ زدم و قضیه را پرسیدم. گفت: "سعید، این صحبت ها را دیشب در هیات رزمندگان غرب تهران(امام حسن(ع)) که با حضور آقایان و خانم ها برگزار شده، داشته؛ یکی از دوستان هم فایل صوتی اون رو داره".


خیلی  ناراحت شدم. حاج سعید حدادیان و این حرف ها، آن هم در چنین جمعی؛ مثل اینکه او هم مثل خیلی های دیگر که صحبت های مشایی را از برخی رسانه های مغرض، خوانده بودند یا شنیده بودند، تحت تاثیر قرار گرفته و این صحبت ها را کرده است. احساس کردم باید این پیامک را به بقیه دوستان هم بفرستم تا شاید بچه هایی که در جریان نیستند، تو جریان قرار بگیرند. داخل پیامکم آوردم: " ادبیات بی ادبانه و مغرضانه سعید حدادیان در شب اول ماه میهمانی خدا و در حضور مومنات و ناموس مردم: مشایی ... احمدی نژاد است".

تازه این پیامک را ارسال کرده بودم که یک پیامک آمد که : "ادب یک مداح! حدادیان در شب اول ماه خدا در میان خانواده ها (نوامیس مردم): مشایی، .... احمدی نژاد است و باید ... او را قطع کنیم". ولی من پیامکم را ارسال کرده بودم.

خلاصه، اولین واکنش را دوست عزیزم مهندس صادقی به این پیامک داشت که جواب داد: "Eshae fahsha nakon". درست می گفت شاید طور دیگری باید بچه ها را در جریان قرار می دادم.

دومین جواب را آقای جان نثاری داد که در پیامکش آورده بود: "یا مهدی ادرکنا".

سومین واکنش را برادر عزیزم آقای شکوه فر داشت که با من تماس گرفت و اصل ماجرا را پرسید. بنده خدا خیلی از این صحبت ها ناراحت شده بود؛ یک صحبت حدود ده دقیقه ای داشتیم و بعد با هم خداحافظی کردیم.

چهارمین عکس العمل را آقای محمدخانی داشت که در تماس تلفنی، خواست ببیند فایل صوتی این صحبت ها را دارم یا نه.

پنجمین واکنش را آقای دادپور داشت که در پیامکش معلوم بود از دست حاج سعید حدادیان خیلی ناراحت است.

و اما ششمین و شاید موثرترین عکس العمل را دوست عزیزم آقای باقری داشت که پیامک زد: "رمضونت مبارک اخوی؛ من خودم اونجا بودم؛ این پیامک شما کمال بی انصافی است."

سریع با او تماس گرفتم. پس از سلام و احوالپرسی داغ که شاید خاص ارتباط من و آقای باقری است، به قول قدیمی ها، رفتیم سر اصل موضوع. می گفت: "صحبت های حاج سعید مثل صحبت های مشایی تحریف شده است و مثل "لا اله الا الله" است که "الا الله" آن گفته نشود. حاج سعید اول از ماجرای آدم و حوا شروع کرد که ... آن ها پوشیده بود و ... را زشتی معنی کرد. در ادامه گفت وقتی دکتر احمدی نژاد درباره نامه آقا آن گونه عمل کرد و بعدش هم مشایی را فقط از معاون اولی برداشت و در جای دیگری استفاده کرد، ... پیدا شد و این جا نیز ... را به معنی زشتی گفت. بعد هم به شوخی گفت اگر لازم باشد، ... احمدی نژاد را قطع می کنیم. اگر در آن فضا بودی می دانستی که فضا به این شکل که در اس ام اس آمده، نبوده است."

به او گفتم: "پس حاج سعید، صحبت های آقا را هم تحریف کرده است!!؟". باقری جواب داد: "چرا؟ ". به او گفتم: "مگر آقا فردای روز کنار گذاشتن مشایی از معاون اولی و انتصاب وی به رییس دفتری رییس جمهوری که با غوغاسالاری عده ای همراه بود، در دیدار با جمعی از قاریان قرآن کریم نفرمودند که اگر من می گویم فردی در فلان جایگاه نباشد، به این معنا نیست که در هیچ جایگاهی از او استفاده نشود. مگر شنیده نشد که حضرت آقا در همان روز از رفتار فردی درباره این انتصاب که از قضا در دولت نهم هم مسئولیتی داشته، گلایه کرده است".

این دوست عزیز جواب داد: "خلاصه خواستم بگویم، این صحبت ها در فضای دیگری بوده است و این پیامک استنباطی است". من هم به او قول می دهم صحبت های او را در وبلاگم منتشر کنم و اینگونه شد که دیشب تصمیم گرفتم امروز در این باره مطلبی بنویسم.

و اما صحبتی کوتاه با مداحی که به او خیلی علاقه دارم، یعنی "حاج سعید حدادیان":
برادر عزیز! اگر با شنیدن یا خواندن صحبت های آقای مشایی درباره مکتب اسلام و مکتب ایران این قدر ناراحت شده ای و این صحبت ها را کرده ای، باید گفت: " آقای مشایی در آن صحبت ها از تقسیم بندی ها مختلفی که امروز درباره اسلام وجود دارد گفت و تاکید کرد که ناب ترین نوع آن در ایران است و و از آن به عنوان "مکتب ایران" یاد کرد نه "مکتب ایرانی".

فرق "مکتب ایران" با "مکتب ایرانی" این است که "مکتب ایران" یعنی مکتبی که در ایران وجود دارد و "مکتب ایرانی" یعنی مکتبی که توسط ایرانی ها درست شده است.

حتما می گوئید چرا به جای "مکتب ایران" از همان "مکتب ناب محمدی(ص)" استفاده نکرد که باید گفت اولا این صحبت ها بصورت خیلی ظریف، در جمع ایرانیان خارج از کشور بیان شده است؛ یعنی موضوع ایران بوده است. ثانیا وی هم از مکتب ایران به عنوان ناب ترین اسلام یاد کرده است.

مکتب ایران، مکتب اسلام ناب محمدی(ص) است؛ به قول خود آقای مشایی، مکتب حسینی است؛ مکتب خمینی است. مگر خود شما نمی گویید که "یاد امام و شهدا دل ها رو میبره کربلا"، پس چرا می گوید که یاد امام خمینی(ره) که رهبر کبیر و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و همچنین شهدایی که در نظام جمهوری اسلامی ایران و در دوران دفاع مقدس به شهادت رسیدند، دلها را به کربلا می برد. آیا شما حاضرید بگویید یاد عده ای که نام مسلمان بر خود گذاشته اند و به نام اسلام، سر اسلام را می برند و جیره خوار دشمنان اسلام ناب هستند و در یک کلام به قول امام راحل می توان از آن به عنوان "اسلام آمریکایی" یاد کرد، دل ها را به کربلا میبرد.

برادر عزیز! حتما شنیده اید که فردی که در مثلث نوشاندن جام زهر به امام راحل در جریان پذیرش قطعنامه  حضور داشته و در انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری کاندیدا بود و وضعیتش در جریان فتنه مشخص است، رفت و آمدش به هیات ها را شروع کرده است و مورد استقبال برخی از مداحان و دوستان قرار گرفته است که ظاهرا این دوستان هم در حال فراموشی ماجرای جام زهر هستند و هم ماجراهای فتنه 88 را از یاد برده اند و این باعث شده است که عده ای به خود جرات دهند بصورت غیرمستقیم آن ها را جذب کنند و در بازی جدید خود که باید از آن به عنوان "جام زهر 2" یاد کرد، این عزیزان را هم شریک بازی کنند. این منافق صفتان بازیگردان "جام زهر" این بار می خواهند با تحریف صحبت های نزدیکان رییس جمهوری که حضرت آقا از دیدگاه های وی به عنوان نزدیک ترین دیدگاه ها بین روسای جمهور گذشته به خود یاد فرمودند، ذهن ها را از بازی خود منحرف کنند و مانند کاری که در "جام زهر1" کردند، در این هیاهو، مخفیانه جام زهر را به آقایمان بنوشانند که این بار کور خوانده اند. یک بار از "بحث مهم عفاف و حجاب" توسط کسانی که در دوران دوم خرداد، درباره فحشایی که جامعه را به ناکجاآباد میبرد، سکوت کرده بودند، سوءاستفاده می شود تا احساسات پاک متدینین جامعه تحریک شود. حالا هم با تحریف صحبت های مشایی، اذهان جامعه را مشغول موضوع جدیدی کرده اند تا کار خود را جلو برند. باید منتظر هیاهوهای جدید در چند ماه آینده بود؛ اما برادر عزیز، وظیفه امت حزب الله در این برهه زمانی، زیرکی و نگاه تیزبینانه به حرکات فتنه گران و طراحان بازی جام زهر است و نباید در زمین آن ها بازی کرد.

برادر عزیز! بر خلاف عقیده عده ای که عملکرد مناسبی هم در مقابله با فتنه 88 داشتند، معتقدم فتنه جدید را کسانی تشکیل خواهند داد که در بازی "جام زهر 2" شریک هستند و به نظر می رسد این بازی نهایتا تا پایان امسال به مرحله اجرا دربیاید ولی انشاء الله این بار امت حزب الله این جام را در حلقوم آن منافق صفتان فرو خواهند برد. پس برادر عزیز اگر می خواهد به مردم بصیرت بدهید، این بازی منافق صفتان را فراموش نکنید؛ چراکه در شرایط کنونی،  وظیفه ما معرفی ابعاد فتنه جدید "جام زهر2" است.

والعاقبة للمتقین

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در جمعه بیست و دوم مرداد 1389 و ساعت 16:10 |
سایت خانه ملت ارگان رسمی پوشش اخبار مجلس شورای اسلامی در میان تیتر خبر کنفرانس خبری لارذیجانی در ژنو اینطور نگاشته است:

رفتار ایران در شورای امنیت توهین بر برزیل و ترکیه بود

 

خبرنگاری از لاریجانی پرسید که آیا توافقی که با برزیل و ترکیه داشتید به خاک سپرده شد؟ که لاریجانی در پاسخ اظهار داشت: این پادرمیانی به این شکل نبود که برزیل و ترکیه شب خواب ببینند و بعداًٌ این طرح را عنوان کنند بلکه این قضیه معادلاتی داشت و امریکا نامه هایی را به مسئولان این دو کشور نوشته بود.

وی افزود: بنده نیز با آقای لولا و اردوغان در تهران ملاقات داشتم که آنها بحث نامه را با من مطرح کردند؛ اما من به آنها گفتم که ما اعتمادی به رفتار امریکا نداریم ولی آنها گفتند ما اعتماد حاصل کردیم و آقای اوباما می خواهد مسیر جدیدی را دنبال کند.

رئیس مجلس یادآور شد: ما به احترام دو کشور برزیل و ترکیه این موضوع را پذیرفتیم و فکر می کنیم که کار امریکا در شورای امنیت توهین به این دو کشور و ایران بود چون افرادی را جلو فرستاند و بعد پشتشان را خالی کردند.

رئیس مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: ما چارچوب های ان.پی.تی را قبول داریم اما غیر از آن چیزی را نمی پذیریم، همچنین بین تعهدات و تکالیف باید تعادل وجود داشته باشد.

لاریجانی گفت: دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای راکتور تحقیقاتی تهران سوخت تهیه کند.

وی افزود: اگر اینها بخواهند رفتار غیرقانونی نسبت به بازرسی کشتی های ما داشته باشند ما نیز مقابل به مثل خواهیم کرد.

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در سه شنبه بیست و نهم تیر 1389 و ساعت 20:50 |

طی هفته های اخیر بروز اختلافات بین دولت و مجلس اصولگرا باید مورد تحلیل جدی و دقیق کارشناسان قرار گیرد.

مجادلات مجلس و دولت در خصوص هدفمند کردن یارانه ها که منجر به تاخیر در اجرای این طرح شد، زمینه های لازم را برای دشمنان داخلی فراهم کرد تا بتوانند با ایجاد شایعه پراکنی و جنگ روانی فضای التهاب در جامعه ایجاد کنند و در واقع با ایجاد نارضایتی در مردم به گونه ای یک بمب اجتماعی در مخالفت با اجرای این طرح بسازند.

به نظر می رسد این بمب به گونه ای طراحی شده است که به محض اجرایی شدن طرح هدفمند کردن یارانه ها با الگوبرداری از اغتشاشات سهمیه بندی بنزین و حوادث بعد از انتخابات عمل خواهد کرد و دولت را با چالش جدی مواجه می نماید.

این در حالی است که شنیده شده است برخی شخصیتهای سیاسی مطرح در جلسات محفلی از شکست دولت در اجرای این طرح سخن گفته اند و به نوعی با دم خود گردو شکسته اند و مانند برخی موضع گیری های بعد از انتخابات 84 تاکید کرده اند که دولت دهم تا آبان ماه ۸۹ بیشتر دوام نخواهد داشت.

از سوی دیگر ایجاد تعامل بین اصولگرایان افراطی و اصلاح طلبان میانه رو خصوصا در حوزه مجلس و احزاب سیاسی منجر به ایجاد خاکریز دانشگاه آزاد اسلامی در برابر دولت شده است، اگرچه دولت هیچ علاقه ای به رودر رویی با این خاکریز ندارد.

از یک سو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تصویب اساسنامه جدید برای دانشگاه آزاد اسلامی و چینش اعضای هیات امنا قصد دارد از دست اندازی های اقتصادی و سیاسی به این دانشگاه جلوگیری کند و از سوی دیگر هاشمی رفسنجانی با حمایتهای فراوان تمام تلاش خود برای تثبیت قدرت در این دانشگاه را دارد.

تلاشهای گسترده ای برای تخریب چهره دولت و تقویت بمب اجتماعی مذکور صورت می گیرد که یکی از آنها هجمه سنگین در خصوص طرح عفاف و حجاب است، تا جایی که برخی شخصیتهای سیاسی برای ایجاد جو مخالفت با نظر رئیس جمهور در این خصوص تلاش کردند تا مراجع را به موضع گیری در این زمینه تشویق کنند.

در حقیقت کندن چاله ها و ایجاد چالش های تبلیغاتی موقت مانند جریان عفاف و حجاب، یا مسئله دانشگاه آزاد و امثال این موارد همگی می تواند ابزارهای نرمی جهت کودتا علیه دولت دهم باشد.

این ابزارها از یک سو با ایجاد موج های مختلف مخالفت با دولت سعی دارند به تقویت بمب اجتماعی مذکور بپردازند که با طرح عفاف و حجاب مخالفین ولایت مدار دولت را جذب خود و با طرح مباحثی مانند دانشگاه آزاد مخالفین خارج از دایره ولایت را جذب خود می کنند.

تلاش در جهت ایجاد جمعیت های مخالف دولت در اقشار مختلف از طلبه، دانشجو، کارگر، کارمند و ... با هدف سعی در ایجاد همبستگی بین این طیف ها در مخالفت نهایی بعد از اجرایی شدن طرح هدفمند کردن یارانه ها ظاهرا یکی از استراتژی های دشمنان داخلی نظام است.

در هر صورت برنامه ریزی دشمنان داخلی جهت ایجاد آشوبگری و اغتشاش بعد از اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها حداقل به عنوان یک فرض قوی مطرح و بررسی زوایای چنین اقدامی ضروری به نظر می رسد.

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در سه شنبه هشتم تیر 1389 و ساعت 16:28 |
تحصیل مدیران و مسئولان در انگلستان، فرصت یا تهدید
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری برنا ،فروردین ماه 89 بود که خبر " 400 آقازاده ایرانی در تیر رس سرویسهای جاسوسی انگلستان" در برنا منتشر شد.

در این گزارش آمده بود دستگاه های اطلاعاتی غربی به خصوص MI6 انگلیسی با استفاده از پوشش های مختلف فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و ... از دانشجویان ایرانی به عنوان عناصر اطلاعاتی خود در ایران استفاده می کنند.

این گزارش تاکید داشت، یکی از بهترین راه ها که بیشترین بازدهی را برای دستگاه های اطلاعاتی غربی در مورد ایران داشته است، بکارگیری دانشجویان و یا فارغ التحصیلان ایرانی دانشگاه های معتبر بریتانیا تحت پوشش هایی است که حتی خود آن افراد هم کمتر متوجه جاسوس بودن خواهند شد. 

انتشار این خبر در خبرگزاری برنا و بعد از آن در سایتها و روزنامه ها، جریانی مخالف رفاه طلبان و رانت خواران به راه انداخت و تاکنون هیچ مقام رسمی امنیتی و اطلاعاتی این خبر و اخبار و تحلیل های مرتبط با آن را تکذیب نکرده است.

از سوی دیگر شایان ذکر است که منظور از آقازاده ها تنها فرزندان برخی مسئولین خاص نیست که بعد از فتنه گریهایشان به بهانه تحصیل به انگلستان پناه برده اند، بلکه منظور فرزندان مدیران عامل دولتی، روسای سازمان ها ،نمایندگان مجلس ،مسئولان و مدیران قوه قضائیه،وزرای کابینه دولت های پیشین و کنونی و از این دست است.

این در حالی است که از دهه 70 و در دوران دولت هاشمی رفسنجانی اعزام برخی مدیران و کارمندان دولتی جهت ادامه تحصیل به انگلستان آغاز شد و این افراد با هزینه بیت المال مشغول تحصیل در کشوری شدند که سابقه و عملکرد منفی آن در تاریخ ایران و دشمنی های این کشور از صدها سال قبل آغاز و تا کنون ادامه دارد.

در واقع آغاز تحصیل برخی مسئولان و مدیران نظام در کشور انگلستان، زمینه ساز حضور فرزندان مسئولان در این دوران شده است، اما آیا نظام جمهوری اسلامی از تحصیل مدیران و مسئولان خود در انگلستان سود برده یا زیان کرده است.

یکی از اشخاصی که در دوران آقای هاشمی در انگلستان با هزینه بیت المال تحصیل کرد، "سعید حجاریان" بود که به همراه چند نفر دیگر از همکاران خود در یک رشته امنیتی از انگلستان فارغ التحصیل شد.

قبل از انتخابات دوم خرداد 76، "سعید حجاریان" معاون سیاسی "محمد موسوی خوئینی ها" در مرکز مطالعات استرتژیک ریاست جمهوری بود؛ همانجایی که هاشمی رفسنجانی راه انداخته بود تا بعد از او خط مشی اقتصادی دولت کارگزارن در 8 ساله آینده ادامه یابد و با حضور افرادی از حلقه کیان در این مرکز و بررسی افراد مذکور، این موضوع با روی کار آمدن دولت اصلاحات محقق شد.

سعید حجاریان در دوران اصلاحات به عنوان تئوریسین جریان دوم خرداد شناخته می شد و یکی از پرچمداران جبهه اصلاحات به شمار می آمد، دیگر تفاوتی نداشت که سازمان مجاهدین یا جبهه مشارکت و حتی کارگزاران سازندگی باشد یا هر جای دیگر.

سعید حجاریان از جمله کسانی بود که در تحریک دانشجویان در غائله 18 تیر با هدایت های خاص خود، نقش داشت و هدایت اصلی انتشار خبر قتل های زنجیره ای را قبل از انجام آن بر عهده داشت.

پروژه ترور سعید حجاریان در اسفند ماه 78 ناکام ماند و برخی کارشناسان امنیتی جریان ترور وی را ساختگی و برخی دیگر در راستای کشته سازی تبلیغاتی برای جبهه اصلاحات دانستند.

سعید حجاریان آخرین بار در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری فعالیت سیاسی داشت که بعد از آشوبهای خیابانی، به عنوان یکی از افراد مجرم در حوادث بعد از انتخابات دستگیر و دادگاه وی بصورت علنی برگزار شد و حتی بعد از آن در یک برنامه تلویزیونی حاضر و به نوعی از کلیه اقدامات سالهای گذشته خود ابراز پشیمانی کرد.

این تنها یکی از کسانی است که زمان آقای هاشمی از طرف نظام جمهوری اسلامی عازم انگلستان شده  و در آنجا تحصیل نموده و به ایران بازگشته است و بر کسی پوشیده نیست که چه چالش هایی را پیش روی نظام قرار داده است.

در هر صورت، در حال حاضر مسئله این است که علاوه بر تحصیل آقازاده ها در انگلستان، باید مسئله تحصیل مسئولان و مدیران نظام نیز در این کشور جاسوس پرور، مورد نظر و دقت قرار بگیرد و تهدیدها و فرصت های این موضوع کاملا بررسی تا دیوار محکمی در برابر تهدیدات امنیتی انگلیسی ها کشیده شود.
+ نوشته شده توسط خادمین مردم در شنبه یکم خرداد 1389 و ساعت 9:10 |
سه توضیح کوچولو:
1- وقتی آخر هفته قبل در چند سایت و روزنامه، خبر دیدار دانشجویان نخبه با "اسفندیار رحیم مشایی" خواندم، یک جفت شاخ تر و تمیز روی سرم رشد و مرا ترغیب کرد که متن آن خبر را بخوانم. در متن خبر از دیدار تعدادی از جوانان با مشایی که من هم در آن جلسه بودم، با عنوان دیدار دانشجویان نخبه یاد شده و یک سری صحبت ها به سیبل دولت احمدی نژاد نسبت داده شده بود؛ البته نقل قول از این جلسه حدود 3 ساعته در حد چند پاراگراف بود.

پس وظیفه خود دیدم تا ضمن تکذیب نخبه بودن خود(ولی خدا وکیلی وقتی آدم نخبه نباشد و الکی بهش نسبت نخبه بودن بدهند، یک جوری می شود) و تعدادی دیگر از حاضران در آن جلسه که بنده می شناختم، توضیحاتی درباره این جلسه منتشر می کنم.
 
۲- بنده معتقدم با توجه به اینکه در جهان امروز، رقابت بر سر تعداد تیرها و موشک ها در اصابت همزمان به یک هدف است و مشایی هم که سیبل دولت احمدی نژاد شده، رقابتی نفس گیر در تعداد تیرهایی که بصورت همزمان، فردی  را که عده ای از او با عنوان "رئیس رئیس جمهور" یاد می کنند، مورد هدف قرار دهند، شکل گرفته است؛ البته ناگفته نماند که این موضوع که مشایی را سیبل کرده اند و یا خودش دوست دارد سیبل باشد، سوالی است که تاکنون به پاسخ آن نرسیده ام که در صورت رسیده به یک جمع بندی، آخرین یافته ها را در این زمینه منتشر خواهم کرد.

 
3- علیرغم رفع تعدادی از شبهات بنده درباره مشایی،  همچنان سوالات و شبهه هایی درباره آقای سیبل، صبح ها ساعت ورود، و شب ها ساعت خروج خود را در ذهنم به ثبت می رسانند.


 


و اما شرح ماجرا ...

حدود یک ماه پیش بود که با یکی از دوستانم که زمانی منتقد مشایی بود و حالا به قول عده دیگری از دوستان، سحر آقای سیبل دامان او را گرفته و مرید خود کرده است، تماس گرفتم تا هماهنگ کند من هم تجربه سحر شدن را به سایر تجربیات زندگی ام اضافه کنم؛ البته انتقادهایی هم به سیستم موجود روابط عمومی نهاد ریاست جمهوری داشتم که قرار شد در حین سحر شدن، آنها را هم بازگو کنم.

 

این ماجرا گذشت تا اینکه حدود ساعت 7 تا 7:30 صبح 5شنبه دو هفته قبل، یعنی درست روزی که خبرگزاری تعطیل است و تنها روز هفته است که احتمال استراحت تا لنگ ظهر به صفر نمی رسد، آهنگ ضایع موبایلم شروع به پیاده روی صبحگاهی بر روی مغز و سیستم عصبی ام کرد.

 

همان رفیقم بود که می گویند سحر شده است؛ اگر سحر ارتباطی هم با چینش مجدد سیستم مغز دارد، ای کاش سفارش می کردیم آقای مشایی، رفیق ما را طوری توجیح می کرد که تماس تلفنی در این ساعت صبح آن هم در تنها روز تعطیلی یک خبرنگار، رسما و علنا مزاحمت محسوب می شود.

 

این رفیق سحر شده ما وقتی با صدای خواب آلود بنده مواجه شد، شروع به متلک پرانی کرد و گفت: "آقا مجتبی! آقازاده شده ای که تا حالا گرفته ای خوابیده ای!!! "؛ این رفیق ما بعد از متلک ها، دربست رفت سر اصل موضوع و با فراموشی سپردن دلیل تماس تلفنی اش در این وقت روز، از من پرسید: "چرا می خواهی مهندس را ببینی"؛ من هم با مراجعه به آرشیو چند روز قبل ذهنم که فوق العاده بهم ریخته و نامنظم بود، به زحمت دلیل درخواست دیدار با رئیس دفتر خبرساز رئیس جمهور را عنوان کردم.

 

پس از جواب من، این دوست عزیز گفت: "دوشنبه ساعت 5 بعدازظهر نهاد ریاست جمهوری باش؛ البته چند نفر دیگر هم هستن که با مهندس جلسه دارند ولی بعد از آن جلسه، در حد چند دقیقه سرپایی می توانی با آقای مشایی صحبت کنی". بعد هم خداحافظی کرد.

 

بالاخره زمان موعود رسید. همان جلوی درب نهاد، تعدادی از دوستان را دیدم که آمده بودند که سحر شوند؛ البته عده ای هم برای حمله همه جانبه به مشایی آمده بودند و جلوی درب نهاد، منتظر نیروی کمکی بودند.

 

وقتی خواستم از درب نهاد رد شوم، سربازی که جلوی درب ایستاده بود اسمم را پرسید و شروع کرد به گشتن کلمه "ناوندی" از یک لیست تایپ شده حدود 50 نفره که البته نام عده ای هم با خودکار در پشت آن لیست آفیش شده بود.

 

وقتی وارد نهاد ریاست جمهوری شدم، یکی از دوستان را دیدم و پس از احوالپرسی و پیگیری وقت مصاحبه با آقای ثمره هاشمی، به نظر ایشان اعتماد کردم و مسیری را که بلد بودم ول کردم و مسیر دیگری را با همراهی ایشان طی کردیم؛ ولی نگهبانی که جلوی درب نشسته بود، چک کرد دید Game Over شده ام و باید از مسیر خودم می رفتم، پس با آن دوست خداحافظی کردم و به مسیری که خودم بلد بودم برگشتم.

 

بالاخره به محل دیدار رسیدم؛ یک لشگر جوان انقلابی و دوستدار احمدی نژاد منتظر حمله همه جانبه به فردی بودند که برخی افراد از اعتماد بسیار زیاد احمدی نژاد به وی کلافه شده اند.

 

این لشگر آماده رزم، پس از مدتی به سالنی هدایت می شود که همه آن جا را در تلویزیون و اخبار دیده اند؛ محل جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی!

 

بعد از مدتی، "اسفندیار رحیم مشایی" به همراه دوتن از معانان خود یعنی بهداد و صالحی مرام وارد سالن می شود و جلسه رزم فرهنگی "جوانان دوستدار احمدی نژاد" با "مشایی مورد علاقه احمدی نژاد"، با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز می شود.

 

پس از تلاوت قرآن کریم، یک نفر لیستی از شبهات درباره آقای سیبل مانند ارتباط با جن کرمانی، ارتباط با مرتاض 400 ساله هندی، گذاشتن بشقاب اضافی، پهن کردن جانماز اضافی، همکاری با سرویس های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی، اخراج مشایی و بقایی از سپاه و وزارت اطلاعات، دیدار با هدیه تهرانی، شایعه ارتباط با امام زمان(عج)، عزل از معاون اولی رئیس جمهور توسط مقام معظم رهبری، سحر مخالفان در دیدارها، بحث دوستی با مردم اسرائیل، صحبت های مشایی درباره مسائل دینی و پیامبران و همچنین ضرورت عنوان این مطالب از سوی وی را عنوان می کند.

 

پس از طرح این لیست شبهات، مشایی شروع به پاسخگویی به موارد اتهامی می کند؛ یک لحظه خنده ام می گیرد، با خودم می گویم زمانی در این کشور، اگر علیه یک مدیر در فلان شهر حتی در غیاب وی صحبت می کردی و به گوش آقایان می رسید، معلوم نبود چه بر سر بیاید؛ حالا عده ای جوان که تا همین 5 سال پیش نمی توانستند جلساتی در این سطح برگزار کنند، حالا در نهاد ریاست جمهوری و در مقابل چشمان رئیس دفتر و مشاور رئیس جمهور، او را به ساحر بودن محکوم می کنند و از او می خواهند که در برابر موارد اتهامی از خود دفاع کند. ولی نه، حقش است؛ باید از خود دفاع کند، به فرض که روزی رویه اشتباهی در این کشور بوده است، مردم به احمدی نژاد رای دادند که بیاید جلوی آن رویه ها را بگیرد، وگرنه به اعتقاد بعضی ها کت و شلوارریاست جمهوری(البته درباره یک عده هم، عبا و قبای ریاست جمهوری) قالب تن یک عده دیگر بود.

 

به هر حال مشایی شروع به دفاع از خود می کند؛ اول درباره دیدار با خانم تهرانی توضیح می دهد و می گوید: "نه دستور داده ام به هدیه تهرانی کمک مالی شود و نه از او تابلو خریده ام و موضوع این است که سازمان "میراث فرهنگی و گردشگری"، در برپایی این نمایشگاه مشارکت داشته است" و بعد هم توضیح می دهد که "خانم تهرانی، 4سال سینما را کنار گذاشت و به جای جای ایران رفت و نه تنها درباره طبیعت و مناطق گردشگری ایران ده ها هزار فرم عکس تهیه کرد، بلکه در این عکسها جلوه های قدرت الهی دیده می شود"؛ جالب بود در نقل قول هایی که از مشایی در این چند روز شده بود، خبرهای نادرستی درباره اصرار بقایی و یا اصرار خانم تهرانی درخصوص این نمایشگاه بود که بنده در این زمینه نام "جوزانی" را از ایشان شنیدم.

 

مشایی در ادامه درباره عکس منتشر شده از وی و خانم تهرانی و زاویه عکاس این عکس می گوید و سپس با توضیحات قانع کننده و مستند، شایعه ای در خصوص ارتباط خود در اوایل انقلاب با سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی در کردستان را رد می کند.

 

مشاور رئیس جمهور شایعه ارتباط وی با جن کرمانی و مرتاض 400 ساله هندی را مضحک و خنده دار می خواند و می گوید "دروغ را برای اینکه بقیه باور کنند آنقدر بزرگ می کنند که آدم خنده اش می گیرد؛ می گویند مشایی با مرتاض آن هم مرتاض 400 ساله ارتباط دارد؛ بعد هم می گویند دولت هند از ایران خواسته که جلوی سفر زیاد مرا به هند بگیرد؛ این حرف ها واقعا خنده دار است؛ اولا اگر دولت هند چنین پیامی به ایران داده، لازم به چنین پیامی نیست، هند می تواند ویزا ندهد؛ ثانیا من کلا دو بار به هند رفته ام؛ کلا وقتی فردی در سطح رئیس جمهور به سفری می رود، بر اساس اصول دیپلماتیک او را از پای هواپیما به پاویون می برند و از آن جا به محل اقامت منتقل می کنند؛ این طور نیست که فردی در این سطح در خارج کشور هرجا خواست برود و در خیابان ها قدم بزند؛ واقعا این حرف و دروغ های بزرگ، مضحک است."

 

پس از جن کرمانی و مرتاض 400 ساله هندی، نوبت به شایعه قدیمی گذاشتن بشقاب اضافی در سر سفره و پهن کردن جانماز اضافی می رسد؛ مشایی در این باره می گوید: "این حرف ها، 3 اهانت دارد؛ یا من این کارها را در خفا و دور از چشم بقیه انجام می دهم و اتفاقی یکی مرا در این حالت دیده است که این موضوع اهانت به خود من است؛ یعنی مشایی دیوانه است؛ یا من این کارها را در ملاعام انجام می دهم و عده ای آن ها را می بینند که این موضوع هم اهانت به شعور کسانی است که اطراف من هستند و این کارها را می بینند؛ در نهایت بزرگترین اهانت، به شخص حضرت ولی عصر(عج) است؛ تمام سفره های ما متعلق به ایشان است و گذاشتن یک بشقاب و از این دست کارها، اهانت به آن حضرت است؛ کسانی که این حرف ها را برای تخریب من به زبان می آورند، اعتقادی به وجود مقدس امام زمان(عج) ندارند، چون این حرف ها اهانت به وجود مقدس ولی عصر(عج) است".

 

سیبل دولت احمدی نژاد، بعد از این موضوع بحث ارتباط با امام زمان(عج) را مطرح می کند و به سراغ برخی صحبت ها که می گویند مشایی در جاده تهران-شمال، در کنار جنگلی ایستاده و به پشت چند درخت رفته است و در آنجا با امام زمان دیدار کرده است، اشاره می کند و با حالت تمسخر می گوید: "لابد به محافظ ها هم گفته ام کنار جاده استراحت کنید تا من بروم داخل جنگل بیایم، یا شاید هم محافظ ها در پشت درخت ها این دیدار را دیده اند؛ این حرف ها چیست؟ وجود مقدس ولی عصر(عج) کجا، من کجا".

 

موضوع اخراج مشایی و بقایی از سپاه و وزارت اطلاعات هم حکایت جالبی دارد؛ مشایی در این زمینه می گوید: "پس از تشکیل وزارت اطلاعات، ما هم از سپاه به این وزارت منتقل شدیم؛ در آنجا هم کار فرهنگی می کردم؛ بعد هم به وزارت کشور رفتم و مدیرکل اجتماعی وزارت کشور شدم که تازه من آنجا با آقای بقایی آشنا شدم و قبل آن ایشان را ندیده بودم؛ پس از حاکمیت اصلاح طلبان بر وزارت کشور هم با توجه به فعالیت فرهنگی که داشتم به صداوسیما رفتم و از آنجا هم با دکتر احمدی نژاد به شهرداری تهران رفتم ".

 

رئیس دفتر رئیس جمهور درباره شبهه ایجاد شده درباره سخنان وی درباره پیامبران می گوید: "من نگفتم پیامبران توانایی مدیریت جامعه را نداشتند بلکه گفتم پیامبران نتوانستند جامعه را مدیریت کنند به این معنا که ظالمان و پیروان شیطان به پیامبران کاری کردند که پیامبران نتوانند حکومت داری کنند و از این طریق بر جامعه مدیریت کنند؛ یعنی پیامبران فرصت مدیریت بر جامعه را پیدا نکردند".

 

مشایی داشت توضیحاتش را در این زمینه ارائه می داد که یک نفر از حاضران گفت: "به فرض حرف های شما درست؛ ولی چه لزومی دارد شما این حرف ها را بزنی؟" که آقای سیبل جواب داد: "برای این موضوع هم پاسخ دارم؛ من خدمت آیت الله خزعلی رسیدم و ایشان هم بعد از توضیحات من، به من گفت شما چرا این حرف ها را می زنی؟ من معتقدم با توجه به اینکه حرف های من به عنوان رئیس دفتر رئیس جمهور ایران، برد زیادی در جهان دارد، در حالی که اگر یک روحانی این حرف را بزند شاید این قدر منعکس نشود؛ البته آنها هم باید این حرف ها را بزنند ولی من هم برای انعکاس این حرف ها در جهان باید این حرف ها را بزنم؛ دنیا در این شرایطی که قرار گرفته است و نظریه های استکباری شکست خورده است، باید بداند نگذاشتند پیامبران و صالحان فرصت حکومت و مدیریت بر جهان را پیدا کنند وگرنه وضع کنونی این نبود؛ جهان باید بداند دین برای اداره جامعه برنامه دارد و اگر به برنامه های دین در این زمینه تکیه شود، وضع جهان از وضعیت کنونی تغییر خواهد کرد."

 

یکی دیگر از مباحثی که در خبرهای منتشر شده از این جلسه خواندم که رسما حرف های مشایی در آنها تحریف شده بود، این بود که مشایی در این جلسه گفته که حسینیان و رسایی بعد از جلسه که با وی داشته اند، از او صحبت های وی قانع شده اند و  با عذرخواهی از وی حلالیت خواسته اند؛ که اصلا مشایی این چنین نگفت؛ بلکه با اشاره به شوخی های آقای حسینیان، اظهار داشت که "آقای رسایی پس از توضیحاتم درباره شبهه ها، به من گفت آقای مشایی این حرف ها را برون هم بزن."

 

در وسط این حرف ها بود که جوان سوال کننده خطاب به مشایی گفت: "این حرف ها را باید کسی بزند که از امام خمینی(ره) حکم داشته باشد یا عزل شده مقام معظم رهبری نباشد". این حرف ها دیگر اعصاب حاضران را تکه تکه کرده و با اعتراض حاضران در جلسه مواجه شده است، حتی مخالفان مشایی!

 

رئیس دفتر رئیس جمهور از حاضران می خواهد که آرام با یکدیگر صحبت کنند و سپس خطاب به جوان سوال کننده می گوید: این نظریه شما خیلی خطرناک است؛ دین ما حتی به مخالفان هم اجازه می دهد حرفشان را بزنند بعد جواب آنها را با منطق می دهد؛ البته درباره موضوع عزل خودم هم توضیح خواهم داد."

 

مشایی بعد به سراغ موضوع عزل خود می رود و توضیحات نسبتا قانع کننده ای در این زمینه می دهد و می گوید "اگر در ولایتمداری، کسی به من 19.75 هم بدهد ظلم کرده است؛ من در زمینه عزل یک بار هم حتی پیش همسر خود اعتراض نکرده ام"؛ البته وی توضیحات دیگری در این زمینه داد که با توجه به طرح برخی مسائل در این توضیحات، برای امانتداری از کنار آن می گذرم و در صورت صلاحدید دفتر وی می تواند در این زمینه اطلاع رسانی کند اما فقط در این زمینه این توضیح را بدهم که "بنده به خاطر ولایت مداری احمدی نژاد حامی او هستم واگر روزی وی از این خط خارج شود، قطعا به مخالفان سرسختش حتی سرسخت تر از مخالفت حامیان فتنه با احمدی نژاد، تبدیل خواهم شد؛ می گویم که این توضیحات نسبتا قانع کننده بود".

 

سیبل دولت احمدی نژاد، درخصوص بحث دوستی با ملت اسرائیل هم می گوید: "من در آنجا نگفتم ملت اسرائیل، بلکه گفتم مردم اسرائیل؛ صحبت های بنده درباره رژیم صهیونیستی در سخنرانی های مختلف موجود است و بنده اسرائیل را غاصب می دانسته و می دانم؛ بعد از خطبه های مقام معظم رهبری هم نامه ای نوشتم و گفتم در این زمینه مطیع و سرباز مقام معظم رهبری هستم"؛ البته مشایی در این زمینه توضیحاتی دیگری نیز داشت که برای امانت داری آنها را نمی آورم؛ البته این توضیحات درتائید بحث دوستی با مردم اسرائیل نبود، ولی همین قدر می گویم که موضع مشایی در زمینه رژیم صهیونیستی آن طور که در این جلسه خودش بیان کرد مانند احمدی نژاد است.

 

جلسه حدود ساعت 20:30 تمام می شود و مشایی قول می دهد که در آینده نزدیک این جلسات را ادامه دهد.

 


چهار نتیجه کوچولو:
1- هنوز هم شبهاتی درباره آقای مشایی دارم که در آن جلسه فرصت طرح آن ها پیش نیامد و درصورت رسیدن به یک جمع بندی، در این زمینه خواهم نوشت.
 
2- آقای مشایی باید در بیان مطالب حساس، دقت بسیار بیشتری کند و با انتخاب کلمات دقیق تر، منظور خود را بهتر برساند؛ چراکه هم به قول خودش رئیس دفتر رئیس جمهور است و در انعکاس صحبت های وی روی تک تک کلمات و جملات وی تحلیل می شود و هم یک عده ای، موضع مثبتی درباره مشایی ندارند و حتی درباره چیزهایی که وجود ندارد برای وی حاشیه درست می کنند، چه برسد به زمانی که چیزکی هم باشد.

3- به نظر من، مشایی فقط یکی از اعضای دولت است که احمدی نژاد به وی اعتماد دارد و زوم شدن بیش از اندازه روی وی، نه تنها کاری را درست نمی کند، بلکه در برخی موارد دولت احمدی نژاد را به حاشیه می برد و از آرمان ها و هدف های اصلی دور می کند و این، همان هدف دشمنان داخلی و خارجی دولت ولایتمدار است؛ و فکر می کنم اگر احمدی نژاد جلوی حاشیه سازی ها علیه مشایی می ایستد به این دلیل است که اگر در این باره کوتاه بیاید، برخی بعد از مشایی، سیبل دیگری از دولت انتخاب می کنند؛ چراکه نباید اژدهای هفت سر مافیای قدرت و ثروتی که با تحقق اهداف دولت، تمام زندگی شان زیر سوال می رود دست کم گرفت.
 
۴- من پس از این جلسه، یا سحر نشدم یا هنوز بعد ۲هفته داغم نمی فهمم که سحر شدم؛ در کل فکر می کنم مشایی اصلا این کاره نیست که بخواهد سحر کند.
+ نوشته شده توسط خادمین مردم در جمعه هفدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 13:52 |
"فاطمه رجبی" استاد دانشگاه و کارشناس مسائل سیاسی، درخصوص مسئله "مبارزه با مفاسد اقتصادی" نامه ای سرگشاده خطاب به "الیاس نادران" نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی به رشته تحریر درآورد.

متن کامل این نامه سرگشاده به شرح زیر است:

"جناب آقای دکتر نادران 
نماینده محترم مجلس شورای اسلامی

با سلام؛ 
بدون مقدمه اظهار می دارم که شما را به عنوان نماینده ای دردمند می شناسم که در بزنگاه هایی، این مسئله را بر مبنای اصول قابل احترام، عملا نشان داده اید.از این رو تنها بر اساس تکلیف، تصمیم به نگارش و انتشار نامه حاضر گرفتم، و به ثمر بخش بودن آن امیدوارم.
 
آقای دکتر نادران! 
اینجانب فاطمه رجبی که در 30 سال گذشته، رخدادها و جریانات سیاسی را با انگیزه و هدف عدالت خواهی اسلامی، به دقت دنبال کرده ام، طعبا از مفاسد و بلکه جرائم اقتصادی، به ویژه در "دایره حاکمان" بیش از حد آزرده ام.
 
من هم چون بسیاری از آگاهان دردمند، و حتی توده های مردمی، در آرزوی پیگیری، محاکمه و مجازات مفسدان و مجرمان هستم؛ ولی مطمئن نیستم که این آرزو در باقی مانده عمر جامه عمل بپوشاند، و فقط یک "آرزو" باقی نماند. چرا؟ زیرا مجرمان و مفسدان اصلی اقتصادی، همان ایجاد کنندگان مافیای قدرت و ثروت هستند که راس و پشتوانه اصلی و عظیم تئوریک و برنامه سازشان در انتخابات 84 درهم شکست. 

بدنبال چنین "معجزه ای" طی 4 سال از دست زدن به هر توطئه و تلاش فتنه گرانه کوتاه نیامدند و کمترین اقدام آشکار آنان، در تبدیل تریبون مقدس جمعه، به ابزار تهدید آفرینی مشاهده گردید.
خود نیک می دانید که این روند، اجانب، همان دشمنان قسم خورده اسلام و ایران را امیدورا ساخت و گستاخ، که نه تنها در آن مدت با سیر توطئه و تهدید پیش آمدند و کاغذ پاره های تحریم پی در پی صادر نمودند، بلکه برای انتخابات 88 چشم امیدشان به سران مافیا در داخل دوخته شد، و نامزدهای علم شده مافیاگران!
 
آقای دکتر نادران! 
تصور من این است که جنابعالی مانند "علی مطهری"، به دنبال تطهیر و نجات عاملان اصلی کودتای لجنی نیستید، و مانند او در احیای عناصر فساد و به سخن روشن، مجرمان و مفسدان اصلی اقتصادی 30 سال گذشته، به آب و آتش نمی زنید. علاوه با مظلوم نشان دادن آن مانند وی، خود را در پای پلید آنان قربانی نمی کنید. به همین جهت و با شناخت اندکی که از مواضع نمایندگی تان دارم، این تصور را درست می دانم و اگر چنین نبود، یقینا به نگارش و انتشار نامه حاضر نمی پرداختم. 

آقای دکتر نادران! 
علت انگیزه و هدف نوشتن نامه، پیگیری های شما در موضوع خاص مرتبط با مفاسد اقتصادی است که به مسئولی باز می گردد. بدون هر گونه حاشیه رفتن اظهار می دارم: از صرف ورود به عرصه مبارزه با امر خانمان برانداز و دین ستیز مفاسد اقتصادی، آن هم در "دایره مسئولان" به ویژه خرسندم و از آن استقبال می کنم. چرا که پرونده 30 ساله مفاسد اقتصادی توسط برخی مقامات کشوری به گونه ای قطور شده که فقط تاریخ توان ثبت آن را برای عبرت آموزی آیندگان دارد و تنها خداوند قدرت حساب کشی در روز حساب! و بسیار خوشحالم که این نامه در ایام سالگرد "صدور فرمان 8 ماده ای مقام معظم رهبری" نوشته می شود. فرمانی که تا به امروز اثری از اجرای آن قابل ملاحظه نیست.


آقای دکتر نادران! 
متاسفم که پیگیری های اخیر شما توسط مثلت دکتر توکلی، دکتر مطهری و جنابعالی انجام می گیرد. چرا؟ زیرا مطهری آقازاده ای است گرفتار در فتنه آقازادگی! و تلاشگر در راه "تبرئه مجرمان و مفسدان اصلی اقتصادی و محکومیت اشاره کننده به آن که نمایندگان یک ملت را عهده دار بود و هست، و تایید و حمایت یک ملت پشتوانه اوست"! و دکتر توکلی که با زیگزاگهای سیاسی متعدد، در کسب اعتماد نسبت به مبارزات غیر جناحی خود ناتوان است. چه مبارزه سیاسی و چه اقتصادی! 

آقای دکتر نادران! 
مطلب اصلی نامه آن است که در مبارزه درست با مفاسد اقتصادی ،از راس مافیا غافل مباشید و به آن بپردازید که جان ملت را به لب رسانیده است. عاملان مافیایی که هم بنیان گذار فساد اقتصادی بوده اند و مبتکر آن، و هم در طول سال های دراز، آن را با قدرت سیاسی، "توسعه" دادند، و سپس با عمق و گسترش آن، در پی "اصلاحات" برآمدند!؟ و 16 سال تمام حاکمیت بر این کشور و ملت را از آن خود نمودند.

معتقدم که همین افرادی که امروز مثلث شما به صورت ویژه و استثنایی، به دنبال پرونده آنان است، دست پروردگان همان مافیا هستند و به "بزرگان" آن معتقد، وفادار و وابسته!
 
اما سخن بر سر آن است که چرا پرونده های هاشمی ها را دنبال نمی کنید به پرونده هایی که مورد وفاق ملی است. مگر ندیدید اشاره ا حمدی نژاد در آن چه امواج عظیم عدالت خواهانه ای را در ایران ایجاد نمود؟ و این یعنی، یک "رفراندوم ملی علیه فساد و مفاسد واقعی اقتصادی"! 

آقای دکتر نادران! 
آیا حضور خاندان هاشمی اعم از شخص هاشمی رفسنجانی، فرزندان، نوه، عروس و همسر و خویشان در کودتای 88، مستقیم و خیابانی، مالی و شعاری، نامه نگاری و سخنرانی، داخلی و خارجی، جز برای حفظ ثروت کسب شده است؟ این نگاه ملت است هر چند به مذاق "نخبه " ها خوش نباشد!! 

آیا تنها دو قلم رشوه خواری "مهدی هاشمی" که در دادگاههای کشورهای کافر، رسوایی به بار آورد، کافی نیست تا این خاندان نخستین محاکمه شوندگان و مجازات شدگان باشند؟ اگر واقعا قانون حاکم است و قانون گرایان در پی اجرای عدالت! آیا مصونیت فراقانونی این خاندان، شما را به درد نمی آورد؟ و آیا این فراقانونی که به قانون ستیزی و خود قانونی تبدیل گردیده، مسئولیت و تکلیف شما را در پیگیری مجدانه مفاسد اقتصادی و سیاسی آنها سلب می کند؟ 

آقای دکتر نادران! 
متاسفم که به این واقعیت می پردازم که آگاهان به مسایل سیاسی، تلاش مثلث شما را در پرونده مورد بحث، که یک راهکار درست و سزاواری است، یک انحراف اذهان عمومی، و انحراف دستگاه قضایی از مسئله اصلی خاندان هاشمی ارزیابی می کنند، و بدیهی است که چنین امری مساله کودتای 88 و سران جنایتکار آن را در پرتو خود قرار می دهد. 

واقعا چرا باید دستگاه قضایی با اولویت دهی به یک پرونده – هر چند پر اهمیت از حیث مفاسد اقتصادی، از خاندان هاشمی غفلت کند؟ آیا سزاوار است آن مجرمان برانداز در کمال آسودگی به "براندازی" ادامه دهندف قانون ستیزی کنند، هتاکی نمایند و در انگلیس لانه نموده و یا به آن مرکز فساد شیطانی رفت و آمد داشته باشند، و با این عمل نظام و کشور و ملت و قانون و اسلام را به تمسخر بگیرند! گاه اطلاعیه صادر نمایند و از ملت و دولت و نظام طلبکار شوند، و گاه مصاحبه و سخنرانی کرده، دین، مقدسات، آیات قرآن، و هر اصول و ارزشی را لگدمال کنند؟! آیا هاشمی در زمره معصومین علیهم السلام است؟ اگر چنین اعتقادی وجود دارد، خاندان او چه مصونیتی دارند؟
 
آیا نمی بینید و نمی شنوید شخص هاشمی جسورانه می گوید: پرونده مهدی پاک است. و یا می گوید: به مهدی گفته ام در انگلیس بماند و به ایران نیاید! آیا این خود قانونی خداگونه نیست؟
 
آقای دکتر نادران! 
برای هموار سازی مسیر پاسخ گویی خود به خداوند و به مردم ایران و نسل های آینده، ناچار از آنید که : 

الف – پرونده هاشمی ها را در اولویت قرار د هید و با رفتارها و گفتارهایی هر چند از سردرد، موجب "غفلت" یا "انحراف" عدالت، قوه قضائیه و افکار عمومی از این امر اساسی نگردید. پیگیری به حق و قانونی پرونده هاشمی ها، رسیدگی به مفاسد اقتصادی کلان در سالهای طولانی در این مملکت است. مفاسدی که ظاهر آن "برنامه توسعه" بود و باطن آن "پیدایی مافیای قدرت و ثروت" ! پرونده ای که در پوشش "خصوصی سازی"، زالوصفتان را فربه تر کرد و بیماری فساد را در کل جامعه تزریق و ترویج نمود. 

پیگیری قانونی پرونده هاشمی ها، مطالبه به حق ملی است. این امر تقویت و بقای نظام اسلامی را، امنیت و آسایش ملت را، حراست از اسلام و تشیع را تضمین می کند و صد البته پرونده مورد نظر ویژه مثلث شما را نیز مفتوح نموده و کالبد شکافی کرده، به نتیجه می رساند. پیگیری قانونی پرونده هاشمی ها، منابع مالی و اهداف سیاسی کودتای 88 را هم افشا خواهد کرد. بنیاد باران و و ترکتازی های ظاهرا تئوریک وابسته ای چون محمد خاتمی را عریان خواهد نمود، و جنایات موسوی و کروبی را برملا می نماید. 

حزب کارگزاران ، حزب مشارکت و سازمان نامشروع مجاهدین، و منابع و مراکز مطرح کننده سید حسن مصطفوی تعریف شده و ریشه یابی خواهند شد. مطبوعات وابسته و دهها مفسده ای که بنام "دین" و "روشنفکری" از این "خان" بهره جسته و می جویند، در پیشگاه ملت معرفی خواهند گردید. 

ب – از آنجا که در انتخابات 88 جنابعالی از حامیان قالیباف بودید؟ و بار دفاع تئوریک او را در اقتصاد بر دوش داشتید (بخشی از آن را که از سیمای جمهوری اسلامی پخش گردید) توقع هست که پرونده مالی این فرد هم، در مبارزات ضدفساد شما مطرح و قابل پیگیری باشد.

هزینه سرسام آور تبلیغات انتخابات 84 قالیباف که بارها مورد سوال خبرنگاران واقع شد و او آنان را به پس از انتخابات و گرفتن پاسخ حواله داد، حواله ای که تاکنون به واقعیت نپیوسته، مسایل 4 سال شهرداری وی، اموالی که در انتخابات 88 هزینه شد، و گوشه هایی از آن در برخی رسانه ها آمد، منابع مالی سفرهای پی در پی او به کشورهای دشمن اروپایی و ملاقات و مذاکرات وی با مقامات سیاسی آن کشورها که فاقد هر گونه توجیه است، از جمله اولویت هایی است که پس از پرونده هاشمی ها و حداقل در کنار پرونده مورد نظر شما می تواند نتایج مهمی از جمله موارد ذیل داشته باشد:

 - اعتماد بیشتر ملت به جنابعالی را از حیث سلامت نفسانی و صداقت در انگیزه و هدف مبارزه با مفاسد اقتصادی کسب نماید. 

- مسئولیت و وظیفه نمایندگی را در مسیر حراست از نظام اسلامی و منافع ملی برای مردم آگاه و مظلوم اثبات نماید. 

- بسیاری از قدرت طلبان، به ویژه حاکمان را در "حال و آینده" از دست اندازی به بیت المال متوحش کرده و برایشان "بازدارندگی" ایجاد کند.
 
آقای دکتر نادران! 
امید دارم بنا بر تصورم، جنابعالی نامه مرا از "سردرد" بدانید، نه آنکه مانند سیاسی کاران، آن را با "هدف سیاسی"، با "ماموریت" و انگ های دیگر بخوانید! امید دارم اگر در این نامه مطلبی قابل توجه نیافتید، حداقل با بدبینی به آن ننگرید که مرا در عرصه "سیاسی کاران" جایگاهی نیست، و در دایره "صاحبان مقام" جایگاهی نیست! خدا را بر این نعمت "کم نظیر" سپاس بی نهایت می گویم." 


بنا براین گزارش "فاطمه رجبی" بعد از پخش برنامه "دیروز امروز فردا" از شبکه 3 سیما و حمایت های "تیمور علی عسگری" از هاشمی رفسنجانی چند سطر به نامه سرگشاده خود افزوده و آورده است:

"آقای دکتر نادران! 
"تیمور علی عسگری" با تکرار چند باره نام شما و پرونده مورد پیگیری تان در ارتباط با مفاسد اقتصادی، این گمانه را تقویت بخشید و شاید به "یقین" تبدیل نمود که: "پشت جریان مثلث شما هاشمی رفسنجانی قرار دارد و جریان تفکر و انگیزه و هدف او!

با تاکید مکرر بر این که "از هرگونه پیگیری و به نتیجه رسیدن مبارزه با مفاسد اقتصادی، به ویژه در سطح مسئولان و حاکمان و صاحبان قدرت استقبال می کنم"، اظهار می دارم: سخنان تیمور عسگری، شما را با "اتهام سنگین وابستگی به هاشمی رفسنجانی" مواجه نمود. از این روی جنابعالی به منظور "تبرئه از چنین اتهامی" ناچارید که با انجام یک مصاحبه و یا صدور اطلاعیه، خود را در افکار عمومی تطهیر نمایید. 

تاکید می کنم: حساب شما از دو ضلع مثلث تان جداست؛ بنابراین، در امر فوق تسریع نمائید که موجب اطمینان و اعتماد هر چه بیشتر ملت قرار خواهید گرفت."
+ نوشته شده توسط خادمین مردم در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 18:23 |

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری برنا، در حالی که اتاق فکر فتنه گران سبز در سال 88 با شکست های سنگین پی در پی از جمله 22خرداد، 13آبان، روز قدس، 16آذر، 9دی، 22 بهمن، پروژه کشف حجاب در روز 8 مارس و حتی چهارشنبه آخر سال، مواجه شده بود، سران فتنه چند روز قبل از آغاز سال 89، سال جدید را سال صبر و استقامت نامگذاری کردند؛ در عین حال ظاهرا صبر فتنه گران خیلی طولانی نشد و طراحان آشوبگری برنامه هایی برای روز 13 فروردین طراحی کردند که هر چند به خاطر تعطیلات در اخبار به شکست سنگین این طرح اشاره ای نشد، اما واقعیتی انکار ناپذیر است.

سران فتنه در سال جدید بی کار ننشستند و در این راستا موسوی با 53 دیدار و خاتمی با 30 دیدار که با خانواده های بازداشت شدگان مسائل مربوط به آشوب های پس از انتخابات داشتند، تمام تلاش خود را در جهت زنده نگه داشتن فضای فتنه گری بعمل آوردند.


از سوی دیگر، سران فتنه در سال جدید بی کار ننشستند و در این راستا موسوی با 53 دیدار و خاتمی با 30 دیدار که با خانواده های بازداشت شدگان مسائل مربوط به آشوب های پس از انتخابات داشتند، تمام تلاش خود را در جهت زنده نگه داشتن فضای فتنه گری بعمل آوردند.

در همین حال تلاش های فراوانی برای زمینه سازی جهت حضور گسترده چهره های اصلاح طلب در انتخابات شوراها در دستور کار قرار گرفته که با این وجود، برنامه های فتنه گری در سال 89 رویکردی متفاوت خواهد داشت.

بر اساس این گزارش، اولین برنامه اتاق فکر فتنه گران که از نوروز سال 89 در سفرهای کاملا سیاسی لیدر های این جریان پیگیری شد که می توان آن را "سفرهای استانی لیدرهای فتنه گر" نامید ایجاد و تقویت شبکه های استانی و شهرستانی است؛ در واقع سران فتنه به نوعی متوجه شده اند که فقط با تقویت اپوزیسیون در تهران امکان ادامه راه را نخواهند داشت، لذا برای تمام استان ها برنامه ریزی کرده اند که به ترتیب اولویت در دستور کار قرار خواهند داد.

همچنین با توجه به بررسی به عمل آمده این طور به نظر می رسد که استان های فارس، خراسان(رضوی، شمالی و جنوبی)، خوزستان، اصفهان، مازندران، آذربایجان غربی و شرقی نسبت به سایر استان ها اولویت خواهند داشت.

در همین راستا برنامه ریزی گسترده ای از سوی اتاق فکر فتنه گران وابسته به موسوی جهت برگزاری تجمعات به مناسبت روز کارگر و معلم انجام شده که تبلیغات آن در شبکه های هرمی فتنه گری از طریق سایتها و وبلاگها آغاز شده است و به زودی به صورت پیامک ادامه خواهد یافت.

در همین حال اینگونه به نظر می رسد که سران فتنه از سویی حاضر به قبول خطاهای خود نیستند و برای اثبات این موضوع، سعی دارند تجمعات غیر قانونی را برگزار و حتی در سطح استانها گسترش دهند و از سوی دیگر نگران اولین انتخابات پیش رو هستند که برای حضور خود نیاز به فضایی غیر از آشوبگری از نوع سال 88 دارند.

لذا تغییر استراتژی "آشوبگری و اغتشاش سبز" به "حضور در تجمعات"، با هدف جلب آرا در سطح کشور اصلی ترین استراتژی فرقه موسوی است.

البته بر اساس آخرین اخبار، هنوز برنامه ای برای تغییر شعارهای فتنه گران با توجه به تغییر استراتژی آنها در دستور کار قرار نگرفته است و احتمال می رود فعلا از برخی شعار های قبلی بخصوص با رویکرد حمله به دولت و شخص رییس جمهور استفاده خواهند کرد.

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389 و ساعت 11:30 |

مهدی هاشمی رفسنجانی که بعد از دادگاه متهمان حوادث پس از انتخابات به کشور انگلستان سفر کرده و با توجه به خواست ملت مبنی بر محاکمه وی از بازگشت به ایران ممانعت نموده است از روزنامه ایران شکایت کرده است.

پيش از اين فائزه هاشمي، محسن هاشمي، محمد هاشمي و دفتر آيت‌الله اكبر هاشمي رفسنجاني شكايت‌هاي جداگانه‌اي را عليه مدير مسئول روزنامه ايران به دادگاه ارائه كرده بودند.

شكايت مهدي هاشمي رفسنجاني از روزنامه ايران در حالي صورت مي‌گيرد كه عليرغم اظهار اتهامات فراوان عليه وي از سوي بازداشت‌شدگان در دادگاه و اظهارات وزير اطلاعات و دادستان، وي همچنان در خارج از كشور به سر مي‌برد و حاضر نيست كه براي پاسخ به اتهامات خود وارد كشور شده و در دادگاه حاضر شود.

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در چهارشنبه هجدهم فروردین 1389 و ساعت 17:51 |

بسم الله الرحمن الرحيم

نامه ای سرگشاده به شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی بهرمانی

وقتی نامه شیخ مهدی کروبی ،حمید روحانی و مهدی جمارانی را به منتظری مرور کردم، با کمی تامل دریافتم امروز باید چند طلبه شجاع و آزاده چنین نامه ای به شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی بنویسند و هشدارهای لازم را وی بدهند، چرا که دوستی و علاقه امام خامنه ای به هاشمی باعث شده او برای خود به هر سویی که می خواهد براند و یادآور حرکات منتظری در همان  دوران است.

لذا این نامه را می نگارم با این امید که هر چه زود تر توسط طلابی شجاع تقدیم شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی شود:

محضرمبارک حضرت مستطاب جناب آقاي حاج شيخ اکبر هاشمی رفسنجانی دامت افاضاته
با سلام و تحيت، پيش از پرداختن به موضوعات اصلي لازم مي‌داند نکاتي را يادآور شود  
الف: از آنجاکه يکي از ويژگيهاي حضرتعالي صراحت لهجه است، انتظار داريم که از برخورد صريح و دور از مجاملة ما نرنجيد و آنرا حمل بر جسارت و اسائه ادب نکنيد.

ب: اين نامه را افرادي به محضر عالي مي‌نويسند که در درازاي انقلاب اسلامي از علاقمندان و وفاداران به شما بوده و اخلاص آنان نسبت به حضرتعالي به ثبوت رسيده است و از نظر مقاومت و از خود گذشتگي و تحمل رنج‌ها و فشارها شما را هم چون بسیاری دیگر اسوه و الگوي دوران خفقان رژيم ستم شاهي مي‌دانند و در اين نگارش جز خير خواهي و صلاح انديشي و تذکرات مشفقانه و پيشگيري از ضربه و لطمة ناهنجار از طریق مقام والاي آنجناب به انقلاب اسلامی نظر و انديشه اي ندارند.

 ج:اين نامه، پس از دير زماني بردباري و خويشتن داري( بعد از حدود 12 سال) در برابر يک سلسله برخوردها و موضع‌گيريهاي سئوال برانگيز جنابعالي که براي ما در خور توجيه نبوده است، به حضور عالي نگارش شده است. اميد است که آنرا بر پايه احساسات آني، جواني و حساب نشده نانگاريد و توجه داشته باشيد که در پي دير زماني انديشه و بررسي همه جانبه ، به تقديم آن ناگزير شديم . با وجود اين اگر شيوه نگارش دون شأن آن مقام معظم است ، پوزش مي خواهيم چون ما را از آن گريزي نبوده است .


د : شما توصيه مي فرماييد که : « لازم است مردم و کساني که انتقاد سازنده دارند آزادانه حرفهاي خود را بزنند » اميد است که به ما به عنوان سربازاني که در راه اسلام و انقلاب اسلامي- انشاء الله- فداکاري و خدمتگذاري کرده و مي کنند ، اين رخصت را بدهيد که دور از هر گونه سانسور ، انتقاد و نظريه خود را لااقل در نامه اي ، به حضور عالي بنگاریم.
اما مسائلي را که لازم مي دانيم با آنجناب در ميان بگذاريم و درباره آن با کمال ادب و احترام توضيح بخواهيم بدين شرح است:  


 شما از دوران ریاست جمهوری خود در اوائل دوران رهبری حضرت آیت الله خامنه ای به بسیاری از بیانات و منویات ایشان خصوصا در زمینه عدالت اجتماعی و جلوگیری از ایجاد تضاد طبقاتی بی توجه بودید و با پافشاری روی شعار توسعه اقتصادی که مطابقت با نظر رهبر معظم انقلاب نداشت، منجر به ایجاد باند مخالف با ولایت فقیه در دستگاه ها ی حکومتی شدید و حتی به این بسنده ننموده و باز هم بر خلاف نظر رهبر معظم انقلاب اقدام به راه اندازی حزب کارگزاران سازندگی نمودید و با ایجاد ارتباط بین قدرت و ثروت سعی نمودید این جریان مخالف ولی فقیه را سازماندهی نموده تا بتوانید به صورت فرسایشی در برابر اندیشه ولایت فقیه که به ظاهر آن را پذیرفته اید ،بایستید.

کاملا در خاطر ها هست که حتی بعد از افشای غارتگری های غلامحسین کرباسچی در شهرداری تهران در خطبه های نماز جمعه سعی در حمایت از او داشتنید که با شعار مرگ بر غارتگر بیت المال از طرف ملت انقلابی روبرو شدید.

شما در دوران ریاست جمهوری با راه اندازی مرکز تحقیقات استراتژیک و سپردن ریاست آن مرکز به دست کسانی که کاملا از مخالفت آنها با ولایت فقیه آگاه بودید، سعی نمودید زمینه دولت بعد از خود را فراهم نمایید و آن مرکز که اتاق فکر دولت اصلاحات بود و افرادی چون سعید حجاریان، مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی و.... در آن به تدوین برنامه های توسعه سیاسی دوره هشت ساله اصلاحات مشغول بودندريال توانست بعد از چندی فعالیت در انتخابات دوم خرداد 86 با معرفی سید محمد خاتمی به عرصه دولت قدم بگذارد.

آقای هاشمی شما در دوران اصلاحات همچنان به خاطر حمایتهای قبلی که از اصلاح طلبان داشتید، بر اکثر بخش های قدرت و ثروت در حکومت اشرافیت داشتید و تا آنجا که توانستید در جهت تقویت اقتصادی جریانات وابسته به خود در این دوران تلاش نمودید.

در همین دوران بود که اصلاح طلبان بر اسلام تاختند و شما به جای برخورد قاطع با آنها سکوت کردید، فائزه هاشمی رفسنجانی در همین دوران به نام آزادی خون به دل خانواده های شهدا کرد ،شاید حالا دیگر فراموش شده باشد ولی بی توجهی شما به منویات رهبر انقلاب چنان جسارتی به اصلاح طلبان داد که آنها هم در برابر نصایح ایشان در مورد تهاجم فرهنگی ایستادند و حتی آن را توهم دانستند.

آنقدر جسارت ها بالا گرفت که به بهانه بسته شدن یک روزنامه غائله ای در کشور راه انداختند و دختر شما یکی از آتش بیار های معرکه 18 تیر بود، در خاطرها هست که فائزه شما در کوی دانشگاه برای دانشجویان سخنرانی نمود و آنها را به شورش بر علیه نظام تحریک می نمود.

آقای هاشمی از شما به عنوان بزرگ انقلاب توقع بیش از این ها داشتیم.

شما بعد از اتمام عمر حکومت اصلاح طلبان و کوتاه شدن دست آنان از منابع اصلی قدرت و ثروت و با روی کار آمدن رییس جمهور مردمی محمود احمدی نژاد به جای پذیرش ریاست جمهوری او و همکاری با دولت وی از همان ابتدا به خاطر نظارت شخصی خود و اطرافیانتان سعی نمودید به هر نحو ممکن در روند اجرایی دولت سنگ اندازی نمایید.

حتی سخنانی از اطرافیان شما نقل شد که این دولت 6 ماه بیشتر دوام نخواهد داشت.

آقای هاشمی شما  اگرچه اهرم ثروت را در دست داشته و دارید ، ولی از دست دادن اهرم قدرت برای شما و همسنگرانتان بسیار گران تمام شد و بد تر از همه این بود که اهرم های ثروت اندوزی اطرافیان شما هم در حال از بین رفتن بود و هست.

در همین حال با برگزاری انتخابات مجلس هشتم شکست سنگین هم کاسه های شما خصوصا در پایتخت که تنها توانستید یک نماینده را به مجلس وارد کنید، بسیار برایتان گران تمام شد و بعد از آن بود که دریافتید باید انتخابات دهم را جدی تر بگیرید و برای آن برنامه های بیشتری داشته باشد.

آقای هاشمی در جریان انتخابات دهم شما تمام تلاش خودرا برای حذف احمدی نژاد نمودید، با حذف تمام گزینه های احتمالی و یک دست کردن اصلاح طلبان دنبال مطامع حزبی و سیاسی خود بودید، تنها حریف شیخ مهدی کروبی نبودید که چاره کار او و حزب اعتماد ملی را هم با نفوذ دادن چند چهره منفور ملت در ستاد کروبی از جمله غلامحسین کرباسچی به عنوان رییس ستاد کروبی که نقش اصلی را در تخریب کروبی ایفا کرد و توانست آن چند میلیون رای کروبی را از کاسه اش بیرون کشیده و در کاسه موسوی بریزد، پیدا نمودید.

در انتخابات دهم شما اتحاد نهضت آزادی، سازمان مجاهدین، حزب مشارکت، کارگزاران سازندگی و دیگر احزاب اصلاح طلب را با هم شکل دادید و آنها را به حمایت از موسوی تشویق نمودید.

شما فرزند خود مهدی هاشمی را مامور به ستاد موسوی نمودید و او هم نظرات شما را آنجا پیگیری می نمود، اگرچه شما اخیرا در مشهد به خاطر رفع اتهام از خودتان عضویت مهدی در ستاد موسوی را تکذیب کرده اید.

آقای هاشمی شما و همفکرانتان چهار سال تمام به احمدی نژاد تاختید و هر چه که در توان داشتید در تخریب او دولت نهم هزینه نمودید و در جریان انتخابات دهم نیز با سیاه نمایی خدمات دولت نهم و دروغ گو خواندن رییس جمهور تمام تلاش خود را نمودید تا او را به زمین بزنید، اما نقطع ضعف اصلی خودتان که همان زر اندوزی و خیانتهای توسعه اقتصادی بود فراموش کردید، ولی ریی جمهور مردمی آنها را در خاطر داشت ودر زمان لازم فقط با یادآوری ثروت اندوزی خانواده شما و ناطق نوری به ملت تذکری داد و ملت پای صندوق های رای نشان داد که حتی رییس جمهور دروغگو از غارتگر بهتر است.

آقای هاشمی بعد از اینکه احمدی نژاد اسم آقازاده های شما را در مناظرات آورد نامه تهدید آمیز به رهبری نوشتید و علنا نظام را تهدید به آشوب و شورش نمودید که ثمرات آن تهدید تا روز عاشورا ادامه داشته است و اینجانب به عنوان یک انسان آزاد و مستقل در این لحظه ملکوتی که شام غریبان مولایمان است با تبعیت از سالار شهیدان که فرمود اگر دین ندارید آزاد مرد باشید، بر خلاف برخی تصورات سطحی اعلام می کنم به نظرم با توجه به نامه شما به مقام مغعظم رهبری تمام حوادث پس از انتخابات اگرچه خواسته بسیاری دیگر نیز هست از طرف شما حمایت و هدایت می شود و از ملت بیدار و انقلابی ایارن می خواهم با تجمع درب منزل ، مجمع تشخیص و مجلس خبرگان شما را سرجایتان بنشانند.

شما منتظری دوم انقلاب اسلامی هستید و همانطور که منتظری لکه ننگ دامن امام خمینی شد و غصه های فراوانی به امام رساند شما هم نقطه برابر او در زمان امام خامنه ای هستید.

البته لازم است دوستانی که با کلیت این نامه موافق هستند  نظرات و نامه های خود را بنویسند و منتشر کنند.


+ نوشته شده توسط خادمین مردم در یکشنبه ششم دی 1388 و ساعت 23:1 |

اطلاعیه بسیج مدرسه عالی شهید مطهری:

حادثه سیستان نتیجه دلگرمی دشمن نسبت به تحرکات موج سبز بود

در قسمتی از این اطلاعیه آمده است: آیا مراسم امروز (بزرگداشت شهدای سیستان و بلوچستان) علت دیگری به جز فعالیت های سران موج سبز نفاق یعنی آقایان میر حسین موسوی، کروبی و خاتمی دارد؟ اینها با اغتشاش هایی که با رمز تقلب به راه انداختند نفوذ ایران در منطقه وجهان را خدشه دار کردند تا دشمنان به خود اجازه دهند که بیاندیشند، ما از مرزهایمان غافلیم!

در حاشیه مراسم بزرگداشت شهدای وحدت اطلاعیه ای از سوی بسیج مدرسه عالی شهید مطهری صادر شد.

متن کامل این اطلاعیه به شرح ذیل است:

بسم رب الشهدا و الصدیقین

«عاملان حقیقی این مراسم »

چند روزی می گذرد. ایام فتنه به ظاهر به سر آمده و عده ای از اهل سیاست شعار وحدت سر داده اند. وحدتی به بیان آنها برای خروج از بحران طراحی شده است. در پشت این جریان به ظاهر صلاح افرادی هستند که در ایام فتنه ودر موج حوادث اخیر یا سکوت پیشه کردند و یا به حمایت از جریان برانداز پرداختند.

کسانی همچون باهنر، تابش، محسن رضایی، لاریجانی رئیس مجلس و در راس این جریان هاشمی رفسنجانی، کسی که تقصیراتش در حوادث اخیر به هیچ کس پوشیده نیست. فردی که با پیش بینی آتشفشان های نهفته آن هم درنامه ای خطاب به مقام معظم رهبری که در رسانه ها منتشر شد و برای زیر فشار قرار دادن رهبری برای پذیرش این بدعت بود وبه تحقق آن ها کمک کرد و به آغاز آن ها دستور داد و در نماز جمعه خویش با مبانی خلاف عدالت خواستار آزادی مجرمان و دست اندرکاران انقلاب مخملی شد و به سکوت چندین ساله اش در برابر سوء استفاده کنندگان از نامش ادامه داد و با این سکوت جواز آنرا صادر کرد که مخالفان و موافقان او را سردار فتنه بنامند...

وحدت ما در جمهوری اسلامی ایران، این هدیه الهی و یادگار ارزشمند و پرثمر امام و شهیدان، تنها بر پایه جمهوری اسلامی و عامل وحدت حقیقی یعنی ولایت فقیه است و هر که قدم در مسیری غیر از این بردارد دانسته و یا نادانسته در مسیر نفاق حرکت کرده و در اصل به تفرقه بیشتر کمک می کند.

مگر مراسم امروز (بزرگداشت شهدای سیستان و بلوچستان) علت دیگری به جز فعالیت های سران موج سبز نفاق یعنی آقایان میر حسین موسوی و کروبی و خاتمی دارد؟ مگر همین ها نبودند که با اغتشاش هایی که با رمز تقلب به راه انداختند علاوه بر سلب امنیت از مردم عزیز، اقتدار ملی و نفوذ ایران در منطقه وجهان را که نتیجه تدابیر رهبر عزیز و دیپلماسی فعال دولت نهم بود را خدشه دار کردند تا دشمنان به خود اجازه دهند که بیاندیشند ما از مرزهایمان غافلیم؟ مگر حادثه سیستان و شهادت چهل و یک نفر از منادیان وحدت حقیقی جز نتیجه دلگرمی دشمن نسبت به حوادث اخیر بود؟

حال آیا وحدت با کسانی که اینگونه مردم را بازی داده اند و ذره ای به ولایت فقیه اعتقاد عملی ندارند نتیجه ای به جز زیر سوال رفتن اقتدار ملی و اسلامی نظام دارد؟ مردم ما وحدتی که به معنای پایین آمدن از حق و ظلم به اهل حق باشند را نخواهند پذیرفت و خواستار محاکمه آن هایی هستند که هنوز بر مواضع خصمانه شان باقی هستند و بی اعتنا به قانون اساسی در پی بنیان گذاری بدعتی برای هدف قرار دادن اصل نظام هستند و خون این شهیدان و شهدای حوادث اخیر را از این افراد مطالبه خواهند کرد.

بسیج مدرسه عالی شهید مطهری (ره)

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در دوشنبه چهارم آبان 1388 و ساعت 12:43 |

 

چند وقتی است که اصلاح طلبان که همیشه در پی پناهگاهی برای مخفی شدن بعد از هجوم و حمله به ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی هستند، بعد از هر خرابکاری به سراغ  خانواده امام می روند و سعی می کنند که با خبرسازی رسانه ای به نحوی خود را وابسته به بیت امام و خانواده ایشان نشان دهند و از این جایگاه برای عادی جلوه دادن اعمال خرابکارانه و ننگین خود سوء استفاده کنند.

در زمینه خانواده حضرت امام خمینی و هر شخصیت سیاسی و مذهبی دیگری توجه به چند نکته ضروری به نظر می رسد:

1-     ضرب المثلی هست که می گوید از فضل پدر تو را چه حاصل، در اینکه حضرت امام یکی از مراجع بزرگ تقلید و بنیانگذار انقلاب اسلامی است و در علم و عرفان از بزرگان هستند، شکی نیست، اما چرا افرادی فکر می کنند که از فضل امام حاصلی دارند، وارثان امام خمینی بدانند اگر از راه امام که همان پیروی از خط اصیل ولایت فقیه زمان است خارج شوند، تنها ارثی که از امام برده اند، همان مادیات اندک به جا مانده از ایشان است.

2-     کسانی که علاقه دارند از اسم ورسم امام استفاده کنند، باید بدانند که بدون عمل به سیره امام خمینی(ره) که همانا ساده زیستی و استکبار ستیزی بود، نمی توانند در قلوب مردم جایی داشته باشند، کسانی که در خانه های مجلل زندگی می کنند و سوار بر اتومبیل های گران قیمت می شوند، از بیت امام فقط نام آن را به یدک می کشند.

3-     چند ماهی است که بیگانگان با حمایت برخی جریانات سیاسی داخلی و حمله به دولت خدمتگذار در راستای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران قدم برداشته و بر می دارند، در همین زمینه جمعه گذشته که مصادف با روز قدس بود، این جریانات اصیل ترین برنامه حضرت امام خمینی که برخاسته از تفکر استکبار ستیزی بود به سخره گرفته و اعلام کردند که روز قدس به روز ایران تغییر نام یافته است، این افراد که بعد از انتخابات 22 خرداد نیز باعث اغتشاشات و درگیری های خیابانی شدند، در روز قدس شعار می دادند: نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران، این افراد که نمادهای سبز رنگ مربوط به زمان تبلیغات انتخاباتی میر حسین موسوی را در دست داشتند، شعار می دادند: یا حسین میر حسین، مرگ بر دیکتاتور و شعار هایی توهین آمیز نسبت به مقام معظم رهبری، سپاه و بسیج سر می دادند، جالب تر اینکه در صف این افراد اشخاصی مانند کروبی و سید محمد خاتمی حاضر شدند و با آنها راهپیمایی کردند، اعضای محترم بیت امام باید بدانند که داشتن خط قرمز با چنین جریاناتی باعث تقویت حمایت مردم انقلابی از آنان و نزدیک شدن به آنان موجب قهر مردم می شود.

با این توضیحات کاملا  بر ضرورت شفاف سازی در فضای جامعه از سوی نخبگان با اظهار نظر صریح و بی پرده و در دسترس بودن برخی چهره ها (خصوصا بیت امام ) برای تمام رسانه ها جهت پوشش نظرات آنها تاکید و این راه را تنها راه حل مشکلات می دانم، اخیرا جناب آقای هاشمی رفسنجانی در مجلس خبرگان و چند مورد اظهار نظرات دیگر به کلی گویی و اظهار برخی نظرات دوپهلو پرداخته اند، به نظر می رسد ایشان و تمام همفکرانشان باید مواضع خود را صریح و بدون پرده عنوان کنند و از ایجاد فضای روانی منفی در جامعه پرهیز کنند، چون دود این شبهه افکنی ها اول و بیشتر از همه به چشم خودشان خواهد رفت.

نمونه هایی از مواضع مورد نظر که باید شفاف سازی شود:

1-توضیح در مورد اقوام و منتسبان به آقای هاشمی رفسنجانی و نظر ایشان نسبت به نزدیکانشان که تخلفاتی دارند.

2- توضیح و تعریف بحران که آقای هاشمی به آن اشاره  و تاکید دارند.

3- تشریح راهکاری که گفته اند، دلسوزان نظام در حال تدوین آن هستند، و معرفی کسانی که به نظر آقای هاشمی دلسوز نظام هستند.

برداشت از وبلاگ: http://khabarnegaar.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در جمعه سوم مهر 1388 و ساعت 17:42 |
به گزارش خبرنگار سياسي برنا، بعد از اعلام خبر طراحي آشوب در متروي تهران و برهم خوردن تعادل طراحان و برگزاري چند جلسه جهت بررسي موضوع در تيم هدايت کننده اين جريان و گذشت حدود 3 هفته از افشاي اين برنامه، آشوبگران طرح مذکور را به شرکت واحد اتوبوسراني منتقل نموده و اين طرح هم اکنون وارد فاز اجرايي شده است.
بر اساس اين گزارش، در حال حاضر حدود 4 روز از اجراي اين طرح براي راه اندازي آشوب و اغتشاش در خطوط شلوغ شرکت واحد اتوبوسراني مي گذرد، ولي تاکنون هيچ اقدامي توسط شرکت واحد اتوبوسراني صورت نپذيرفته است و گويا همانطور که در جريان مترو تصريح شده بود که اغتشاشگران توانسته اند با ايجاد ارتباطات خاص جهت برنامه ريزي براي ايجاد ناآرامي و اغتشاش در مترو اقدام کنند، در شرکت واحد اتوبوسراني نيز اين اتفاق افتاده است و اين در حالي است که شرکت مترو و شرکت اتوبوسراني زير نظر شهرداري تهران فعاليت مي کنند.
در ادامه اين گزارش آمده است: افرادي حدود 40 تا 45 ساله به صورت منظم و برنامه ريزي شده چند روز است که ابتداي خطوط وارد اتوبوس هاي شرکت واحد خصوصا در خطوط BRT مي شوند و شروع به سخنراني بر عليه نظام و تشويش اذهان عمومي مي کنند و تا ايستگاه پاياني به صورت ايستاده و با صداي بلند ادامه مي دهند.
اين افراد با اعلام اينکه از جان خود گذشته ايم، به صورت سازماندهي شده روي محورهاي ذيل صحبت مي کنند:
1- تحريک احساسات مردمي نسبت به کشته شدگان اغتشاشات اخير
2- تحريک مردم در زمينه گراني و تورم
3- دعوت مردم به اقدام بر عليه نظام و شکستن سکوت و راه اندازي تجمعات اعتراض آميز
4-تضعيف سران نظام خصوصا رهبري و رياست جمهوري
5- مظلوم نمايي جهت تاثير در توده مردم
6- اعلام خبر تعطيلي روزنامه ها و سايتها و اينکه آزادي در کشور وجود ندارد
اين اقدامات اغتشاشگران در حالي رخ مي دهد که موسوي در بيانيه اخير خود بر همان مواضع قبلي پافشاري کرده است و ستاد موسوي در حال سازماندهي جريان سازمان راي جهت شرکت در راهپيمايي روز قدس هستند.
البته لازم به ذکر است در 20 روز آينده برنامه محوري جريان سازمان راي، راهپيمايي روز قدس است و در حاشيه آن به فکر بهره برداري از ايام شب هاي احيا و نماز عيد فطر هم هستند.
برنا سه هفته پيش فاش کرده بود که طرحي براي ايجاد اغتشاش در مترو تنظيم شده است و در آن خبر منبع آگاه تصريح کرده بود: بر اساس اخبار واصله، برخي افراد در صدد هستند زمينه اغتشاش و آشوب را در مترو تهران ايجاد کنند و اخبار رسيده حاکي از آن است که اين افراد توانسته اند با ايجاد ارتباطات خاص جهت برنامه ريزي براي ايجاد ناآرامي و اغتشاش در مترو اقدام کنند و احتمال دارد حتي در دو هفته آينده تصميم به اجراي اين طرح بگيرند.
+ نوشته شده توسط خادمین مردم در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 و ساعت 14:38 |
خبرنامه دانشجویان ایران: مجتبی ت. سرپرست معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی تهران که رابط ابوالفضل فاتح در ایران است و تماس های مکرر با وی دارد، در اقدامی سازمان یافته ارتباطات قوی با گروه غیر دانشجویی علامه و انجمن اسلامی دانشگاه تهران برقرار نموده و در حال طراحی جلسات نقد و مناظره با هدف رسیدن به اهداف خاص سیاسی جریان دوم خرداد در دانشگاه تهران است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران» قرار است در این جلسات از چهره های مخالف دولت مثل عباس عبدی و منتجب نیا و منتقد دولت مانند توکلی، خوش چهره و ابوترابی استفاده کنند، این جلسات قرار است به صورت بسیار قوی از نیمه دوم مهر ماه برگزار گردد.

مجتبی ت. از اعضای تندرو دفتر تحکیم وحدت در وقایع کوی دانشگاه سال 78 است که سوابق چندین مورد دستگیری نیز دارد، وی  از دوستان آقایان طهرابی، فاتح و پاسبانی است که همگی در حوادث کوی دانشگاه دخالت داشته و سوابقی در این موضوع دارند.

مجتبی ت. در دوران دولت اصلاحات پس از عضویت به عنوان هیئت علمی جهاد دانشگاهی به ریاست سازمان زیبا سازی شهرداری تهران رسید که پس از انتخاب احمدی نژاد به عنوان شهردار تهران، با توجه به پرونده بسیار قطور اتهامات اداری، مالی و اخلاقی وی که توسط بازرسی کل کشور و بازرسی شهرداری ارائه شده بود، از کار برکنار و ظاهرا با گذشت 4 سال هنوز پرونده وی در حال بررسی است.

مجتبی ت. صمیمی ترین دوست و همراه ابوالفضل فاتح است و شخصا ارتباط نزدیکی با مهندس میر حسین موسوی نیز دارد تا جایی که در مناظرات موسوی نیز همراه وی بوده است.

وی ماه ها پیش از آغاز انتخاابت جلسات منظمی با ابوالفضل فاتح داشت که نشانگر در پیش داشتن برنامه های مهمی برای امر انتخابات بوده است. پس از انتصاب فاتح به عنوان رییس کمیته تبلیغات ستاد موسوی، مجتبی ت. نیز جانشین وی شد.

دلایل عدم دستگیری نامبرده در جریان حوادث پس از انتخابات نیز حمایت یکی از نمایندگان مجلس از وی بیان می کنند. آنچه مبرهن است این حمایت به واسطه القائات حلقه جوسازی جهاد دانشگاهی حول بعضی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و برخی از عناصر متنفذ است.

*پی نوشت: مجتبی ت = مجتبی حسینی توسل

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در سه شنبه سوم شهریور 1388 و ساعت 17:23 |

بر اساس آخرین مشاهدات و شنیده ها شهرداری تهران تحت عناوین عوارض نوسازی ( علی الحساب) و جمع آوری زباله ها و مسائلی از این دست اقدام به توزیع فیش پرداخت هزینه های بالایی به درب منازل ساکنان شهر تهران نموده است، که این مبلغ به نسبت مناطق متغیر و از ۳۰ هزار تومان تا ۲۰۰ هزار تومان مشاهده شده است.

لازم به ذکر است توزیع این فیش ها دقیقا همزمان با شروع به کار دولت دهم و معرفی وزرا به مجلس و از طرفی پخش شایعاتی در این زمینه بین مردم تهران که این مبالغ به دلیل جبران خسارات وراده به شهر در اغتشاشات اخیر اخذ می شود، جای این نتیجه را باقی می گذارد که شهردار تهران در این دوره شمشیر از رو بسته تا بتواند به هر نحوی با دولت مقابله کند.

این در حالی است که اخیرا فایل صوتی به اصطلاح افشاگری قالیباف در فضای مجازی منتشر شده و در حالی که به یقین این فایل صوتی سخنرانی شخص قالیباف است، وی تکذیب نموده است در این سخنرانی قالیباف عقده های شکست بعد از انتخابات ۸۴ را افشا می کند و از انواع تهمت ها و عوام فریبی ها بهره می برد. جهت شنیدن این اراجیف قالیباف می توانید (افشاگری قالیباف را جستجو کنید)

آخرین تحلیل نگارنده با توجه به برخی وقایع قبل از انتخابات از جمله تیم سیاسی قالیباف که همان آبادگران جهادی هستند( علی دورانی و ....) و ستاد اصولگرایان حامی موسوی را تشکیل دادند یا شرکت کردن قالیباف در جلسات دولت وحدت ملی که توسط مهدی هاشمی برگزار می شد و شخص اکبر هاشمی دو بار  در این جلسات حضور یافت و ارتباط با واسطه قالیباف در انتخابات مجلس هشتم با اصلاح طلبان و تلاش تیم وی برای اختلاف بین  اصولگرایان که تا حدودی موفق شدند همه و همه بیانگر این مطلب است که وی به هیچ عنوان در دایره اصولگرایی باقی نمانده است و تنها تظاهر به اصولگرایی به دلیل حفظ منافع شخصی می نماید.

آخرین اخبار حاکی از این مطلب است که تیم سیاسی قالیباف در ستاد اصولگرایان حامی موسوی هزینه های بالایی را متحمل شده اند که شهردای تهران با اخذ برخی مبالغ از شهروندان در صدصد جبران آن بر آمده و این نکته لازم به ذکر است که هیچ نظارتی بر در آمد های شهرداری و هزینه های صورت گرفته نمی شود.

برنامه ریزی دقیق و عمیق اصولگرایان برای انتخابات شورای شهر تهران تنها راه برون رفت از معضل قالیباف است، تا بار دیگر شهر تهران با روی کار آمدن صد در صد اصولگرایان بتواند رنگ خدمت رسانی به مردم شریف را ببیند و شاهد به هدر رفتن منابع مادی و معنوی شهر تهران نباشیم.

زمانی در دوران نوجوانی به واسطه یکی از آشنایان در دادگاه های علنی کرباسچی شرکت کردم، حالا وقتی به عملکرد قالیباف نگاه می کند، فقط این مطلب به ذهنم متبادر می شود که قالیباف باید محاکمه شود آنهم شدید تر از کرباسچی.

این مطلب را هم بگویم که برای این مطلب در جمع حدود ۱۰ دقیقه فرصت گذاشتم و در صورتی که بیشتر فرصت داشتم مطالبی را منتشر می کردم که بیشتر استفاده کنید در جمع سوژه قالیباف باید مورد نظر سایتها باشد.

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در جمعه سی ام مرداد 1388 و ساعت 10:35 |
 

در عرصه سیاسی امروز  رییس جمهور به نوعی از دوستی افراد نادان ضربه می خورد، اینان که در دفاع کردنشان هم هیچ منطق درستی نداشتند، حالا در انتقاد و روش آن هم دچار افراط هستند، همانهایی که رییس جمهور حتی در مناظره ها و برنامه های تبلیغی خود گفت کسانی که در خط تخریب و اهانت به دیگران حرکت کنند از ما نیستند، اینان حالا به بهانه حمایت از ولایت فقیه در حال تخریب احمدی نژاد هستند و البته افرادی در پشت صحنه اینان را مانند عروسکی می گردانند، کسانی که به جای تعقل و تفکر و تحلیل اخبار موجود به اخبار به قول خودشان پشت پرده ایی که هیچ استنادی به آن نیست استناد می کنند و احمدی نژاد را محکوم به مخالفت با رهبری می کنند، این در حالی است که ابلاغ رهبری نسبت به عزل مشایی تنها در حال گذراندن مراحل خاص خود می باشد که یکی از آن مراحل بحث افکار عمومی است، برخی فراموش کرده اند که اسلام بیشترین ارزش را برای آبروی انسانها قائل است و فکر می کنند که می شود با افراد مثل دستمال کاغذی برخورد کرد.

باید همانطور که رهبر انقلاب فرمودند به حرفهایی که می زنیم دقت کنیم و هر سخنی را به زبان نیاوریم، ایشان خصوصا به نخبگان تاکید کردند که در صورت رد شدن در این امتحان دچار سقوط می شوند.

لازم به ذکر است، رحیم مشایی هم مانند بقیه مدیران کشور اشتباهاتی داشته است، که برخی بالا تر از اینها را مرتکب شده اند و کسی لب از لب باز نکرده است، بگذریم در کل مشایی فقط به خاطر ارتباط نزدیکی که با احمدی نژاد داشته است مورد حمله برخی افراد قرار گرفته و به نوعی سیبل برخی افراد شده است، ما امروز می بینیم رهبر انقلاب در مورد همه نخبگان و حرفهایی که می زنند ، هشدار می دهند که این بیانگر صحبتهای خطا و اشتباه آنان است، پس فقط مشایی نیست که حرف اشتباه زده است، البته بحث انتقاد به مشایی را کاملا قبول دارم ولی اینکه به خاطر او حواشی راه بیاندازیم که  اصول دولت را خدشه دار کنیم قبول ندارم.

نمی دانم چرا برخی امروز انگ ضد ولایت فقیه به احمدی نژاد می زنند، تنها چیزی که به ذهنم آمد چند روایت و مطلبی راجع به دوستان نادان می آورم:

امام صادق (ع):

دوستي مرزهايي دارد که هر کس، همه يا برخي از آن ها را داشته باشد، دوست است، وگرنه اصلاً او را دوست مشمار: ظاهر و باطنش با تو يکي باشد، آبروي تو را آبروي خودش بداند مال و منصب، او را نسبت به تو عوض نکند، هر کمکي از دستش برمي ايد، دريغ نکند، هنگام گرفتاري ها تو را تنها نگذارد.

امام علی (ع):

دوست، بايد در سه جا هواي برادرش را داشته باشد: در گرفتاري، در غيابش و بعد از مردنش.

دشمن دانا، بهتر از دوست نادان است.

پرسش:
دشمن دانا و دوست نادان چه نقشي را درجهت انحراف افكار وانديشه هاي ناب اسلامي و عملكردهاي صحيح و تاثيرگذار ايفا مي كنند؟
پاسخ:
به طور كلي هر مكتبي براي حفظ و بقاي خود لاجرم بايد دشمنان خود را شناخته و با آنها به مقابله برخيزد. عدم شناسايي و شناخت دشمنان موجبات رخنه و نفوذ آنها را در داخل صفوف پـيروان هر مكتب فراهم آورده و دريك زمانبدي مشخص آن مكتب و انديشه را به انحراف كشانده و از اصالتهاي مكتبي و ارزشي آن دور مي گرداند.
نكته اساسي در اين فرايند ميزان تاثيرگذاري اين دو دسته دشمن است كه چگونه و با چه روشي عمل مي كنند؟ دشمن دانا غالبا در لباس دشمني آشكار افكار و عملكرد خود را به ما عرضه مي كند و كساني كه در نقطه مقابل آن باشند به روشني مي توانند او را مورد شناسايي قرار داده و با افكار و اعمال او به مقابله برخيزند.
به تعبير ديگر دشمن عريان، افكار و ماهيت او را در زمان و مكان معين مي توان مورد شناسايي قرارداد و با او مبارزه نمود. اما دوست نادان درقالب دشمن عريان ظاهر نمي شود بلكه در مقام دوستي به جهت ناآگاهي و يا جهل مركب افكار و اعمالي را از خود بروز مي دهد كه فرايند آن در نهايت به مكتب و ارزش هاي خودي لطمات و ضربات سنگيني را وارد خواهد كرد.
تعبير قرآن كريم نيز در اين زمينه مويد همين مطلب است كه بعد از نصب امامت علي (ع) توسط پيامبر اعظم(ص) در روز غدير و اكمال دين و اتمام نعمت به مسلمانان هشدار مي دهد. امروز ديگر كفار و دشمنان از دين شما نااميد شده اند پس ديگر از آنان نهراسيد بلكه از خودتان بترسيد. تجربه بيست و نه ساله انقلاب و نظام ما نيز اين نكته كليدي را ثابت مي كند كه دشمنان داخلي به ويژه آنان كه درلباس خودي ظاهر شدند بيشترين ضربات و لطمات را به ما وارد كرده اند. شهيد والامقام مرتضي مطهري (ره) اين مطلب را به شايستگي تبيين نموده اند كه با الهام از نوشتار ايشان مطلب را به پايان مي بريم:
«انديشه هاي بيگانه از دو طريق نفوذ مي كنند، يكي از طريق دشمنان، هنگامي كه يك نهضت اجتماعي اوج مي گيرد و جاذبه پيدا مي كند و مكتبهاي ديگر را تحت الشعاع قرار مي دهد. پيروان مكتب هاي ديگر براي رخنه كردن در آن مكتب و پوسانيدن آن از درون، انديشه هاي بيگانه را كه با روح آن مكتب مغاير است، وارد آن مكتب مي كنند .
و آن را به اين ترتيب، از اثر و خاصيت مي اندازند يا كم اثر مي كنند.
ديگر از طريق دوستان و پيروان، گاهي پيروان خود مكتب به علت ناآشنايي درست با مكتب، مجذوب يك سلسله نظريات و انديشه هاي بيگانه مي گردند، و آگاهانه يا ناآگاهانه آن نظريات را رنگ مكتب مي دهند و عرضه مي نمايند. امروز كه نهضت اسلامي ايران اوج گرفته و مكتبها و «ايسم»ها را تحت الشعاع قرار داده است.
هر دو جريان را مشاهده مي كنيم؛ هم گروهي را مي بينيم كه واقعاً دلبسته به مكتبهاي ديگر بخصوص مكتب هاي ماترياليستي هستند و چون مي دانند با شعارها و ماركهاي ماترياليستي، كمتر مي توان جوان ايراني را شكار كرد، انديشه هاي بيگانه را با مارك اسلامي عرضه مي دارند و هم مي بينيم- و اين خطرناكتر است- كه افرادي مسلمان، اما ناآشنا به معارف اسلامي و شيفته مكتب هاي بيگانه، به نام اسلام اخلاق مي نويسند و تبليغ مي كنند، اما اخلاق بيگانه، فلسفه تاريخ مي نويسند، همان طور فلسفه دين و نبوت مي نويسند، همان طور...
من به عنوان يك فرد مسئول با مسئوليت الهي، به رهبران عظيم الشان نهضت اسلامي كه براي همه شان احترام فراوان قائلم، هشدار مي دهم و بين خود و خداي متعال اتمام حجت مي كنيم كه نفوذ و نشر انديشه هاي بيگانه به نام انديشه اسلامي و با مارك اسلامي، اعم از آنكه از روي سوء نيت يا عدم سوء نيت صورت مي گيرد خطري است كه كيان اسلام را تهديد مي كند.
راه مبارزه اين خط، تحريم و منع نيست. مگر مي شود تشنگاني را كه براي جرعه اي آب له له مي زنند، از نوشيدن آب موجود، به عذر اينكه آلوده است، منع كرد؟!

برداشت از انتقاد

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 19:3 |

نفاق يک انحراف ايدئولوژيک در اعتقادات است که مي تواند دلايل مختلفي از قبيل، ضعف ايمان، خودخواهي و خود محوري و حفظ منافع شخصي داشته باشد و منجر به تغيير عملکرد افراد در حوزه فعاليتهايشان شود و اين فعاليتها مي تواند اجتماعي، سياسي، فرهنگي، ورزشي و ... باشد، در واقع نفاق مانند سرطان يا مداوا نمي شود و يا تحت مراقبتهاي خاص و با شيمي درماني فقط بيمار به حيات خود ادامه مي دهد ولي به قولي بيمار، آن فرد قبلي نمي شود، اينجا لازم است به روايتي از نهج البلاغه حضرت امير دقت کنيم:

ايشان در نامه 27 نهج البلاغه براي محمد ابن ابي بکر مي فرمايند:

«پيغمبر به من گفت: من بر امتم از مومن و مشرک نمي ترسم، زيرا مومن را خداوند به سبب ايمانش باز مي دارد و مشرک را به خاطر شرکش خوار مي کند.

ولکن برشما از هر کس که دلي منافق و زباني دانا دارد، مي هراسم ، که آنچه مي پسنديد مي گويد ولي آنچه منکر مي داريد ، مرتکب مي شود.»

حضرت علي ((عليه السلام)) بعد از پيامبر به عنوان خليفه مسلمين به شدت با خط نفاق روبرو شد، منافقان را در زمان حضرت مي توان به سه دسته تقسيم کرد:

اول: معاندان يا مخالفان با هدف براندازي حکومت

دوم: متوقعان يا سهم خواهان باهدف اثبات قدرتمندي در حکومت

سوم: پول پرستان يا سرمايه داران با هدف حفظ و افزايش سرمايه

در اين ميان معاويه که از جمله معاندان بود، با راه اندازي جريان خونخواهي عثمان جنگ صفين را به راه انداخت و با کمکهاي عمرعاص توانست ، بين شيعيان تفرقه افکني نمايد.

طلحه و زبير هم که از قشر سهم خواه بودند، با تحريک همسر پيامبر، جنگ جمل را بر پا کردند.

و سرمايه داران هم براي بقاي خود به اين جريانات کمک مالي مي نمودند.

و البته هدف محوري تمام اين جريانات که همگي سنگ اسلام را به سينه مي زدند، بدست گرفتن حکومت بود و دراين راستا به هر کاري دست مي زدند.

شهداي گمنام استوانه هاي اصلي انقلاب هستند

با اين مقدمه در اين برهه سياسي نگاهي به اوائل انقلاب اسلامي ايران و برخي چهره هاي انقلابي مي اندازيم که بر حسب اتفاق به هر دليلي بعد از مدت کوتاهي چهره واقعي خود را نشان دادند و مجبور به فرار از ايران اسلامي شدند.

بني صدر که يک نيروي انقلابي بود و سنگ انقلاب را محکم به سينه مي زد توانست راي مردم را بدست آورد و حتي اختيارات ويژه ايي از امام گرفت، او علاوه بر رييس جمهور، رييس شوراي انقلاب و فرمانده کل قوا شد.

مسئوليتهاي ويژه بني صدر و راي بالاي او بايد هميشه مورد دقت نخبگان و ملت شريف ايران باشد، و دقت به اين مسئله بسيار حائز اهميت است، اگر اين موضوع همواره مورد دقت قرار گيرد، کمتر کسي به خود اجازه مي دهد بعد از گرفتن 300 ميليون پول از يک مفسد اقتصادي دم از داشتن حکم هاي ويژه از امام بزند يا کسي نمي تواند بعد از انتقاد مردم يا مسئولان از وضعيت مالي اطرافيانش به جاي پاسخگويي يا برائت از اطرافيان مردم را به سوابق انقلابي خود رجوع دهد.

البته هرگز قصد ندارم زحمات همه نيروهاي انقلاب را به خاطر عملکرد بني صدر زير سوال ببرم، بلکه طرح اين مقايسه از اين باب است که هيچ شخصي به خود اجازه ندهد براي خود جايگاه خاصي فرض کند و با بي اعتنايي به استوانه هاي اصلي اين نظام که همانا شهداي گمنام دفاع مقدس هستند، خود را استوانه و ستون اصلي نظام بداند.

اين موضوع بايد شفاف شود که در نظام مقدس جمهوري اسلامي يک ستون خاص نداريم، همه ملت که از ظلم و جور شاهنشاهي در صحنه آمدند، ستونهاي انقلاب هستند و اگر آنها نبودند به يقين برخي هيچ حکمي از امام نمي گرفتند، خواه بني صدر يا هر شخص محترم ديگري که باشد.

همگي مي دانيم يکي از توصيه هاي موکد دين شريف اسلام است که خود را در مواضع تهمت قرار ندهيد، و متاسفانه برخي آقايان با فرار از پاسخگويي در مورد عملکرد خود يا اطرافيانشان وارد مواضع تهمت شده اند.

لازم است نگاهي به عملکرد بني صدر در دوران رياست جمهوري تا عزل وي داشته باشيم و در کنار آن به سخنان حکيمانه بنيانگذار جمهوري اسلامي دقت کنيم.

دروغ پردازيهاي بني صدر براي تحريک مردم

در مورخ 17 شهريور 59 بني صدر به مناسبت سالگرد فاجعه جمعه خونين در ميدان شهداي تهران سخنراني نمود و روند بحران و تشنج را به طور علني و آشکار پي گرفت. روندي که از ابتداي تابستان 59 با افزايش تهاجم به شخصيت‌هاي محوري حزب جمهوري ‌اسلامي و متهم کردن آيت به طرح توطئه براندازي رئيس‌جمهور و نسبت دادن اين ماجرا به حزب‌ جمهوري اسلامي و مانع ‌تراشي در کار معرفي نخست ‌وزير و پافشاري در ممانعت از نخست‌وزيري «محمدعلي رجايي» تا سرحد امکان و انتشار مطالب تحريک‌آميز و جوسازي و پرونده‌بازي و افشاگري هاي بي‌امان در روزنامه «انقلاب‌اسلامي» شتاب و شدت گرفت، در اين روز، بني‌صدر جبهه‌گيري و صف‌آرايي علني خود را در مقابل مجلس، دولت، حزب جمهوري اسلامي و در يک کلمه خط امام، به ميان توده مردم کشاند و همه را دشمن خود قلمداد کرد و از باند چند نفره‌اي سخن گفت که قصد برانداختن رئيس‌جمهور يازده ميليوني را کرده‌‌اند.

امام در يک سخنراني بسيار مهم براي اولين بار، صريح‌تر از پيش به مسائل داخلي، جنگ‌هاي جناحي و صف‌بندي گروه‌ها پرداخت و با زباني تلخ و شکوه‌آميز، ضرورت حياتي وحدت را در وضعيت خطير و پرالتهاب يادآور شد، جنگ و جدال اخير، امام را چنان آزرده است که او را به گفتن چنين کلماتي وا مي‌دارد:

«بار ديگر پشتيباني خود را از شوراي انقلاب و شخص جناب رييس جمهور اعلام مي دارم و از همه مي خواهم که آنان را ياري کنند و در پشتيباني از آنان کوتاهي نکنند، اين آقايان چه شان است با هم؛ اين آقاي رييس جمهور با مجلس، مجلس با رييس جمهور چرا اينطور رفتار مي کنند؟ چرا بايد اينطور باشد که صداي مردم در آيد؟اي سران! چرا اين‌قدر خوابيد؟ چرا چشمانتان را باز نمي‌کنيد؟ چرا بايد اين روزنامه‌ها به اختلافات دامن بزنند؟ هر کس هرجا صحبت مي‌کند، بر ضد هم صحبت مي‌کند، هرجا مي‌نويسد، برضد هم مي‌نويسد.»

مورخ 28 آبان 59 روز عاشورا بود، سيل جمعيت به ميدان آزادي ريخته تا بشنود که اين بار بني‌صدر پس از سخنان دو روز پيش امام و تعيين دقيق مرزها و معيارها در آن چه مي‌گويد، امام هم گفته بود که در مراسم فقط نام امام حسين(ع) باشد و بس، اما ناگاه رئيس‌جمهور پيدايش شد و هوادارانش هم از جلوي جايگاه سر و دست جنباندند و همچون پيش، سوت و کف زدند و حرمت اين روز را شکستند.

افشاگري آقاي خامنه اي نسبت به خيانت بني صدر

مورخ 7 آذر 59 نماز جمعه زير رگبار تند باران برگزار شد، آقاي خامنه ايي امام جمعه تهران سخنش اين روزها عطر و بوي جبهه‌هاي جنوب را مي‌دهد که از آنجا باز آمده و در اين شهر آلوده به سياست‌زدگي‌ها طراوات مي‌افشاند، اين بار او سکوت چند ماهه را شکست و دردمندانه از حقايق ناگفته سياسي، نظامي پرده برداشت. از اهمال کاري ها و بي‌تدبيري هايي که سرانجام به سقوط خرمشهر منجر شد و رويه مشکوک و غيرقابل توجيه رئيس‌جمهور در جايگاه فرماندهي کل قوا و اداره و سازماندهي جنگ که به خاطر عدم واگذاري سلاح به نيروهاي داوطلب سپاه و بسيج موجب رکود و توقف در کار جبهه جنگ شده و آن گاه در برابر انبوه نمازگزاران از استخوان در گلو گفت و صبري که شايد يک روز به انتها برسد.

مورخ 22 بهمن 59 نيز تهران و ديگر شهرها رفته رفته صحنه آشوب و درگيري‌هاي خياباني مي‌شود و عرصه سياسي رو به تشنج و بحران دارد. خشونت چماق به دستان ضد چماق داري و ارتجاع! در روز 18 بهمن در ميدان آزادي يک کشته و يک مجروح به جا گذاشت. عناصر گروهک فدائيان اقليت با پنجه ‌بکس و چماق و چاقو به جان انحصارطلبان افتادند.

بني صدر حامي منافقين و ليبرالها

مورخ 18 اسفند 59 ميتينگ نهضت آزادي برگزار شد، اين ميتينگ به منزله يکي از نقاط عطف در آشکار شدن پيوند ليبرال‌ها و منافقين پشت سر بني‌صدر در مقابل جريان اصيل خط امام بود، اين تجمع در استاديوم امجديه و با سخنراني چهره‌هاي شاخص نهضت آزادي، مهندس بازرگان، دکتر يزدي، دکتر سحابي و مهندس صباغيان برگزار شد، اعتراض به عملکرد اکثريت خط امامي مجلس و انتقاد از عدم واگذاري فضا و فرصت به آنان جهت ايفاي نقش بيشتري در مجلس، يکي از محورهاي صحبت هر سه نماينده نهضت آزادي بود.

پاره کردن تصاوير امام خميني(ره) و تشويق حاميان بني صدر

مورخ 14 اسفند 59 (پيوند نفاق و تزوير) ميتينگ دانشگاه تهران به مناسب سالروز وفات دکتر مصدق به صحنه بزرگ و بي‌سابقه‌اي از صف‌آرايي و رودرويي جبهه متحد ضد انقلاب، چپ‌هاي آمريکايي و گارد شبه نظامي بني‌صدر با مردم و توده‌هاي انقلاب و مدافع خط امام تبديل شد، اين‌بار، ديگر همه آمده بودند، جمعيتي عظيم سراسر دانشگاه، زمين چمن و خيابان‌هاي اطراف را در بيرون فرا گرفته بود، جمعيت مثل انبار باروتي بود و هر لحظه امکان داشت با يک جرقه مشتعل شود در جلوي پايگاه سخنراني، جوانان دختر و پسري حضور داشتند که نظم و هماهنگي در شعارها و همه حرکات و به خصوص لباس‌هاي متحدالشکلشان نشان‌گر يک انسجام تشکيلات از پيش سازماندهي شده بود و به نظر مي‌آمد که غالب آنان از اعضاي شبه نظامي مجاهدين هستند، در وسط زمين چمن پلاکاردهايي با اين نوشته‌ها به چشم مي‌خورد، «چوب، چماق، شکنجه، ديگر اثر ندارد.»، «مسلمان به پا خيز، حزب شده رستاخيز»

پوسترهايي از دکترمصدق در ميان جمعيت خودنمايي مي‌کرد، در خارج از دانشگاه و خيابان‌هاي جنوبي و شرقي زمين، گروه مخالف و معتقدان به خط امام شعارهايي با اين عناوين مي‌‌دادند، «ابوالحسن پينوشه، ايران شيلي نمي‌شه.» ، « مرگ بر ليبرال»، «تا مرگ شاه دوم نهضت ادامه دارد.» و پلاکاردهايي از سخنان امام بر ضد ملي‌گرايان و تصاوير از ايشان به دست آنها بود، ناگهان جواني در ميان جمعيت به سوي چند دختر چادري که عکس‌هاي امام را به دست داشتند يورش برد و آنها را پاره پاره و به هوا پرتاب کرد و جمعيتي که شاهد صحنه‌ بود، با کف زدن از عمل انقلابي او تجليل به عمل آورد.

شعار حاميان بني صدر: «بهشتي چماق دار مرگت فرا رسيده!»

ديگر، کار از دشمني با حزب جمهوري و دکتر بهشتي و ياران امام گذشته بود و خفاش‌ها مستقيماً پنجه بر آفتاب کشيدند، ساعت 40/15 دقيقه، بني‌صدر در ميان سوت و کف زدن جمعيت به جايگاه آمد و خانمي يک حلقه گل به گردنش انداخت و شعارهاي ضد حزب به اوج رسيد، ناگاه با اصابت يک نارنجک و پرتاب سنگ، وضعيت بحراني شد و با هدايت نيرو هاي شبه نظامي مجاهدين، جمعيت داخل زمين چمن نيز به دادن شعارهاي جهت‌دار پرداختند، « بهشتي چماق دار!مرگت فرا رسيده»، «بني صدر افشا کن، بهشتي رو رسوا کن»، در اين روز شعار مرگ بر بهشتي ترجيع‌بند هياهوي منافقان بود.

بني صدر بني صدر اذن جهادم بده!

 بني‌صدر در قسمتي از سخنانش در حاليکه چند برگ و کارت شناسايي را به جمعيت نشان مي‌داد و آنها را متعلق به افرادي از کميته‌ انقلاب‌اسلامي و حزب جمهوري‌ اسلامي خواند که آنان را به عنوان چماق‌دار دستگير کرده بودند، پس از اعلام اين مطلب با شعار «سردسته چماق‌داران، بهشتي» مورد تشويق قرار گرفت، در اين هنگام از ضلع و جلوي جايگاه، جماعتي پا به زمين کوبيدند و فرياد مي‌زدند،«بني‌صدر بني‌صدر حکم تهاجم بده» و «بني‌صدر بني‌صدر اذن جهادم بده!» و سرانجام جواز حمله را از مجتهد اعلم خويش اين گونه دريافت کردند که، «مردم! اينها را از اينجا بيرون کنيد. اينان را بيرون کنيد.» و بعد پشت سرهم افرادي که صورتشان با ضربه‌هايي شکافته و خونين شده بود، در حالي که همچنان بر سر و صورتشان مشت و لگد کوفته مي‌شد، از ديوار شرقي به پايين پرتاب شدند. مهاجمين حالتي وحشيانه به خود گرفته بودند و با شعارهايي که به وسيله دوستانشان داده مي‌شد، بيشتر تحريک مي‌شدند و با حرص و ولع، هر از گاهي يکي را صيد مي‌کردند و تا جا داشت مي‌زدند. حقيقتاً امروز ديوانگي و درنده‌خويي به اوج خود رسيد. هرکس ريش داشت و اورکت آبي و سبز به تن داشت، به نشانه مرتجع بودن به باد کتک ‌گرفته شد.

مورخ 16 سفند 59 ، سرانجام از سوي امام امت در پاسخ به تلگرام بسيار مهم آيت‌الله العظمي گلپايگاني درباره حادثه پنج‌شنبه گذشته دانشگاه تهران که در آن خواستار اقدام فوري و سريع ايشان، قبل از بروز فتنه‌هاي خطرناک و حوادث غيرقابل پيش‌بيني شده بودند، فرمان تاريخي شناسايي و مجازات عاملان حادثه پنج‌شنبه صادر شد. امام فرمودند، «بايد گروه‌ها و دسته‌هاي منحرف بدانند که من با احساس تکليف با آنان برخورد مي‌کنم و به شرارت‌هاي ضد‌ اسلامي خاتمه مي‌دهم.»

امام خطاب به بني صدر :

« نبايد از کسي پذيرفت که ما شوراي نگهبان را قبول نداريم!»

سرانجام امام خميني(ره) در پاسخ به تمام اين تحرکات در سخنراني خود گفت:«اين مردم اسلام را مي خواهند اگر پايتان را از اسلام کنار بگذاريد اين طلبه که اينجا نشسته با کمال قوا با شما مخالفت مي کند، من اول سال به آقايان عرض کردم که اين سال خوب است، سال قانون باشد بايد حدود معلوم بشود، آقاي رييس جمهور حدودش در قانون اساسي چه هست، يک قدم آن ور بگذارد من با او مخالفت مي کنم، اگر همه مردم هم موافق باشند من مخالفت مي کنم، نمي شود از شما پذيرفت که ما قانون را قبول نداريم، غلط مي کني قانون را قبول نداري ! قانون تو را قبول ندارد، نبايد از مردم پذيرفت، از کسي پذيرفت ، که ما شوراي نگهبان را قبول نداريم، نمي تواني قبول نداشته باشي، مردم راي دادند به اين ها.

اتمام حجت امام خميني(ره)

بنيانگذار انقلاب اسلامي در سخنراني ديگري با توجه به اينکه بني صدر روش خود را تغيير نداده بود، گفت: اينکه من هميشه نصيحت مي کنم به آقايان و مي خواهم کاملا روي روش صحيح عمل بشود، روي قوانين عمل بشود و تخلف مي شود و مع ذلک من نصيحت مي کنم به آقايان اين نه از باب اين است که در ملت ما يک ضعفي پيدا شده و ملت ما ديگر به احکام اسلام اعتنايي ندارند من تا آنجايي که اخلاق اسلامي اقتضا مي کند همه اين ها را به آرامش دعوت خواهم کرد، نصيحت خاضعانه خواهم کرد، لکن آن روزي که من احساس خطر براي جمهوري اسلامي بکنم آن روز اين طور نيست که باز بنشينم نصيحت کنم دست همه را قطع خواهم کرد. آن شخص هر که مي خواهد باشد هر مقامي که مي خواهد باشد قبل از اينکه شورش پيدا بشود من او را به جاي خودش مي نشانم.

عزل از فرماندهي کل قوا

حضرت امام خميني (ره) به دليل خيانتهاي بني صدر به رزمندگان اسلام و انقلاب طي حکمي به شرح ذيل بني صدر را از فرماندهي کل قوا عزل نمودند:

بسم الله الرحمن الرحيم

ستاد مشترک نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران؛

آقاي ابوالحسن بني صدر از فرماندهي نيروهاي مسلح برکنار شدند.

روح الله الموسوي الخميني 20/ خرداد / 1360

پس از اين حکم حضرت امام خميني (ره) خود مسئوليت خطير فرماندهي کل قوا را بر عهد گرفتند.

اعلام عدم کفايت سياسي بني صدر توسط مجلس

مجلس شوراي اسلامي نيز 11 روز پس از برکناري بني صدر از فرماندهي کل قوا نظر خود مبني بر نداشتن کفايت سياسي او جهت رياست جمهوري را به امام اعلام نمود، متن نامه مجلس به شرح ذيل است:

بسم الله الرحمن الرحيم

محضر شريف حضرت آيت الله العظمي امام خميني – ادام الله ظله- محترما به عرض مي رساند راي مجلس شوراي اسلامي در جلسه مورخ 31/3/1360 پس از بحث و بررسي با حضور 190 نفر به شرح زير :

آراي موافق: 177

آراي مخالف: يک نفر

آراي ممتنع: دوازده نفر

در مورد آقاي سيد ابوالحسن بني صدر بر اين قرار گرفت که آقاي ابوالحسن بني صدر براي رياست جمهوري ايران کفايت سياسي ندارد به موجب اصل 110 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مراتب براي اتخاذ تصميم به خدمت امام عظيم الشأن گزارش مي گردد.

رييس مجلس شوراي اسلامي 31/3/60

عزل بني صدر از رياست جمهوري

حضرت امام (ره) بعد از دريافت نظر مجلس سريعا طي حکمي بني صدر را از رياست جمهوري عزل نمودند، متن حکم امام به شرح ذيل است:

بسم الله الرحمن الرحيم

پس از راي اکثريت قاطع نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي مبني بر اينکه آقاي ابوالحسن بني صدر براي رياست جمهوري ايران کفايت سياسي ندارد، ايشان را از رياست جمهوري اسلامي ايران عزل نمودم.

اول تيرماه 1360 روح الله الموسوي الخميني

فرار بني صدر

به فاصله چند روز بني صدر با لباس و آرايش زنانه در حالي که در توالت هواپيما مخفي شده بود به فرانسه گريخت.

هدايت تا آخرين حد ممکن

حضرت امام خميني بعد از فرار بني صدر به فرانسه در سخنراني خود ضمن سخناني پدرانه به نصيحت بني صدر پرداختند:

«من الان هم نصيحت مي کنم آقاي بني صدر را به اينکه مبادا در دام اين گرگ هايي که در خارج کشور نشستند و کمين کردند بيفتيد و اين آبرويي که از دست داديد بدتر بشود. من علاقه دارم که تو بيشتر از اين خودت را تباه نکني. من علاقه دارم که همه اشخاصي که در اين مملکت زندگي مي کنند يک زندگي انساني – الهي داشته باشند. چنانچه توبه کني و برگردي و علاقه خودت را از اين گروه هاي مفسد، فاسد، جنايتکار، سلب کني، و در يک کناري بنشيني مشغول تصنيف و تأليف بشوي، صلاح تو است، آن روز من در يکي از حرف ها تنبه دادم که "حب الدنيا راس کل خطيئه" تمام خطاهايي که از ماها صادر مي شود روي اين حب نفس و جاه و مال و منال است، اگر اين کلمه را گوش کرده بوديد و هواهاي نفساني را زير پا گذاشته بوديد اينطور نمي شد.»

                                                                              «احمد جان نثاری»

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در جمعه دوازدهم تیر 1388 و ساعت 17:3 |

شاید بعضی ها فکر کنند که افشای بعضی از نامها غلط می باشد و با این کار آقای احمدی نژاد یک خودکشی سیاسی کرده باشد ولی این اسامی را که دیشب فاش شدند تقریبا همه آنها را شناخته بودند و میزان نفوذشان را در اقتصاد می دانستند ولی به قول بعضی ها بخاطر نظام سکوت کردند!!

روی سخن من با آقای موسوی است:

آقای موسوی
چرا بر خلاف آقای احمدی نژاد شما یک مدرک رسمی و علنی برای گفته هایتان نیاوردید؟

آقای موسوی
چرا با چهره ای عبوس و عصبانی به سخنان آقای احمدی نژاد گوش می دادید و به یکی از سوالهایی که به شما موجه گردید پاسخ ندادید؟

آقای موسوی
چرا همه چیز را از خود مبرا می کنید و می گویید که به من ربطی ندارد؟
مگر این آقایان خودشان نیستند که شما را به اینجا آوردند؟
مگر این آقایان نیستند که هزینه های تبلیغاتی شما را تقبل کردند؟
مگر شما دم از عدالت نمی زنید و نفرمودید که اختلاف طبقاتی بین مردم زیاد میباشد؟
مگر شما نفرمودید که دولت فعلی بعضی ها را خودی و بعضی ها را غیر خودی می شمارد؟
مگر شما نفرمودید که دولت فعلی تولید را به پایین ترین سطح خود آورده؟
خود این آقایان که اسامی آنها فاش شد اشرافی گری را اختلاف طبقاتی را ایجاد کردند.
خود این آقایان دست در تمامی مرزهای ایران بردند و خود را در تمامی قراردادهای میلیاردی جا زدند تا چیزی نصیبشان شود؟

آقای موسوی
منطقی صحبت کنید.اگر شما اینها را نمی شناختید و دیشب شناختید ما از وقتها پیش این افراد را می شناختیم. به من مربوط نمی شود واقعا از سر عجز است و نه اینکه به شما مربوط نمی شود.

عدالت که به قول معروف شاخ و دم ندارد که شما دم از آن میزنید واقعا انتظار نمیرفت که شما کلامتان را بر اساس واسطه ها و اطرافیان خود معتبر بشمارید و از آنها به عنوان مدرک استفاده کنید؟
واقعا تهتمت هایی که در سیاست خارجی بر آقای احمدی نژاد آوردید خنده دار بود؟
چگونه آنها برای سفر حج بصورت بچه گانه از آنها درخواست میکرد؟
چگونه شما مانند غربی ها هولوکاست و فلسطین را مسأله دنیای اسلام نمی پندارید؟
هولوکساتی که آقای دکتر مطرح کردند همان سبب خیالی است که یهود را به سمت فلسطین کشاند.

مگر خود امام خمینی(قدس سره) نفرمودند که اگر هر ایرانی یک سطل آب را بریزد اسراییل را آب خواهد برد حالا شما نیشخند می زنید که چرا آقای دکتر صحبت از محو اسراییل می کند؟

شما می پرسید که ایشان گفتند آمریکا نابود خواهد شد و مگر نشد؟
دیگر چه بلایی بدتر از بحران اقتصادی می تواند یک کشور را ناتوان کند؟
در پایان هم آقای موسوی خوب حربه گرفتند و برای رای گیری از مردم سخنرانی غرا کردند؟

 

 

به کسی رای میدهیم  که نام فاطمه (س) و اهلبیت را از بلندای سازمان 

 ملل درجهان فریاد کرد نه آنکه در روزنامه خود منکر شهادت حضرت

 فاطمه (س) شد.

 

 تصویر سمت چپ دکتر احمدی نژاد در آستانه ریاست جمهوری 

تصویر سمت راست سه سال بعد از ریاست جمهوری 

(تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل)

برگرفته از وبلاگ سیاستمداران جوان-خراسان جنوبی

دوستان خداقوت

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 و ساعت 8:43 |

چیزگویی های میر حسین موسوی

 میر حسین موسوی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم در مناظره با احمدی نژاد 49 مرتبه از لفظ چیز به شرح ذیل استفاده نمود:



1-    ...یک مسافرتی رییس کشور ما به آمریکا، به چیز، عراق...



2-    ...همان آمریکایی ها بنزین هواپیمای دولت ما را در آنجا چیز کردند....



3-    ...همین مساله در ایتالیا هم چیز شد...



4-    ... این سیاست خارجی برای ما هزینه های گزافی را به اصطلاح چیز می کند...



5-    ... به حساب کی ما این کارها را می کنیم، آیا این اثرش کم است یا زیاد است به نظر من این چیز است...



6-    ... دوباره بعد از اینکه خسارتهایی دیدیم از مجمع عمومی یکدانه چیزی ....



7-    ...از شورای امنیت هم یه چیزی....



8-    ...من خاطره ای از امام خواهم گفت که چقدر به این مسئله عزت ملت ایران چیز داشتند....



9-    ...همه مردم به اصطلاح چیز، اسرائیل اِ اِ فلسطین جمع شوند حتی....



10-...به خاطر اشتباه ما در آن چیز که ....



11-... می گوییم بر اساس همین چیزی که می گویم....



12-... مشکلی که بنده دارم سر یه چیزهای دراز مدت....



13- ...بنده یه بحثی کردمتو همین چیزای انتخاباتی....



14-....مردم هم یه کم چیز دارند....



15-....بنده یه روشنفکر هستم، چیز هم هستم، فرهنگستان...



16-...پرونده سازی، دنبال یه واژه هایی رفتن، چیز کردن...



17-...پایان نامه ها و چیزهایی که دانشجوها...



18-...من خیلی سریع بر می گردم به همین چیزی که...



19-...قوانین که مجلس می گذراند، بر اساس هر چیزی...



20-...بعد از هشت سال یه چیزی بیاید....



21-...بنده این جا چیز می کنم...



22-...18 شورا که دولت منحل کرد به چیز ...



23-... و دولت هنوز هم که هنوز است چیز نکرده...



24-...تورم 25 درصد، هم دادشون بالاست، نتیجه همین چیز است...



25-... بنده در بازبینی قانون اساسی، چیز بودم، سخنگوی...



26... مسئله استخدامی و برنامه و بودجه مخصوصا در چیز پیشنهاد من بود...



27-...تنها سازمانهایی است که در چیز آمده...



28-... در مراحل بعدی اینها را دونه دونه چیز می کنم....



29-...تصدی بیش از دوشغل چیز...



30- ...عوض اینکه پرونده سازی کنند و چیزهایی که...



31-... یکی از مشکلات در صحبت با آقای احمدی نژاد چیزهایی است که ...



32- ...غیر عادی و غیر چیز...



33-....ایشان می گوید به دیوان عدالت اداری نامه بنویسید که فلان چیز را لغو کند...



34-...به من می گوید که یه چیزی بنویس به دیوان عدالت اداری....



35-...در یه چیزهایی که بین است ما طوری عمل بکنیم...



36-...اینجا مثلا چیز کردیم....



37-...رای مجلس هم چیز بدانید...



38-...که ظاهرا چیزی از بنده نداشتید...



39-...نمی توانید افراد را همینطور نام ببیردو به اصطلاح چیزشان بکنیم...



40-...سندهایش هست، مدرکهایش هم چیز است....



41-...معاون اجرایی رییس جمهور دنبال این است که یه چیزی بسازد...



42-...اون چیزی که در هشت ماده ایی حضرت امام هست....



43-...سیاه کردن برنامه ها، سیاه کردن دانشجوها و امثال اینها را چیز می کنم...



44-... در سازمان برنامه و بودجه برای این است که نگذارد شما چیز بکنی...



45-... در نتیجه این چیزی که دیوان محاسبات....



46-...همش بر می گردد به این چیزهایی که در ...



47-...آقای احمدی نژاد مسادلی را می گوید که من مجبور می شوم چیزهایی را بگویم...



48-....سیر چینی آمده،نمی توانیم بکاریم، اینطور چیزها...



49-...بگویم که  برای ما واقعا چیزه که...

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 و ساعت 10:10 |

در پاییز و زمستان 87 شاهد عملیات روانی  سنگین در موضوع انتخابات بودیم  و اینکه  آقای هاشمی رفسنجانی اصرار دارند هر کسی رئیس جمهور شود ، غیر از احمدی نژاد و برای رسیدن به این هدف حاضرند دست به هر کاری بزنند، در اوائل پاییز 87  با مرور اخبار به لیستی حدود 30 نفره می رسیدیم که احتمال حضور هر یک از آنها به نوعی مطرح شده بود و مخاطب یا رای دهندگان در یک چند راهی و سردرگمی انتخاب بسر می بردند در واقع دستهایی تلاش داشت مردم را در ابهام انخاباتی فرو ببرد، تا فرصت زیادی برای بررسی و تحلیل کاندیدای خود نداشته یاشند، که تا حدود زیادی هم موفق بودند.

از طرف دیگر برخی ارکان نظام با برگزاری جلسات هماهنگی بین کاندیداهای احتمالی در راستای تئوری «نه احمدی نژاد» قدم برمی داشتند.

برگزاری جلساتی که از یک طرف در برخی  از آنها افرادی مانند، محسن رضایی، قالیباف، لاریجانی، ولایتی، حسن روحانی، ناطق نوری و.... دیده می شدند و در برخی دیگر از این جلسات، شخصیتهایی مانند، خاتمی، عبد الله نوری، کروبی و میر حسین حضور داشتند.

این جلسات گاهی تحت عنوان دولت ائتلافی برگزار شده ، گاهی با عنوان دولت وحدت ملی و گاهی کاملا مخفی، اگرچه به خاطر صلاحدید تبلیغاتی در حال حاضر، هیچکدام از این واژه ها کارایی نداشته و مورد استفاده قرار نمی گیرد ، لکن روح و تفکر آن شعار ها در برخی کاندیداها مشهود است.

اکنون بعد از گذشت چند ماه از دوران جنگ سرد انتخاباتی که توسط نوچه های حزب کارگزاران سازندگی طراحی و اجرا شد، شاهد این هستیم که هاشمی رفسنجانی توانسته تا حدود زیادی در مهار شخصیتهای مدعی ریاست جمهوری موفق باشد و نقش بسزایی در ایجاد فضای دو قطبی ایفا نماید.

هاشمی رفسنجانی که در جلسات متعدد خود از بسیاری  چهره های مدعی ریاست جمهوری خواسته است، همگی با صف بندی پشت یک کاندیدای واحد در برابر احمدی نژاد قرار بگیرند، اگرچه هنوز موفق به مهار شیخ اصلاحات نشده  ولی ظرف ماه گذشته چندین ملاقات با  کروبی در این راستا انجام داده است و کروبی هم احترام هاشمی را نگه داشته و گفته است، به موضوع کناره گیری به نفع موسوی فکر می کنم.

البته جای این سوال باقی است، که این میان محسن رضایی چه می کند؟

محسن رضایی هر چند سعی کرده شخصیتی مستقل از هاشمی ارائه دهد، ولی کاملا زیر نظر او قدم بر می دارد، او حتی برای نام نویسی هم با هاشمی هماهنگی های لازم را کرده است، به نظر می رسد محسن رضایی که سعی می کند خود را به عنوان کاندیدای اصولگرا مطرح کند، تمام تلاش خود را برای تخطئه احمدی نژاد در تبلیغات انتخاباتی، خصوصا در تلویزیون خواهد کرد و در واقع او بعد از تلاش فراوان جهت جذب آرای احمدی نژاد به سمت خود و برانگیختن برخی آرای خاموش، در وقت اضافی به نفع میر حسین موسوی کنار خواهد رفت تا ایجاد فضای دوقطبی در انتخابات آسان تر شود.

هاشمی رفسنجانی رییس جمهور دولت سازندگی که با ایجاد مرکزی تحت عنوان تحقیقات استرتژیک ریاست جمهوری به ریاست موسوی خویینی ها باعث شد نطفه دولت اصلاحات منعقد شود و در 2 خرداد 76 به ثمر برسد و با این خدمت به اصلاح طلبان توانست سهم خواهی بزرگی در دوران اصلاحات از آنها بکند،  بعد از پایان 8 سال دولت اصلاحات و روی کار آمدن دولت احمدی نژاد به مرور دستان او و دوستانش در حزب کاگزاران سازندگی که 16 سال سرمایه های نظام را به نفع خود و نزدیکانشان مصادره می کردند، از بیت المال کوتاه شد.

شکست هاشمی در انتخابات نهم برایش خیلی گران تمام شد، آنقدر گران که فکر می کنم در این یک ماه احتمال وقوع هر حادثه ایی را باید داد.

شاید میر حسین موسوی ترور شود.

شاید در جلسات انتخاباتی بمب گذاری شود.

شاید حامیان میر حسین کشته شوند.

شاید روز انتخابات حوادث بدی در کشور روی دهد.

شاید بعد از انتخابات سبزک ها دست به اغتشاش بزنند.

شاید احمدی نژاد ترور شود.

در این زمینه اگرچه برخی ممکن است، این خیال پردازی را افراطی بدانند، اما تکلیفم را با بیان این تخیلات ادا کردم، اگر به جریان بمب گذاری در دفتر شهید رجایی و باهنر رجوع کنید و رد پای برخی همپیمانان فعلی هاشمی رفسنجانی را آنجا ببینید، پی خواهید برد که شاید فاتحه نظام را هم بخوانند.

میر حسین موسوی که در 20 سال گذشته 2 بار فرصت حضور در انتخابات را پیدا کرده است، یک بار در انتخابات 2 خرداد 76 با خالی کردن صحنه سبب حضور خاتمی را فراهم می کند، ویک بار در تیر ماه 84 می گوید به خاطر اینکه دوست دارم کاندیدای مستقل باشم، و در حال حاضر چنین امکانی وجود ندارد، نمی آیم.

به نظرم فقط شخص هاشمی رفسنجانی قدرت دارد که بعد از 20 سال پای میر حسین را به میدان رقابتهای انتخاباتی باز کند.

هاشمی رفسنجانی که در دهه 60 در جریان اختلافات آقای خامنه ای با میر حسین نقش میانجیگری را بازی می کند و در کتاب خاطرات خود این موضوع را تصریح دارد، این بار فقط از میر حسین موسوی حمایت خواهد کرد.

به نظرم اگر پای صندوق رای رفتید و خواستید به موسوی رای دهید،

 بنویسید موسوی ولی بخوانید

هاشمی

برداشت از وبلاگ انتقادhttp://enteqad.blogfa.com /

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 19:7 |
آقای میر حسین موسوی برایتان متاسفم

در همایش موج سوم که حامیان خاتمی برای حمایت از شما برگزار کردند ، جای تصاویر امام و شهدا خالی بود ، حامیان شما شاید فراموش کرده اند ، که به برکت اندیشه های ناب امام خمینی و خون پاک شهیدان عزت پیدا کرده اند، در این که تصویر مقام معظم رهبری را استفاده نمی کنند ، حرفی نیست ، کاملا واضح است که شما پیرو خط رهبری نیستید و حتی مخالف جدی اندیشه های رهبر معظم انقلاب هستید ، اما امام و شهدا را فراموش نکنید.

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 19:4 |

فاطمه رجبی :

 چرا مهندس موسوی آزادی قلم و اندیشه و بیان را مطابق تعالیم اسلامی ندانسته است ؟

 فاطمه رجبی درهمایش بررسی گفتمان امام – انقلاب و احمدی نژاد که در دانشگاه امیر کبیر تهران برگزار شد با موضع گیری نسبت به اطلاعیه مهندس میر حسین موسوی اظهار داشت: متاسفانه در این اطلاعیه هیچ اشاره ای به اسلام و جامعه اسلامی نشده است. ایشان با بیان این که چرا موسوی آزادی قلم و اندیشه و بیان را مطابق تعالیم اسلامی ندانسته است گفتند : چرا نگفته بود که فاطمه رجبی به عنوان یک زن مسلمان مورد هتک حرمت قرار گرفته است. چرا اسلام در ذهن ایشان نیست چرا از ادبیات اسلامی حتی برای شعار هم استفاده نمی کنند.

این فعال سیاسی با بیان عبارت انا لله و انا الیه راجعون ، با ابراز تعجب از اطلاق عبارت نویسنده ای با قلم شیرین به این هجویه نویس مشروب خوار اظهار داشتند کسی که یکی از جرم هایش مشروب خواری است و در ایران بر جرایم مختلف محکوم و هم اکنون فراری و اسلام ستیز است چرا باید در تعریفش بگویند«ادبیاتش در ادبیات کشور ماندگار شد»

چرا کلمه نویسنده را در موردش بکار می برید: اینجا به نظر سهل انگاری نیست که اگر سهل انگاری بود جای بسیار تاسف دارد.

ایشان در ادامه جواب خود اشاره کردند که خدا را شاهد می گیرم که نه برای شعار بلکه دلسوزانه از مهندس موسوی می خواهم که از صحنه سیاست کنار برود.

ایشان با تاکید بر این که امثال این هجو نویس متولدین اصلاح طلبی هستند وزیر پرچم خاتمی رشد کردند ابراز داشتند. یک نکته  تاریخی را موسوی بداند که اگر مقداری به تاریخ اسلام و آموزه های آن مراجعه کند خواهد دیدکه پیامبر (ص) هم حتی پس از فتح مکه و اعلان عفو عمومی ، زنان و مردان هجویه نویس را مورد عفو قرار ندادند و این جای بس تعجب دارد که چرا مهندس موسوی این هجویه نویس علیه اسلام و مسلمین را طنز نویس با قلم شیرین خواندند.

این همایش توسط کمیسیون سیاسی و امور بین الملل مشاوران جوان ریاست جمهوری و با همکاری بسیج دانشجویی دانشگاه امیر کبیر برگزار گردید.

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 16:32 |

غلامحسین کرباسچی دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی ریاست ستاد انتخاباتی آقای کروبی را بر عهده دارد.

محمد هاشمی در گفتگو با شبکه ایران نسبت به این خبر اظهار بی اطلاعی کرده  و گفته است : << من از رئیس ستاد بودن آقای کرباسچی خبر ندارم ولی تا آنجا که اطلاع دارم ایشان فقط مشاور عالی کروبی است >> و کرباسچی هم گفته که من فقط مشاور عالی کروبی هستم.

با این حال روزنامه اعتماد ملی در شماره 891 خود مورخ 23/1/88 ذیل عکس غلامحسین کرباسچی کلمه رئیس ستاد را درج نموده است ، که به یقین با توجه به اینکه روزنامه حزب اعتماد ملی است ، بر خلاف خواست کارگزاران سازندگی و شخص کرباسچی این موضوع را افشا نموده است.

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 16:30 |