تبليغاتX
مجمع وبلاگ نویسان حامی دولت اسلامی

اطلاعیه بسیج مدرسه عالی شهید مطهری:

حادثه سیستان نتیجه دلگرمی دشمن نسبت به تحرکات موج سبز بود

در قسمتی از این اطلاعیه آمده است: آیا مراسم امروز (بزرگداشت شهدای سیستان و بلوچستان) علت دیگری به جز فعالیت های سران موج سبز نفاق یعنی آقایان میر حسین موسوی، کروبی و خاتمی دارد؟ اینها با اغتشاش هایی که با رمز تقلب به راه انداختند نفوذ ایران در منطقه وجهان را خدشه دار کردند تا دشمنان به خود اجازه دهند که بیاندیشند، ما از مرزهایمان غافلیم!

در حاشیه مراسم بزرگداشت شهدای وحدت اطلاعیه ای از سوی بسیج مدرسه عالی شهید مطهری صادر شد.

متن کامل این اطلاعیه به شرح ذیل است:

بسم رب الشهدا و الصدیقین

«عاملان حقیقی این مراسم »

چند روزی می گذرد. ایام فتنه به ظاهر به سر آمده و عده ای از اهل سیاست شعار وحدت سر داده اند. وحدتی به بیان آنها برای خروج از بحران طراحی شده است. در پشت این جریان به ظاهر صلاح افرادی هستند که در ایام فتنه ودر موج حوادث اخیر یا سکوت پیشه کردند و یا به حمایت از جریان برانداز پرداختند.

کسانی همچون باهنر، تابش، محسن رضایی، لاریجانی رئیس مجلس و در راس این جریان هاشمی رفسنجانی، کسی که تقصیراتش در حوادث اخیر به هیچ کس پوشیده نیست. فردی که با پیش بینی آتشفشان های نهفته آن هم درنامه ای خطاب به مقام معظم رهبری که در رسانه ها منتشر شد و برای زیر فشار قرار دادن رهبری برای پذیرش این بدعت بود وبه تحقق آن ها کمک کرد و به آغاز آن ها دستور داد و در نماز جمعه خویش با مبانی خلاف عدالت خواستار آزادی مجرمان و دست اندرکاران انقلاب مخملی شد و به سکوت چندین ساله اش در برابر سوء استفاده کنندگان از نامش ادامه داد و با این سکوت جواز آنرا صادر کرد که مخالفان و موافقان او را سردار فتنه بنامند...

وحدت ما در جمهوری اسلامی ایران، این هدیه الهی و یادگار ارزشمند و پرثمر امام و شهیدان، تنها بر پایه جمهوری اسلامی و عامل وحدت حقیقی یعنی ولایت فقیه است و هر که قدم در مسیری غیر از این بردارد دانسته و یا نادانسته در مسیر نفاق حرکت کرده و در اصل به تفرقه بیشتر کمک می کند.

مگر مراسم امروز (بزرگداشت شهدای سیستان و بلوچستان) علت دیگری به جز فعالیت های سران موج سبز نفاق یعنی آقایان میر حسین موسوی و کروبی و خاتمی دارد؟ مگر همین ها نبودند که با اغتشاش هایی که با رمز تقلب به راه انداختند علاوه بر سلب امنیت از مردم عزیز، اقتدار ملی و نفوذ ایران در منطقه وجهان را که نتیجه تدابیر رهبر عزیز و دیپلماسی فعال دولت نهم بود را خدشه دار کردند تا دشمنان به خود اجازه دهند که بیاندیشند ما از مرزهایمان غافلیم؟ مگر حادثه سیستان و شهادت چهل و یک نفر از منادیان وحدت حقیقی جز نتیجه دلگرمی دشمن نسبت به حوادث اخیر بود؟

حال آیا وحدت با کسانی که اینگونه مردم را بازی داده اند و ذره ای به ولایت فقیه اعتقاد عملی ندارند نتیجه ای به جز زیر سوال رفتن اقتدار ملی و اسلامی نظام دارد؟ مردم ما وحدتی که به معنای پایین آمدن از حق و ظلم به اهل حق باشند را نخواهند پذیرفت و خواستار محاکمه آن هایی هستند که هنوز بر مواضع خصمانه شان باقی هستند و بی اعتنا به قانون اساسی در پی بنیان گذاری بدعتی برای هدف قرار دادن اصل نظام هستند و خون این شهیدان و شهدای حوادث اخیر را از این افراد مطالبه خواهند کرد.

بسیج مدرسه عالی شهید مطهری (ره)

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در دوشنبه چهارم آبان 1388 و ساعت 12:43 |

 

چند وقتی است که اصلاح طلبان که همیشه در پی پناهگاهی برای مخفی شدن بعد از هجوم و حمله به ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی هستند، بعد از هر خرابکاری به سراغ  خانواده امام می روند و سعی می کنند که با خبرسازی رسانه ای به نحوی خود را وابسته به بیت امام و خانواده ایشان نشان دهند و از این جایگاه برای عادی جلوه دادن اعمال خرابکارانه و ننگین خود سوء استفاده کنند.

در زمینه خانواده حضرت امام خمینی و هر شخصیت سیاسی و مذهبی دیگری توجه به چند نکته ضروری به نظر می رسد:

1-     ضرب المثلی هست که می گوید از فضل پدر تو را چه حاصل، در اینکه حضرت امام یکی از مراجع بزرگ تقلید و بنیانگذار انقلاب اسلامی است و در علم و عرفان از بزرگان هستند، شکی نیست، اما چرا افرادی فکر می کنند که از فضل امام حاصلی دارند، وارثان امام خمینی بدانند اگر از راه امام که همان پیروی از خط اصیل ولایت فقیه زمان است خارج شوند، تنها ارثی که از امام برده اند، همان مادیات اندک به جا مانده از ایشان است.

2-     کسانی که علاقه دارند از اسم ورسم امام استفاده کنند، باید بدانند که بدون عمل به سیره امام خمینی(ره) که همانا ساده زیستی و استکبار ستیزی بود، نمی توانند در قلوب مردم جایی داشته باشند، کسانی که در خانه های مجلل زندگی می کنند و سوار بر اتومبیل های گران قیمت می شوند، از بیت امام فقط نام آن را به یدک می کشند.

3-     چند ماهی است که بیگانگان با حمایت برخی جریانات سیاسی داخلی و حمله به دولت خدمتگذار در راستای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران قدم برداشته و بر می دارند، در همین زمینه جمعه گذشته که مصادف با روز قدس بود، این جریانات اصیل ترین برنامه حضرت امام خمینی که برخاسته از تفکر استکبار ستیزی بود به سخره گرفته و اعلام کردند که روز قدس به روز ایران تغییر نام یافته است، این افراد که بعد از انتخابات 22 خرداد نیز باعث اغتشاشات و درگیری های خیابانی شدند، در روز قدس شعار می دادند: نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران، این افراد که نمادهای سبز رنگ مربوط به زمان تبلیغات انتخاباتی میر حسین موسوی را در دست داشتند، شعار می دادند: یا حسین میر حسین، مرگ بر دیکتاتور و شعار هایی توهین آمیز نسبت به مقام معظم رهبری، سپاه و بسیج سر می دادند، جالب تر اینکه در صف این افراد اشخاصی مانند کروبی و سید محمد خاتمی حاضر شدند و با آنها راهپیمایی کردند، اعضای محترم بیت امام باید بدانند که داشتن خط قرمز با چنین جریاناتی باعث تقویت حمایت مردم انقلابی از آنان و نزدیک شدن به آنان موجب قهر مردم می شود.

با این توضیحات کاملا  بر ضرورت شفاف سازی در فضای جامعه از سوی نخبگان با اظهار نظر صریح و بی پرده و در دسترس بودن برخی چهره ها (خصوصا بیت امام ) برای تمام رسانه ها جهت پوشش نظرات آنها تاکید و این راه را تنها راه حل مشکلات می دانم، اخیرا جناب آقای هاشمی رفسنجانی در مجلس خبرگان و چند مورد اظهار نظرات دیگر به کلی گویی و اظهار برخی نظرات دوپهلو پرداخته اند، به نظر می رسد ایشان و تمام همفکرانشان باید مواضع خود را صریح و بدون پرده عنوان کنند و از ایجاد فضای روانی منفی در جامعه پرهیز کنند، چون دود این شبهه افکنی ها اول و بیشتر از همه به چشم خودشان خواهد رفت.

نمونه هایی از مواضع مورد نظر که باید شفاف سازی شود:

1-توضیح در مورد اقوام و منتسبان به آقای هاشمی رفسنجانی و نظر ایشان نسبت به نزدیکانشان که تخلفاتی دارند.

2- توضیح و تعریف بحران که آقای هاشمی به آن اشاره  و تاکید دارند.

3- تشریح راهکاری که گفته اند، دلسوزان نظام در حال تدوین آن هستند، و معرفی کسانی که به نظر آقای هاشمی دلسوز نظام هستند.

برداشت از وبلاگ: http://khabarnegaar.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در جمعه سوم مهر 1388 و ساعت 17:42 |
به گزارش خبرنگار سياسي برنا، بعد از اعلام خبر طراحي آشوب در متروي تهران و برهم خوردن تعادل طراحان و برگزاري چند جلسه جهت بررسي موضوع در تيم هدايت کننده اين جريان و گذشت حدود 3 هفته از افشاي اين برنامه، آشوبگران طرح مذکور را به شرکت واحد اتوبوسراني منتقل نموده و اين طرح هم اکنون وارد فاز اجرايي شده است.
بر اساس اين گزارش، در حال حاضر حدود 4 روز از اجراي اين طرح براي راه اندازي آشوب و اغتشاش در خطوط شلوغ شرکت واحد اتوبوسراني مي گذرد، ولي تاکنون هيچ اقدامي توسط شرکت واحد اتوبوسراني صورت نپذيرفته است و گويا همانطور که در جريان مترو تصريح شده بود که اغتشاشگران توانسته اند با ايجاد ارتباطات خاص جهت برنامه ريزي براي ايجاد ناآرامي و اغتشاش در مترو اقدام کنند، در شرکت واحد اتوبوسراني نيز اين اتفاق افتاده است و اين در حالي است که شرکت مترو و شرکت اتوبوسراني زير نظر شهرداري تهران فعاليت مي کنند.
در ادامه اين گزارش آمده است: افرادي حدود 40 تا 45 ساله به صورت منظم و برنامه ريزي شده چند روز است که ابتداي خطوط وارد اتوبوس هاي شرکت واحد خصوصا در خطوط BRT مي شوند و شروع به سخنراني بر عليه نظام و تشويش اذهان عمومي مي کنند و تا ايستگاه پاياني به صورت ايستاده و با صداي بلند ادامه مي دهند.
اين افراد با اعلام اينکه از جان خود گذشته ايم، به صورت سازماندهي شده روي محورهاي ذيل صحبت مي کنند:
1- تحريک احساسات مردمي نسبت به کشته شدگان اغتشاشات اخير
2- تحريک مردم در زمينه گراني و تورم
3- دعوت مردم به اقدام بر عليه نظام و شکستن سکوت و راه اندازي تجمعات اعتراض آميز
4-تضعيف سران نظام خصوصا رهبري و رياست جمهوري
5- مظلوم نمايي جهت تاثير در توده مردم
6- اعلام خبر تعطيلي روزنامه ها و سايتها و اينکه آزادي در کشور وجود ندارد
اين اقدامات اغتشاشگران در حالي رخ مي دهد که موسوي در بيانيه اخير خود بر همان مواضع قبلي پافشاري کرده است و ستاد موسوي در حال سازماندهي جريان سازمان راي جهت شرکت در راهپيمايي روز قدس هستند.
البته لازم به ذکر است در 20 روز آينده برنامه محوري جريان سازمان راي، راهپيمايي روز قدس است و در حاشيه آن به فکر بهره برداري از ايام شب هاي احيا و نماز عيد فطر هم هستند.
برنا سه هفته پيش فاش کرده بود که طرحي براي ايجاد اغتشاش در مترو تنظيم شده است و در آن خبر منبع آگاه تصريح کرده بود: بر اساس اخبار واصله، برخي افراد در صدد هستند زمينه اغتشاش و آشوب را در مترو تهران ايجاد کنند و اخبار رسيده حاکي از آن است که اين افراد توانسته اند با ايجاد ارتباطات خاص جهت برنامه ريزي براي ايجاد ناآرامي و اغتشاش در مترو اقدام کنند و احتمال دارد حتي در دو هفته آينده تصميم به اجراي اين طرح بگيرند.
+ نوشته شده توسط خادمین مردم در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 و ساعت 14:38 |
خبرنامه دانشجویان ایران: مجتبی ت. سرپرست معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی تهران که رابط ابوالفضل فاتح در ایران است و تماس های مکرر با وی دارد، در اقدامی سازمان یافته ارتباطات قوی با گروه غیر دانشجویی علامه و انجمن اسلامی دانشگاه تهران برقرار نموده و در حال طراحی جلسات نقد و مناظره با هدف رسیدن به اهداف خاص سیاسی جریان دوم خرداد در دانشگاه تهران است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران» قرار است در این جلسات از چهره های مخالف دولت مثل عباس عبدی و منتجب نیا و منتقد دولت مانند توکلی، خوش چهره و ابوترابی استفاده کنند، این جلسات قرار است به صورت بسیار قوی از نیمه دوم مهر ماه برگزار گردد.

مجتبی ت. از اعضای تندرو دفتر تحکیم وحدت در وقایع کوی دانشگاه سال 78 است که سوابق چندین مورد دستگیری نیز دارد، وی  از دوستان آقایان طهرابی، فاتح و پاسبانی است که همگی در حوادث کوی دانشگاه دخالت داشته و سوابقی در این موضوع دارند.

مجتبی ت. در دوران دولت اصلاحات پس از عضویت به عنوان هیئت علمی جهاد دانشگاهی به ریاست سازمان زیبا سازی شهرداری تهران رسید که پس از انتخاب احمدی نژاد به عنوان شهردار تهران، با توجه به پرونده بسیار قطور اتهامات اداری، مالی و اخلاقی وی که توسط بازرسی کل کشور و بازرسی شهرداری ارائه شده بود، از کار برکنار و ظاهرا با گذشت 4 سال هنوز پرونده وی در حال بررسی است.

مجتبی ت. صمیمی ترین دوست و همراه ابوالفضل فاتح است و شخصا ارتباط نزدیکی با مهندس میر حسین موسوی نیز دارد تا جایی که در مناظرات موسوی نیز همراه وی بوده است.

وی ماه ها پیش از آغاز انتخاابت جلسات منظمی با ابوالفضل فاتح داشت که نشانگر در پیش داشتن برنامه های مهمی برای امر انتخابات بوده است. پس از انتصاب فاتح به عنوان رییس کمیته تبلیغات ستاد موسوی، مجتبی ت. نیز جانشین وی شد.

دلایل عدم دستگیری نامبرده در جریان حوادث پس از انتخابات نیز حمایت یکی از نمایندگان مجلس از وی بیان می کنند. آنچه مبرهن است این حمایت به واسطه القائات حلقه جوسازی جهاد دانشگاهی حول بعضی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و برخی از عناصر متنفذ است.

*پی نوشت: مجتبی ت = مجتبی حسینی توسل

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در سه شنبه سوم شهریور 1388 و ساعت 17:23 |

بر اساس آخرین مشاهدات و شنیده ها شهرداری تهران تحت عناوین عوارض نوسازی ( علی الحساب) و جمع آوری زباله ها و مسائلی از این دست اقدام به توزیع فیش پرداخت هزینه های بالایی به درب منازل ساکنان شهر تهران نموده است، که این مبلغ به نسبت مناطق متغیر و از ۳۰ هزار تومان تا ۲۰۰ هزار تومان مشاهده شده است.

لازم به ذکر است توزیع این فیش ها دقیقا همزمان با شروع به کار دولت دهم و معرفی وزرا به مجلس و از طرفی پخش شایعاتی در این زمینه بین مردم تهران که این مبالغ به دلیل جبران خسارات وراده به شهر در اغتشاشات اخیر اخذ می شود، جای این نتیجه را باقی می گذارد که شهردار تهران در این دوره شمشیر از رو بسته تا بتواند به هر نحوی با دولت مقابله کند.

این در حالی است که اخیرا فایل صوتی به اصطلاح افشاگری قالیباف در فضای مجازی منتشر شده و در حالی که به یقین این فایل صوتی سخنرانی شخص قالیباف است، وی تکذیب نموده است در این سخنرانی قالیباف عقده های شکست بعد از انتخابات ۸۴ را افشا می کند و از انواع تهمت ها و عوام فریبی ها بهره می برد. جهت شنیدن این اراجیف قالیباف می توانید (افشاگری قالیباف را جستجو کنید)

آخرین تحلیل نگارنده با توجه به برخی وقایع قبل از انتخابات از جمله تیم سیاسی قالیباف که همان آبادگران جهادی هستند( علی دورانی و ....) و ستاد اصولگرایان حامی موسوی را تشکیل دادند یا شرکت کردن قالیباف در جلسات دولت وحدت ملی که توسط مهدی هاشمی برگزار می شد و شخص اکبر هاشمی دو بار  در این جلسات حضور یافت و ارتباط با واسطه قالیباف در انتخابات مجلس هشتم با اصلاح طلبان و تلاش تیم وی برای اختلاف بین  اصولگرایان که تا حدودی موفق شدند همه و همه بیانگر این مطلب است که وی به هیچ عنوان در دایره اصولگرایی باقی نمانده است و تنها تظاهر به اصولگرایی به دلیل حفظ منافع شخصی می نماید.

آخرین اخبار حاکی از این مطلب است که تیم سیاسی قالیباف در ستاد اصولگرایان حامی موسوی هزینه های بالایی را متحمل شده اند که شهردای تهران با اخذ برخی مبالغ از شهروندان در صدصد جبران آن بر آمده و این نکته لازم به ذکر است که هیچ نظارتی بر در آمد های شهرداری و هزینه های صورت گرفته نمی شود.

برنامه ریزی دقیق و عمیق اصولگرایان برای انتخابات شورای شهر تهران تنها راه برون رفت از معضل قالیباف است، تا بار دیگر شهر تهران با روی کار آمدن صد در صد اصولگرایان بتواند رنگ خدمت رسانی به مردم شریف را ببیند و شاهد به هدر رفتن منابع مادی و معنوی شهر تهران نباشیم.

زمانی در دوران نوجوانی به واسطه یکی از آشنایان در دادگاه های علنی کرباسچی شرکت کردم، حالا وقتی به عملکرد قالیباف نگاه می کند، فقط این مطلب به ذهنم متبادر می شود که قالیباف باید محاکمه شود آنهم شدید تر از کرباسچی.

این مطلب را هم بگویم که برای این مطلب در جمع حدود ۱۰ دقیقه فرصت گذاشتم و در صورتی که بیشتر فرصت داشتم مطالبی را منتشر می کردم که بیشتر استفاده کنید در جمع سوژه قالیباف باید مورد نظر سایتها باشد.

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در جمعه سی ام مرداد 1388 و ساعت 10:35 |
 

در عرصه سیاسی امروز  رییس جمهور به نوعی از دوستی افراد نادان ضربه می خورد، اینان که در دفاع کردنشان هم هیچ منطق درستی نداشتند، حالا در انتقاد و روش آن هم دچار افراط هستند، همانهایی که رییس جمهور حتی در مناظره ها و برنامه های تبلیغی خود گفت کسانی که در خط تخریب و اهانت به دیگران حرکت کنند از ما نیستند، اینان حالا به بهانه حمایت از ولایت فقیه در حال تخریب احمدی نژاد هستند و البته افرادی در پشت صحنه اینان را مانند عروسکی می گردانند، کسانی که به جای تعقل و تفکر و تحلیل اخبار موجود به اخبار به قول خودشان پشت پرده ایی که هیچ استنادی به آن نیست استناد می کنند و احمدی نژاد را محکوم به مخالفت با رهبری می کنند، این در حالی است که ابلاغ رهبری نسبت به عزل مشایی تنها در حال گذراندن مراحل خاص خود می باشد که یکی از آن مراحل بحث افکار عمومی است، برخی فراموش کرده اند که اسلام بیشترین ارزش را برای آبروی انسانها قائل است و فکر می کنند که می شود با افراد مثل دستمال کاغذی برخورد کرد.

باید همانطور که رهبر انقلاب فرمودند به حرفهایی که می زنیم دقت کنیم و هر سخنی را به زبان نیاوریم، ایشان خصوصا به نخبگان تاکید کردند که در صورت رد شدن در این امتحان دچار سقوط می شوند.

لازم به ذکر است، رحیم مشایی هم مانند بقیه مدیران کشور اشتباهاتی داشته است، که برخی بالا تر از اینها را مرتکب شده اند و کسی لب از لب باز نکرده است، بگذریم در کل مشایی فقط به خاطر ارتباط نزدیکی که با احمدی نژاد داشته است مورد حمله برخی افراد قرار گرفته و به نوعی سیبل برخی افراد شده است، ما امروز می بینیم رهبر انقلاب در مورد همه نخبگان و حرفهایی که می زنند ، هشدار می دهند که این بیانگر صحبتهای خطا و اشتباه آنان است، پس فقط مشایی نیست که حرف اشتباه زده است، البته بحث انتقاد به مشایی را کاملا قبول دارم ولی اینکه به خاطر او حواشی راه بیاندازیم که  اصول دولت را خدشه دار کنیم قبول ندارم.

نمی دانم چرا برخی امروز انگ ضد ولایت فقیه به احمدی نژاد می زنند، تنها چیزی که به ذهنم آمد چند روایت و مطلبی راجع به دوستان نادان می آورم:

امام صادق (ع):

دوستي مرزهايي دارد که هر کس، همه يا برخي از آن ها را داشته باشد، دوست است، وگرنه اصلاً او را دوست مشمار: ظاهر و باطنش با تو يکي باشد، آبروي تو را آبروي خودش بداند مال و منصب، او را نسبت به تو عوض نکند، هر کمکي از دستش برمي ايد، دريغ نکند، هنگام گرفتاري ها تو را تنها نگذارد.

امام علی (ع):

دوست، بايد در سه جا هواي برادرش را داشته باشد: در گرفتاري، در غيابش و بعد از مردنش.

دشمن دانا، بهتر از دوست نادان است.

پرسش:
دشمن دانا و دوست نادان چه نقشي را درجهت انحراف افكار وانديشه هاي ناب اسلامي و عملكردهاي صحيح و تاثيرگذار ايفا مي كنند؟
پاسخ:
به طور كلي هر مكتبي براي حفظ و بقاي خود لاجرم بايد دشمنان خود را شناخته و با آنها به مقابله برخيزد. عدم شناسايي و شناخت دشمنان موجبات رخنه و نفوذ آنها را در داخل صفوف پـيروان هر مكتب فراهم آورده و دريك زمانبدي مشخص آن مكتب و انديشه را به انحراف كشانده و از اصالتهاي مكتبي و ارزشي آن دور مي گرداند.
نكته اساسي در اين فرايند ميزان تاثيرگذاري اين دو دسته دشمن است كه چگونه و با چه روشي عمل مي كنند؟ دشمن دانا غالبا در لباس دشمني آشكار افكار و عملكرد خود را به ما عرضه مي كند و كساني كه در نقطه مقابل آن باشند به روشني مي توانند او را مورد شناسايي قرار داده و با افكار و اعمال او به مقابله برخيزند.
به تعبير ديگر دشمن عريان، افكار و ماهيت او را در زمان و مكان معين مي توان مورد شناسايي قرارداد و با او مبارزه نمود. اما دوست نادان درقالب دشمن عريان ظاهر نمي شود بلكه در مقام دوستي به جهت ناآگاهي و يا جهل مركب افكار و اعمالي را از خود بروز مي دهد كه فرايند آن در نهايت به مكتب و ارزش هاي خودي لطمات و ضربات سنگيني را وارد خواهد كرد.
تعبير قرآن كريم نيز در اين زمينه مويد همين مطلب است كه بعد از نصب امامت علي (ع) توسط پيامبر اعظم(ص) در روز غدير و اكمال دين و اتمام نعمت به مسلمانان هشدار مي دهد. امروز ديگر كفار و دشمنان از دين شما نااميد شده اند پس ديگر از آنان نهراسيد بلكه از خودتان بترسيد. تجربه بيست و نه ساله انقلاب و نظام ما نيز اين نكته كليدي را ثابت مي كند كه دشمنان داخلي به ويژه آنان كه درلباس خودي ظاهر شدند بيشترين ضربات و لطمات را به ما وارد كرده اند. شهيد والامقام مرتضي مطهري (ره) اين مطلب را به شايستگي تبيين نموده اند كه با الهام از نوشتار ايشان مطلب را به پايان مي بريم:
«انديشه هاي بيگانه از دو طريق نفوذ مي كنند، يكي از طريق دشمنان، هنگامي كه يك نهضت اجتماعي اوج مي گيرد و جاذبه پيدا مي كند و مكتبهاي ديگر را تحت الشعاع قرار مي دهد. پيروان مكتب هاي ديگر براي رخنه كردن در آن مكتب و پوسانيدن آن از درون، انديشه هاي بيگانه را كه با روح آن مكتب مغاير است، وارد آن مكتب مي كنند .
و آن را به اين ترتيب، از اثر و خاصيت مي اندازند يا كم اثر مي كنند.
ديگر از طريق دوستان و پيروان، گاهي پيروان خود مكتب به علت ناآشنايي درست با مكتب، مجذوب يك سلسله نظريات و انديشه هاي بيگانه مي گردند، و آگاهانه يا ناآگاهانه آن نظريات را رنگ مكتب مي دهند و عرضه مي نمايند. امروز كه نهضت اسلامي ايران اوج گرفته و مكتبها و «ايسم»ها را تحت الشعاع قرار داده است.
هر دو جريان را مشاهده مي كنيم؛ هم گروهي را مي بينيم كه واقعاً دلبسته به مكتبهاي ديگر بخصوص مكتب هاي ماترياليستي هستند و چون مي دانند با شعارها و ماركهاي ماترياليستي، كمتر مي توان جوان ايراني را شكار كرد، انديشه هاي بيگانه را با مارك اسلامي عرضه مي دارند و هم مي بينيم- و اين خطرناكتر است- كه افرادي مسلمان، اما ناآشنا به معارف اسلامي و شيفته مكتب هاي بيگانه، به نام اسلام اخلاق مي نويسند و تبليغ مي كنند، اما اخلاق بيگانه، فلسفه تاريخ مي نويسند، همان طور فلسفه دين و نبوت مي نويسند، همان طور...
من به عنوان يك فرد مسئول با مسئوليت الهي، به رهبران عظيم الشان نهضت اسلامي كه براي همه شان احترام فراوان قائلم، هشدار مي دهم و بين خود و خداي متعال اتمام حجت مي كنيم كه نفوذ و نشر انديشه هاي بيگانه به نام انديشه اسلامي و با مارك اسلامي، اعم از آنكه از روي سوء نيت يا عدم سوء نيت صورت مي گيرد خطري است كه كيان اسلام را تهديد مي كند.
راه مبارزه اين خط، تحريم و منع نيست. مگر مي شود تشنگاني را كه براي جرعه اي آب له له مي زنند، از نوشيدن آب موجود، به عذر اينكه آلوده است، منع كرد؟!

برداشت از انتقاد

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 19:3 |

نفاق يک انحراف ايدئولوژيک در اعتقادات است که مي تواند دلايل مختلفي از قبيل، ضعف ايمان، خودخواهي و خود محوري و حفظ منافع شخصي داشته باشد و منجر به تغيير عملکرد افراد در حوزه فعاليتهايشان شود و اين فعاليتها مي تواند اجتماعي، سياسي، فرهنگي، ورزشي و ... باشد، در واقع نفاق مانند سرطان يا مداوا نمي شود و يا تحت مراقبتهاي خاص و با شيمي درماني فقط بيمار به حيات خود ادامه مي دهد ولي به قولي بيمار، آن فرد قبلي نمي شود، اينجا لازم است به روايتي از نهج البلاغه حضرت امير دقت کنيم:

ايشان در نامه 27 نهج البلاغه براي محمد ابن ابي بکر مي فرمايند:

«پيغمبر به من گفت: من بر امتم از مومن و مشرک نمي ترسم، زيرا مومن را خداوند به سبب ايمانش باز مي دارد و مشرک را به خاطر شرکش خوار مي کند.

ولکن برشما از هر کس که دلي منافق و زباني دانا دارد، مي هراسم ، که آنچه مي پسنديد مي گويد ولي آنچه منکر مي داريد ، مرتکب مي شود.»

حضرت علي ((عليه السلام)) بعد از پيامبر به عنوان خليفه مسلمين به شدت با خط نفاق روبرو شد، منافقان را در زمان حضرت مي توان به سه دسته تقسيم کرد:

اول: معاندان يا مخالفان با هدف براندازي حکومت

دوم: متوقعان يا سهم خواهان باهدف اثبات قدرتمندي در حکومت

سوم: پول پرستان يا سرمايه داران با هدف حفظ و افزايش سرمايه

در اين ميان معاويه که از جمله معاندان بود، با راه اندازي جريان خونخواهي عثمان جنگ صفين را به راه انداخت و با کمکهاي عمرعاص توانست ، بين شيعيان تفرقه افکني نمايد.

طلحه و زبير هم که از قشر سهم خواه بودند، با تحريک همسر پيامبر، جنگ جمل را بر پا کردند.

و سرمايه داران هم براي بقاي خود به اين جريانات کمک مالي مي نمودند.

و البته هدف محوري تمام اين جريانات که همگي سنگ اسلام را به سينه مي زدند، بدست گرفتن حکومت بود و دراين راستا به هر کاري دست مي زدند.

شهداي گمنام استوانه هاي اصلي انقلاب هستند

با اين مقدمه در اين برهه سياسي نگاهي به اوائل انقلاب اسلامي ايران و برخي چهره هاي انقلابي مي اندازيم که بر حسب اتفاق به هر دليلي بعد از مدت کوتاهي چهره واقعي خود را نشان دادند و مجبور به فرار از ايران اسلامي شدند.

بني صدر که يک نيروي انقلابي بود و سنگ انقلاب را محکم به سينه مي زد توانست راي مردم را بدست آورد و حتي اختيارات ويژه ايي از امام گرفت، او علاوه بر رييس جمهور، رييس شوراي انقلاب و فرمانده کل قوا شد.

مسئوليتهاي ويژه بني صدر و راي بالاي او بايد هميشه مورد دقت نخبگان و ملت شريف ايران باشد، و دقت به اين مسئله بسيار حائز اهميت است، اگر اين موضوع همواره مورد دقت قرار گيرد، کمتر کسي به خود اجازه مي دهد بعد از گرفتن 300 ميليون پول از يک مفسد اقتصادي دم از داشتن حکم هاي ويژه از امام بزند يا کسي نمي تواند بعد از انتقاد مردم يا مسئولان از وضعيت مالي اطرافيانش به جاي پاسخگويي يا برائت از اطرافيان مردم را به سوابق انقلابي خود رجوع دهد.

البته هرگز قصد ندارم زحمات همه نيروهاي انقلاب را به خاطر عملکرد بني صدر زير سوال ببرم، بلکه طرح اين مقايسه از اين باب است که هيچ شخصي به خود اجازه ندهد براي خود جايگاه خاصي فرض کند و با بي اعتنايي به استوانه هاي اصلي اين نظام که همانا شهداي گمنام دفاع مقدس هستند، خود را استوانه و ستون اصلي نظام بداند.

اين موضوع بايد شفاف شود که در نظام مقدس جمهوري اسلامي يک ستون خاص نداريم، همه ملت که از ظلم و جور شاهنشاهي در صحنه آمدند، ستونهاي انقلاب هستند و اگر آنها نبودند به يقين برخي هيچ حکمي از امام نمي گرفتند، خواه بني صدر يا هر شخص محترم ديگري که باشد.

همگي مي دانيم يکي از توصيه هاي موکد دين شريف اسلام است که خود را در مواضع تهمت قرار ندهيد، و متاسفانه برخي آقايان با فرار از پاسخگويي در مورد عملکرد خود يا اطرافيانشان وارد مواضع تهمت شده اند.

لازم است نگاهي به عملکرد بني صدر در دوران رياست جمهوري تا عزل وي داشته باشيم و در کنار آن به سخنان حکيمانه بنيانگذار جمهوري اسلامي دقت کنيم.

دروغ پردازيهاي بني صدر براي تحريک مردم

در مورخ 17 شهريور 59 بني صدر به مناسبت سالگرد فاجعه جمعه خونين در ميدان شهداي تهران سخنراني نمود و روند بحران و تشنج را به طور علني و آشکار پي گرفت. روندي که از ابتداي تابستان 59 با افزايش تهاجم به شخصيت‌هاي محوري حزب جمهوري ‌اسلامي و متهم کردن آيت به طرح توطئه براندازي رئيس‌جمهور و نسبت دادن اين ماجرا به حزب‌ جمهوري اسلامي و مانع ‌تراشي در کار معرفي نخست ‌وزير و پافشاري در ممانعت از نخست‌وزيري «محمدعلي رجايي» تا سرحد امکان و انتشار مطالب تحريک‌آميز و جوسازي و پرونده‌بازي و افشاگري هاي بي‌امان در روزنامه «انقلاب‌اسلامي» شتاب و شدت گرفت، در اين روز، بني‌صدر جبهه‌گيري و صف‌آرايي علني خود را در مقابل مجلس، دولت، حزب جمهوري اسلامي و در يک کلمه خط امام، به ميان توده مردم کشاند و همه را دشمن خود قلمداد کرد و از باند چند نفره‌اي سخن گفت که قصد برانداختن رئيس‌جمهور يازده ميليوني را کرده‌‌اند.

امام در يک سخنراني بسيار مهم براي اولين بار، صريح‌تر از پيش به مسائل داخلي، جنگ‌هاي جناحي و صف‌بندي گروه‌ها پرداخت و با زباني تلخ و شکوه‌آميز، ضرورت حياتي وحدت را در وضعيت خطير و پرالتهاب يادآور شد، جنگ و جدال اخير، امام را چنان آزرده است که او را به گفتن چنين کلماتي وا مي‌دارد:

«بار ديگر پشتيباني خود را از شوراي انقلاب و شخص جناب رييس جمهور اعلام مي دارم و از همه مي خواهم که آنان را ياري کنند و در پشتيباني از آنان کوتاهي نکنند، اين آقايان چه شان است با هم؛ اين آقاي رييس جمهور با مجلس، مجلس با رييس جمهور چرا اينطور رفتار مي کنند؟ چرا بايد اينطور باشد که صداي مردم در آيد؟اي سران! چرا اين‌قدر خوابيد؟ چرا چشمانتان را باز نمي‌کنيد؟ چرا بايد اين روزنامه‌ها به اختلافات دامن بزنند؟ هر کس هرجا صحبت مي‌کند، بر ضد هم صحبت مي‌کند، هرجا مي‌نويسد، برضد هم مي‌نويسد.»

مورخ 28 آبان 59 روز عاشورا بود، سيل جمعيت به ميدان آزادي ريخته تا بشنود که اين بار بني‌صدر پس از سخنان دو روز پيش امام و تعيين دقيق مرزها و معيارها در آن چه مي‌گويد، امام هم گفته بود که در مراسم فقط نام امام حسين(ع) باشد و بس، اما ناگاه رئيس‌جمهور پيدايش شد و هوادارانش هم از جلوي جايگاه سر و دست جنباندند و همچون پيش، سوت و کف زدند و حرمت اين روز را شکستند.

افشاگري آقاي خامنه اي نسبت به خيانت بني صدر

مورخ 7 آذر 59 نماز جمعه زير رگبار تند باران برگزار شد، آقاي خامنه ايي امام جمعه تهران سخنش اين روزها عطر و بوي جبهه‌هاي جنوب را مي‌دهد که از آنجا باز آمده و در اين شهر آلوده به سياست‌زدگي‌ها طراوات مي‌افشاند، اين بار او سکوت چند ماهه را شکست و دردمندانه از حقايق ناگفته سياسي، نظامي پرده برداشت. از اهمال کاري ها و بي‌تدبيري هايي که سرانجام به سقوط خرمشهر منجر شد و رويه مشکوک و غيرقابل توجيه رئيس‌جمهور در جايگاه فرماندهي کل قوا و اداره و سازماندهي جنگ که به خاطر عدم واگذاري سلاح به نيروهاي داوطلب سپاه و بسيج موجب رکود و توقف در کار جبهه جنگ شده و آن گاه در برابر انبوه نمازگزاران از استخوان در گلو گفت و صبري که شايد يک روز به انتها برسد.

مورخ 22 بهمن 59 نيز تهران و ديگر شهرها رفته رفته صحنه آشوب و درگيري‌هاي خياباني مي‌شود و عرصه سياسي رو به تشنج و بحران دارد. خشونت چماق به دستان ضد چماق داري و ارتجاع! در روز 18 بهمن در ميدان آزادي يک کشته و يک مجروح به جا گذاشت. عناصر گروهک فدائيان اقليت با پنجه ‌بکس و چماق و چاقو به جان انحصارطلبان افتادند.

بني صدر حامي منافقين و ليبرالها

مورخ 18 اسفند 59 ميتينگ نهضت آزادي برگزار شد، اين ميتينگ به منزله يکي از نقاط عطف در آشکار شدن پيوند ليبرال‌ها و منافقين پشت سر بني‌صدر در مقابل جريان اصيل خط امام بود، اين تجمع در استاديوم امجديه و با سخنراني چهره‌هاي شاخص نهضت آزادي، مهندس بازرگان، دکتر يزدي، دکتر سحابي و مهندس صباغيان برگزار شد، اعتراض به عملکرد اکثريت خط امامي مجلس و انتقاد از عدم واگذاري فضا و فرصت به آنان جهت ايفاي نقش بيشتري در مجلس، يکي از محورهاي صحبت هر سه نماينده نهضت آزادي بود.

پاره کردن تصاوير امام خميني(ره) و تشويق حاميان بني صدر

مورخ 14 اسفند 59 (پيوند نفاق و تزوير) ميتينگ دانشگاه تهران به مناسب سالروز وفات دکتر مصدق به صحنه بزرگ و بي‌سابقه‌اي از صف‌آرايي و رودرويي جبهه متحد ضد انقلاب، چپ‌هاي آمريکايي و گارد شبه نظامي بني‌صدر با مردم و توده‌هاي انقلاب و مدافع خط امام تبديل شد، اين‌بار، ديگر همه آمده بودند، جمعيتي عظيم سراسر دانشگاه، زمين چمن و خيابان‌هاي اطراف را در بيرون فرا گرفته بود، جمعيت مثل انبار باروتي بود و هر لحظه امکان داشت با يک جرقه مشتعل شود در جلوي پايگاه سخنراني، جوانان دختر و پسري حضور داشتند که نظم و هماهنگي در شعارها و همه حرکات و به خصوص لباس‌هاي متحدالشکلشان نشان‌گر يک انسجام تشکيلات از پيش سازماندهي شده بود و به نظر مي‌آمد که غالب آنان از اعضاي شبه نظامي مجاهدين هستند، در وسط زمين چمن پلاکاردهايي با اين نوشته‌ها به چشم مي‌خورد، «چوب، چماق، شکنجه، ديگر اثر ندارد.»، «مسلمان به پا خيز، حزب شده رستاخيز»

پوسترهايي از دکترمصدق در ميان جمعيت خودنمايي مي‌کرد، در خارج از دانشگاه و خيابان‌هاي جنوبي و شرقي زمين، گروه مخالف و معتقدان به خط امام شعارهايي با اين عناوين مي‌‌دادند، «ابوالحسن پينوشه، ايران شيلي نمي‌شه.» ، « مرگ بر ليبرال»، «تا مرگ شاه دوم نهضت ادامه دارد.» و پلاکاردهايي از سخنان امام بر ضد ملي‌گرايان و تصاوير از ايشان به دست آنها بود، ناگهان جواني در ميان جمعيت به سوي چند دختر چادري که عکس‌هاي امام را به دست داشتند يورش برد و آنها را پاره پاره و به هوا پرتاب کرد و جمعيتي که شاهد صحنه‌ بود، با کف زدن از عمل انقلابي او تجليل به عمل آورد.

شعار حاميان بني صدر: «بهشتي چماق دار مرگت فرا رسيده!»

ديگر، کار از دشمني با حزب جمهوري و دکتر بهشتي و ياران امام گذشته بود و خفاش‌ها مستقيماً پنجه بر آفتاب کشيدند، ساعت 40/15 دقيقه، بني‌صدر در ميان سوت و کف زدن جمعيت به جايگاه آمد و خانمي يک حلقه گل به گردنش انداخت و شعارهاي ضد حزب به اوج رسيد، ناگاه با اصابت يک نارنجک و پرتاب سنگ، وضعيت بحراني شد و با هدايت نيرو هاي شبه نظامي مجاهدين، جمعيت داخل زمين چمن نيز به دادن شعارهاي جهت‌دار پرداختند، « بهشتي چماق دار!مرگت فرا رسيده»، «بني صدر افشا کن، بهشتي رو رسوا کن»، در اين روز شعار مرگ بر بهشتي ترجيع‌بند هياهوي منافقان بود.

بني صدر بني صدر اذن جهادم بده!

 بني‌صدر در قسمتي از سخنانش در حاليکه چند برگ و کارت شناسايي را به جمعيت نشان مي‌داد و آنها را متعلق به افرادي از کميته‌ انقلاب‌اسلامي و حزب جمهوري‌ اسلامي خواند که آنان را به عنوان چماق‌دار دستگير کرده بودند، پس از اعلام اين مطلب با شعار «سردسته چماق‌داران، بهشتي» مورد تشويق قرار گرفت، در اين هنگام از ضلع و جلوي جايگاه، جماعتي پا به زمين کوبيدند و فرياد مي‌زدند،«بني‌صدر بني‌صدر حکم تهاجم بده» و «بني‌صدر بني‌صدر اذن جهادم بده!» و سرانجام جواز حمله را از مجتهد اعلم خويش اين گونه دريافت کردند که، «مردم! اينها را از اينجا بيرون کنيد. اينان را بيرون کنيد.» و بعد پشت سرهم افرادي که صورتشان با ضربه‌هايي شکافته و خونين شده بود، در حالي که همچنان بر سر و صورتشان مشت و لگد کوفته مي‌شد، از ديوار شرقي به پايين پرتاب شدند. مهاجمين حالتي وحشيانه به خود گرفته بودند و با شعارهايي که به وسيله دوستانشان داده مي‌شد، بيشتر تحريک مي‌شدند و با حرص و ولع، هر از گاهي يکي را صيد مي‌کردند و تا جا داشت مي‌زدند. حقيقتاً امروز ديوانگي و درنده‌خويي به اوج خود رسيد. هرکس ريش داشت و اورکت آبي و سبز به تن داشت، به نشانه مرتجع بودن به باد کتک ‌گرفته شد.

مورخ 16 سفند 59 ، سرانجام از سوي امام امت در پاسخ به تلگرام بسيار مهم آيت‌الله العظمي گلپايگاني درباره حادثه پنج‌شنبه گذشته دانشگاه تهران که در آن خواستار اقدام فوري و سريع ايشان، قبل از بروز فتنه‌هاي خطرناک و حوادث غيرقابل پيش‌بيني شده بودند، فرمان تاريخي شناسايي و مجازات عاملان حادثه پنج‌شنبه صادر شد. امام فرمودند، «بايد گروه‌ها و دسته‌هاي منحرف بدانند که من با احساس تکليف با آنان برخورد مي‌کنم و به شرارت‌هاي ضد‌ اسلامي خاتمه مي‌دهم.»

امام خطاب به بني صدر :

« نبايد از کسي پذيرفت که ما شوراي نگهبان را قبول نداريم!»

سرانجام امام خميني(ره) در پاسخ به تمام اين تحرکات در سخنراني خود گفت:«اين مردم اسلام را مي خواهند اگر پايتان را از اسلام کنار بگذاريد اين طلبه که اينجا نشسته با کمال قوا با شما مخالفت مي کند، من اول سال به آقايان عرض کردم که اين سال خوب است، سال قانون باشد بايد حدود معلوم بشود، آقاي رييس جمهور حدودش در قانون اساسي چه هست، يک قدم آن ور بگذارد من با او مخالفت مي کنم، اگر همه مردم هم موافق باشند من مخالفت مي کنم، نمي شود از شما پذيرفت که ما قانون را قبول نداريم، غلط مي کني قانون را قبول نداري ! قانون تو را قبول ندارد، نبايد از مردم پذيرفت، از کسي پذيرفت ، که ما شوراي نگهبان را قبول نداريم، نمي تواني قبول نداشته باشي، مردم راي دادند به اين ها.

اتمام حجت امام خميني(ره)

بنيانگذار انقلاب اسلامي در سخنراني ديگري با توجه به اينکه بني صدر روش خود را تغيير نداده بود، گفت: اينکه من هميشه نصيحت مي کنم به آقايان و مي خواهم کاملا روي روش صحيح عمل بشود، روي قوانين عمل بشود و تخلف مي شود و مع ذلک من نصيحت مي کنم به آقايان اين نه از باب اين است که در ملت ما يک ضعفي پيدا شده و ملت ما ديگر به احکام اسلام اعتنايي ندارند من تا آنجايي که اخلاق اسلامي اقتضا مي کند همه اين ها را به آرامش دعوت خواهم کرد، نصيحت خاضعانه خواهم کرد، لکن آن روزي که من احساس خطر براي جمهوري اسلامي بکنم آن روز اين طور نيست که باز بنشينم نصيحت کنم دست همه را قطع خواهم کرد. آن شخص هر که مي خواهد باشد هر مقامي که مي خواهد باشد قبل از اينکه شورش پيدا بشود من او را به جاي خودش مي نشانم.

عزل از فرماندهي کل قوا

حضرت امام خميني (ره) به دليل خيانتهاي بني صدر به رزمندگان اسلام و انقلاب طي حکمي به شرح ذيل بني صدر را از فرماندهي کل قوا عزل نمودند:

بسم الله الرحمن الرحيم

ستاد مشترک نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران؛

آقاي ابوالحسن بني صدر از فرماندهي نيروهاي مسلح برکنار شدند.

روح الله الموسوي الخميني 20/ خرداد / 1360

پس از اين حکم حضرت امام خميني (ره) خود مسئوليت خطير فرماندهي کل قوا را بر عهد گرفتند.

اعلام عدم کفايت سياسي بني صدر توسط مجلس

مجلس شوراي اسلامي نيز 11 روز پس از برکناري بني صدر از فرماندهي کل قوا نظر خود مبني بر نداشتن کفايت سياسي او جهت رياست جمهوري را به امام اعلام نمود، متن نامه مجلس به شرح ذيل است:

بسم الله الرحمن الرحيم

محضر شريف حضرت آيت الله العظمي امام خميني – ادام الله ظله- محترما به عرض مي رساند راي مجلس شوراي اسلامي در جلسه مورخ 31/3/1360 پس از بحث و بررسي با حضور 190 نفر به شرح زير :

آراي موافق: 177

آراي مخالف: يک نفر

آراي ممتنع: دوازده نفر

در مورد آقاي سيد ابوالحسن بني صدر بر اين قرار گرفت که آقاي ابوالحسن بني صدر براي رياست جمهوري ايران کفايت سياسي ندارد به موجب اصل 110 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مراتب براي اتخاذ تصميم به خدمت امام عظيم الشأن گزارش مي گردد.

رييس مجلس شوراي اسلامي 31/3/60

عزل بني صدر از رياست جمهوري

حضرت امام (ره) بعد از دريافت نظر مجلس سريعا طي حکمي بني صدر را از رياست جمهوري عزل نمودند، متن حکم امام به شرح ذيل است:

بسم الله الرحمن الرحيم

پس از راي اکثريت قاطع نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي مبني بر اينکه آقاي ابوالحسن بني صدر براي رياست جمهوري ايران کفايت سياسي ندارد، ايشان را از رياست جمهوري اسلامي ايران عزل نمودم.

اول تيرماه 1360 روح الله الموسوي الخميني

فرار بني صدر

به فاصله چند روز بني صدر با لباس و آرايش زنانه در حالي که در توالت هواپيما مخفي شده بود به فرانسه گريخت.

هدايت تا آخرين حد ممکن

حضرت امام خميني بعد از فرار بني صدر به فرانسه در سخنراني خود ضمن سخناني پدرانه به نصيحت بني صدر پرداختند:

«من الان هم نصيحت مي کنم آقاي بني صدر را به اينکه مبادا در دام اين گرگ هايي که در خارج کشور نشستند و کمين کردند بيفتيد و اين آبرويي که از دست داديد بدتر بشود. من علاقه دارم که تو بيشتر از اين خودت را تباه نکني. من علاقه دارم که همه اشخاصي که در اين مملکت زندگي مي کنند يک زندگي انساني – الهي داشته باشند. چنانچه توبه کني و برگردي و علاقه خودت را از اين گروه هاي مفسد، فاسد، جنايتکار، سلب کني، و در يک کناري بنشيني مشغول تصنيف و تأليف بشوي، صلاح تو است، آن روز من در يکي از حرف ها تنبه دادم که "حب الدنيا راس کل خطيئه" تمام خطاهايي که از ماها صادر مي شود روي اين حب نفس و جاه و مال و منال است، اگر اين کلمه را گوش کرده بوديد و هواهاي نفساني را زير پا گذاشته بوديد اينطور نمي شد.»

                                                                              «احمد جان نثاری»

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در جمعه دوازدهم تیر 1388 و ساعت 17:3 |

شاید بعضی ها فکر کنند که افشای بعضی از نامها غلط می باشد و با این کار آقای احمدی نژاد یک خودکشی سیاسی کرده باشد ولی این اسامی را که دیشب فاش شدند تقریبا همه آنها را شناخته بودند و میزان نفوذشان را در اقتصاد می دانستند ولی به قول بعضی ها بخاطر نظام سکوت کردند!!

روی سخن من با آقای موسوی است:

آقای موسوی
چرا بر خلاف آقای احمدی نژاد شما یک مدرک رسمی و علنی برای گفته هایتان نیاوردید؟

آقای موسوی
چرا با چهره ای عبوس و عصبانی به سخنان آقای احمدی نژاد گوش می دادید و به یکی از سوالهایی که به شما موجه گردید پاسخ ندادید؟

آقای موسوی
چرا همه چیز را از خود مبرا می کنید و می گویید که به من ربطی ندارد؟
مگر این آقایان خودشان نیستند که شما را به اینجا آوردند؟
مگر این آقایان نیستند که هزینه های تبلیغاتی شما را تقبل کردند؟
مگر شما دم از عدالت نمی زنید و نفرمودید که اختلاف طبقاتی بین مردم زیاد میباشد؟
مگر شما نفرمودید که دولت فعلی بعضی ها را خودی و بعضی ها را غیر خودی می شمارد؟
مگر شما نفرمودید که دولت فعلی تولید را به پایین ترین سطح خود آورده؟
خود این آقایان که اسامی آنها فاش شد اشرافی گری را اختلاف طبقاتی را ایجاد کردند.
خود این آقایان دست در تمامی مرزهای ایران بردند و خود را در تمامی قراردادهای میلیاردی جا زدند تا چیزی نصیبشان شود؟

آقای موسوی
منطقی صحبت کنید.اگر شما اینها را نمی شناختید و دیشب شناختید ما از وقتها پیش این افراد را می شناختیم. به من مربوط نمی شود واقعا از سر عجز است و نه اینکه به شما مربوط نمی شود.

عدالت که به قول معروف شاخ و دم ندارد که شما دم از آن میزنید واقعا انتظار نمیرفت که شما کلامتان را بر اساس واسطه ها و اطرافیان خود معتبر بشمارید و از آنها به عنوان مدرک استفاده کنید؟
واقعا تهتمت هایی که در سیاست خارجی بر آقای احمدی نژاد آوردید خنده دار بود؟
چگونه آنها برای سفر حج بصورت بچه گانه از آنها درخواست میکرد؟
چگونه شما مانند غربی ها هولوکاست و فلسطین را مسأله دنیای اسلام نمی پندارید؟
هولوکساتی که آقای دکتر مطرح کردند همان سبب خیالی است که یهود را به سمت فلسطین کشاند.

مگر خود امام خمینی(قدس سره) نفرمودند که اگر هر ایرانی یک سطل آب را بریزد اسراییل را آب خواهد برد حالا شما نیشخند می زنید که چرا آقای دکتر صحبت از محو اسراییل می کند؟

شما می پرسید که ایشان گفتند آمریکا نابود خواهد شد و مگر نشد؟
دیگر چه بلایی بدتر از بحران اقتصادی می تواند یک کشور را ناتوان کند؟
در پایان هم آقای موسوی خوب حربه گرفتند و برای رای گیری از مردم سخنرانی غرا کردند؟

 

 

به کسی رای میدهیم  که نام فاطمه (س) و اهلبیت را از بلندای سازمان 

 ملل درجهان فریاد کرد نه آنکه در روزنامه خود منکر شهادت حضرت

 فاطمه (س) شد.

 

 تصویر سمت چپ دکتر احمدی نژاد در آستانه ریاست جمهوری 

تصویر سمت راست سه سال بعد از ریاست جمهوری 

(تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل)

برگرفته از وبلاگ سیاستمداران جوان-خراسان جنوبی

دوستان خداقوت

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 و ساعت 8:43 |

چیزگویی های میر حسین موسوی

 میر حسین موسوی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم در مناظره با احمدی نژاد 49 مرتبه از لفظ چیز به شرح ذیل استفاده نمود:



1-    ...یک مسافرتی رییس کشور ما به آمریکا، به چیز، عراق...



2-    ...همان آمریکایی ها بنزین هواپیمای دولت ما را در آنجا چیز کردند....



3-    ...همین مساله در ایتالیا هم چیز شد...



4-    ... این سیاست خارجی برای ما هزینه های گزافی را به اصطلاح چیز می کند...



5-    ... به حساب کی ما این کارها را می کنیم، آیا این اثرش کم است یا زیاد است به نظر من این چیز است...



6-    ... دوباره بعد از اینکه خسارتهایی دیدیم از مجمع عمومی یکدانه چیزی ....



7-    ...از شورای امنیت هم یه چیزی....



8-    ...من خاطره ای از امام خواهم گفت که چقدر به این مسئله عزت ملت ایران چیز داشتند....



9-    ...همه مردم به اصطلاح چیز، اسرائیل اِ اِ فلسطین جمع شوند حتی....



10-...به خاطر اشتباه ما در آن چیز که ....



11-... می گوییم بر اساس همین چیزی که می گویم....



12-... مشکلی که بنده دارم سر یه چیزهای دراز مدت....



13- ...بنده یه بحثی کردمتو همین چیزای انتخاباتی....



14-....مردم هم یه کم چیز دارند....



15-....بنده یه روشنفکر هستم، چیز هم هستم، فرهنگستان...



16-...پرونده سازی، دنبال یه واژه هایی رفتن، چیز کردن...



17-...پایان نامه ها و چیزهایی که دانشجوها...



18-...من خیلی سریع بر می گردم به همین چیزی که...



19-...قوانین که مجلس می گذراند، بر اساس هر چیزی...



20-...بعد از هشت سال یه چیزی بیاید....



21-...بنده این جا چیز می کنم...



22-...18 شورا که دولت منحل کرد به چیز ...



23-... و دولت هنوز هم که هنوز است چیز نکرده...



24-...تورم 25 درصد، هم دادشون بالاست، نتیجه همین چیز است...



25-... بنده در بازبینی قانون اساسی، چیز بودم، سخنگوی...



26... مسئله استخدامی و برنامه و بودجه مخصوصا در چیز پیشنهاد من بود...



27-...تنها سازمانهایی است که در چیز آمده...



28-... در مراحل بعدی اینها را دونه دونه چیز می کنم....



29-...تصدی بیش از دوشغل چیز...



30- ...عوض اینکه پرونده سازی کنند و چیزهایی که...



31-... یکی از مشکلات در صحبت با آقای احمدی نژاد چیزهایی است که ...



32- ...غیر عادی و غیر چیز...



33-....ایشان می گوید به دیوان عدالت اداری نامه بنویسید که فلان چیز را لغو کند...



34-...به من می گوید که یه چیزی بنویس به دیوان عدالت اداری....



35-...در یه چیزهایی که بین است ما طوری عمل بکنیم...



36-...اینجا مثلا چیز کردیم....



37-...رای مجلس هم چیز بدانید...



38-...که ظاهرا چیزی از بنده نداشتید...



39-...نمی توانید افراد را همینطور نام ببیردو به اصطلاح چیزشان بکنیم...



40-...سندهایش هست، مدرکهایش هم چیز است....



41-...معاون اجرایی رییس جمهور دنبال این است که یه چیزی بسازد...



42-...اون چیزی که در هشت ماده ایی حضرت امام هست....



43-...سیاه کردن برنامه ها، سیاه کردن دانشجوها و امثال اینها را چیز می کنم...



44-... در سازمان برنامه و بودجه برای این است که نگذارد شما چیز بکنی...



45-... در نتیجه این چیزی که دیوان محاسبات....



46-...همش بر می گردد به این چیزهایی که در ...



47-...آقای احمدی نژاد مسادلی را می گوید که من مجبور می شوم چیزهایی را بگویم...



48-....سیر چینی آمده،نمی توانیم بکاریم، اینطور چیزها...



49-...بگویم که  برای ما واقعا چیزه که...

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 و ساعت 10:10 |

در پاییز و زمستان 87 شاهد عملیات روانی  سنگین در موضوع انتخابات بودیم  و اینکه  آقای هاشمی رفسنجانی اصرار دارند هر کسی رئیس جمهور شود ، غیر از احمدی نژاد و برای رسیدن به این هدف حاضرند دست به هر کاری بزنند، در اوائل پاییز 87  با مرور اخبار به لیستی حدود 30 نفره می رسیدیم که احتمال حضور هر یک از آنها به نوعی مطرح شده بود و مخاطب یا رای دهندگان در یک چند راهی و سردرگمی انتخاب بسر می بردند در واقع دستهایی تلاش داشت مردم را در ابهام انخاباتی فرو ببرد، تا فرصت زیادی برای بررسی و تحلیل کاندیدای خود نداشته یاشند، که تا حدود زیادی هم موفق بودند.

از طرف دیگر برخی ارکان نظام با برگزاری جلسات هماهنگی بین کاندیداهای احتمالی در راستای تئوری «نه احمدی نژاد» قدم برمی داشتند.

برگزاری جلساتی که از یک طرف در برخی  از آنها افرادی مانند، محسن رضایی، قالیباف، لاریجانی، ولایتی، حسن روحانی، ناطق نوری و.... دیده می شدند و در برخی دیگر از این جلسات، شخصیتهایی مانند، خاتمی، عبد الله نوری، کروبی و میر حسین حضور داشتند.

این جلسات گاهی تحت عنوان دولت ائتلافی برگزار شده ، گاهی با عنوان دولت وحدت ملی و گاهی کاملا مخفی، اگرچه به خاطر صلاحدید تبلیغاتی در حال حاضر، هیچکدام از این واژه ها کارایی نداشته و مورد استفاده قرار نمی گیرد ، لکن روح و تفکر آن شعار ها در برخی کاندیداها مشهود است.

اکنون بعد از گذشت چند ماه از دوران جنگ سرد انتخاباتی که توسط نوچه های حزب کارگزاران سازندگی طراحی و اجرا شد، شاهد این هستیم که هاشمی رفسنجانی توانسته تا حدود زیادی در مهار شخصیتهای مدعی ریاست جمهوری موفق باشد و نقش بسزایی در ایجاد فضای دو قطبی ایفا نماید.

هاشمی رفسنجانی که در جلسات متعدد خود از بسیاری  چهره های مدعی ریاست جمهوری خواسته است، همگی با صف بندی پشت یک کاندیدای واحد در برابر احمدی نژاد قرار بگیرند، اگرچه هنوز موفق به مهار شیخ اصلاحات نشده  ولی ظرف ماه گذشته چندین ملاقات با  کروبی در این راستا انجام داده است و کروبی هم احترام هاشمی را نگه داشته و گفته است، به موضوع کناره گیری به نفع موسوی فکر می کنم.

البته جای این سوال باقی است، که این میان محسن رضایی چه می کند؟

محسن رضایی هر چند سعی کرده شخصیتی مستقل از هاشمی ارائه دهد، ولی کاملا زیر نظر او قدم بر می دارد، او حتی برای نام نویسی هم با هاشمی هماهنگی های لازم را کرده است، به نظر می رسد محسن رضایی که سعی می کند خود را به عنوان کاندیدای اصولگرا مطرح کند، تمام تلاش خود را برای تخطئه احمدی نژاد در تبلیغات انتخاباتی، خصوصا در تلویزیون خواهد کرد و در واقع او بعد از تلاش فراوان جهت جذب آرای احمدی نژاد به سمت خود و برانگیختن برخی آرای خاموش، در وقت اضافی به نفع میر حسین موسوی کنار خواهد رفت تا ایجاد فضای دوقطبی در انتخابات آسان تر شود.

هاشمی رفسنجانی رییس جمهور دولت سازندگی که با ایجاد مرکزی تحت عنوان تحقیقات استرتژیک ریاست جمهوری به ریاست موسوی خویینی ها باعث شد نطفه دولت اصلاحات منعقد شود و در 2 خرداد 76 به ثمر برسد و با این خدمت به اصلاح طلبان توانست سهم خواهی بزرگی در دوران اصلاحات از آنها بکند،  بعد از پایان 8 سال دولت اصلاحات و روی کار آمدن دولت احمدی نژاد به مرور دستان او و دوستانش در حزب کاگزاران سازندگی که 16 سال سرمایه های نظام را به نفع خود و نزدیکانشان مصادره می کردند، از بیت المال کوتاه شد.

شکست هاشمی در انتخابات نهم برایش خیلی گران تمام شد، آنقدر گران که فکر می کنم در این یک ماه احتمال وقوع هر حادثه ایی را باید داد.

شاید میر حسین موسوی ترور شود.

شاید در جلسات انتخاباتی بمب گذاری شود.

شاید حامیان میر حسین کشته شوند.

شاید روز انتخابات حوادث بدی در کشور روی دهد.

شاید بعد از انتخابات سبزک ها دست به اغتشاش بزنند.

شاید احمدی نژاد ترور شود.

در این زمینه اگرچه برخی ممکن است، این خیال پردازی را افراطی بدانند، اما تکلیفم را با بیان این تخیلات ادا کردم، اگر به جریان بمب گذاری در دفتر شهید رجایی و باهنر رجوع کنید و رد پای برخی همپیمانان فعلی هاشمی رفسنجانی را آنجا ببینید، پی خواهید برد که شاید فاتحه نظام را هم بخوانند.

میر حسین موسوی که در 20 سال گذشته 2 بار فرصت حضور در انتخابات را پیدا کرده است، یک بار در انتخابات 2 خرداد 76 با خالی کردن صحنه سبب حضور خاتمی را فراهم می کند، ویک بار در تیر ماه 84 می گوید به خاطر اینکه دوست دارم کاندیدای مستقل باشم، و در حال حاضر چنین امکانی وجود ندارد، نمی آیم.

به نظرم فقط شخص هاشمی رفسنجانی قدرت دارد که بعد از 20 سال پای میر حسین را به میدان رقابتهای انتخاباتی باز کند.

هاشمی رفسنجانی که در دهه 60 در جریان اختلافات آقای خامنه ای با میر حسین نقش میانجیگری را بازی می کند و در کتاب خاطرات خود این موضوع را تصریح دارد، این بار فقط از میر حسین موسوی حمایت خواهد کرد.

به نظرم اگر پای صندوق رای رفتید و خواستید به موسوی رای دهید،

 بنویسید موسوی ولی بخوانید

هاشمی

برداشت از وبلاگ انتقادhttp://enteqad.blogfa.com /

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 19:7 |
آقای میر حسین موسوی برایتان متاسفم

در همایش موج سوم که حامیان خاتمی برای حمایت از شما برگزار کردند ، جای تصاویر امام و شهدا خالی بود ، حامیان شما شاید فراموش کرده اند ، که به برکت اندیشه های ناب امام خمینی و خون پاک شهیدان عزت پیدا کرده اند، در این که تصویر مقام معظم رهبری را استفاده نمی کنند ، حرفی نیست ، کاملا واضح است که شما پیرو خط رهبری نیستید و حتی مخالف جدی اندیشه های رهبر معظم انقلاب هستید ، اما امام و شهدا را فراموش نکنید.

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 19:4 |

فاطمه رجبی :

 چرا مهندس موسوی آزادی قلم و اندیشه و بیان را مطابق تعالیم اسلامی ندانسته است ؟

 فاطمه رجبی درهمایش بررسی گفتمان امام – انقلاب و احمدی نژاد که در دانشگاه امیر کبیر تهران برگزار شد با موضع گیری نسبت به اطلاعیه مهندس میر حسین موسوی اظهار داشت: متاسفانه در این اطلاعیه هیچ اشاره ای به اسلام و جامعه اسلامی نشده است. ایشان با بیان این که چرا موسوی آزادی قلم و اندیشه و بیان را مطابق تعالیم اسلامی ندانسته است گفتند : چرا نگفته بود که فاطمه رجبی به عنوان یک زن مسلمان مورد هتک حرمت قرار گرفته است. چرا اسلام در ذهن ایشان نیست چرا از ادبیات اسلامی حتی برای شعار هم استفاده نمی کنند.

این فعال سیاسی با بیان عبارت انا لله و انا الیه راجعون ، با ابراز تعجب از اطلاق عبارت نویسنده ای با قلم شیرین به این هجویه نویس مشروب خوار اظهار داشتند کسی که یکی از جرم هایش مشروب خواری است و در ایران بر جرایم مختلف محکوم و هم اکنون فراری و اسلام ستیز است چرا باید در تعریفش بگویند«ادبیاتش در ادبیات کشور ماندگار شد»

چرا کلمه نویسنده را در موردش بکار می برید: اینجا به نظر سهل انگاری نیست که اگر سهل انگاری بود جای بسیار تاسف دارد.

ایشان در ادامه جواب خود اشاره کردند که خدا را شاهد می گیرم که نه برای شعار بلکه دلسوزانه از مهندس موسوی می خواهم که از صحنه سیاست کنار برود.

ایشان با تاکید بر این که امثال این هجو نویس متولدین اصلاح طلبی هستند وزیر پرچم خاتمی رشد کردند ابراز داشتند. یک نکته  تاریخی را موسوی بداند که اگر مقداری به تاریخ اسلام و آموزه های آن مراجعه کند خواهد دیدکه پیامبر (ص) هم حتی پس از فتح مکه و اعلان عفو عمومی ، زنان و مردان هجویه نویس را مورد عفو قرار ندادند و این جای بس تعجب دارد که چرا مهندس موسوی این هجویه نویس علیه اسلام و مسلمین را طنز نویس با قلم شیرین خواندند.

این همایش توسط کمیسیون سیاسی و امور بین الملل مشاوران جوان ریاست جمهوری و با همکاری بسیج دانشجویی دانشگاه امیر کبیر برگزار گردید.

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 16:32 |

غلامحسین کرباسچی دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی ریاست ستاد انتخاباتی آقای کروبی را بر عهده دارد.

محمد هاشمی در گفتگو با شبکه ایران نسبت به این خبر اظهار بی اطلاعی کرده  و گفته است : << من از رئیس ستاد بودن آقای کرباسچی خبر ندارم ولی تا آنجا که اطلاع دارم ایشان فقط مشاور عالی کروبی است >> و کرباسچی هم گفته که من فقط مشاور عالی کروبی هستم.

با این حال روزنامه اعتماد ملی در شماره 891 خود مورخ 23/1/88 ذیل عکس غلامحسین کرباسچی کلمه رئیس ستاد را درج نموده است ، که به یقین با توجه به اینکه روزنامه حزب اعتماد ملی است ، بر خلاف خواست کارگزاران سازندگی و شخص کرباسچی این موضوع را افشا نموده است.

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 16:30 |

خبر آنلاین سایت نزدیک به علی لاریجانی ، در یک نظر سنجی اینترنتی غلامعلی حداد عادل را به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری ، در مقایسه با احمدی نژاد قرار داده است.

ذکر چند نکته در این زمینه حائز اهمیت است :

اول اینکه چطور گردانندگان این سایت تصمیم گرفته اند از بین تمام رقبای احتمالی انتخاباتی احمدی نژاد فقط حداد عادل را در  نظر سنجی قرار دهند ، حال آنکه در واقع جای نام میر حسین موسوی ، محسن رضایی ، قالیباف ، کروبی ، حسن روحانی و حتی عبدا... نوری در این نظر سنجی خالی است تا بتوان آن را یک نظر سنجی انتخاباتی نامید ، طراح این نظر سنجی شاید خواسته است به گونه ایی نظر خود را به مخاطب تحمیل نماید.

دوم اینکه این نظر سنجی از نظر فنی اشکال اساسی دارد ، چون هر نظر دهنده می تواند با یک آدرس چندین بار نظر دهد و سایت هم هیچ پیام خطایی نمی دهد.

و نکته سوم که بیشتر از همه باید مورد نظر گردانندگان این سایت باشد ، این است که نظر سنجی اینترنتی با توجه به وسعت نظری رای دهندگان در بین تمام سطوح جامعه ( در زمینه انتخاباتی ) یک کار بیهوده به نظر می رسد زیرا جامعه نظر دهنده در اینترنت از گستردگی بسیار کمی برخوردار است ، خصوصا آنکه سایتی خبری تحلیلی که به یقین در همین فضای اینترنتی هم باز مخاطبین خاص خود را دارد  ، برگزار کننده نظر سنجی باشد ، چنین نظرسنجی هایی در واقع از آنجا که قشر زیادی از رای دهندگان را در بر نمی گیرد ، نمی تواند ملاک آماری خوبی قرار گیرد و تنها نظر سنجی چهره به چهره و بیطرفانه می تواند ملاک باشد.

                                                                <<سلمان مهدوی>>

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 16:29 |

بعد از دوم خرداد ۷۶ که تمام جریانات کج اندیش به خیال تغییر برخی اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی از آقای خاتمی حمایت کردند ، شاهد بودیم که شعارهای جامعه مدنی و آزادی اندیشه توانست برای هشت سال جریانی به نام اصلاحات را بر نظام جمهوری اسلامی حاکم نماید.

این جریان که در فراز و نشیبهای خود،کار را به جایی رساند که در ۱۸ تیر ماه ۷۸ برخی آشوبگران به نام دانشجو چند روزی کشور خصوصا  پایتخت را دچار  ناامنی کردند و البته با حضور میلیونی مردم در ۲۳ تیرماه خاتمه یافت ، در انتخابات ۳ تیر ۸۴ با کاندیداتوری دکتر معین با شکست روبرو شد، این شکست نه تنها در زمینه ریاست جمهوری ، بلکه با توجه به آرای پایین آقای معین حیثیت اصلاحات را زیر سوال برد ، دیگر خبری از آن اقبال چندین میلیونی نبود ، بعد از آن بود که برخی اصلاح طلبان بحث عبور ازخاتمی را مطرح کردند ، اگرچه آنان این بحث را بیشتر به خاطر عصبانیت از شکست پیش آمده در انتخابات نهم مطرح کردند و بعد از آن باز هم بر طبل حضور خاتمی در انتخابات دهم کوبیدند ولی این کارها بیشتر جنبه تبلیغی داشت ، حتی تاج زاده در مصاحبه ایی با روزنامه کارگزاران عنوان می کند که تنها خاتمی قدرت دوئل با احمدی نژاد را دارد ، او در واقع اشاره به شکست احتمالی هر کاندیدای اصلاح طلب در برابر احمدی نژاد داشته است.

اما خاتمی با همه حمایتهای احزاب دولت ساخته دوران اصلاحات تحت عنوان حامیان خاتمی بعد از اعلام کاندیداتوری ، انصراف داد ، آنچه که اهمیت دارد این است که چه کسی  می تواند پرچم اصلاحات را بالا نگه دارد ، آیا در واقع میر حسین موسوی قدرت این کار را دارد ، او در سال ۷۵ بعد از اینکه برخی گروه های سیاسی او را به عنوان کاندیدای انتخابات ۲ خرداد ۷۶ برگزیده بودند ، عقب نشینی نمود و باعث جایگزینی خاتمی به جای خود گردید ، انتخابی که به یقین اگر چه با پیروزی روبرو شد ، اما  خواسته های آن جریان را بر آورده نکرد ، این جریان با تفکرات لیبرالی خود بعد از آغاز به کار دولت سازندگی حیات تازه یافته و در سال ۱۳۶۹ با ورود به مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری و حضور افرادی مانند سعید حجاریان ، عباس عبدی ، عماد الدین باقی ، محسن سازگارا و .... توانست ۱۶ سال با تفکرات لیبرالیستی در برابر گفتمان اصیل انقلاب بایستد ،که بعد از پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات نهم و زنده کردن گفتمان امام و انقلاب ، با شکست جدی روبرو شد.

سوال اصلی این است که آیا واقعا شخصی غیر از عبد الله نوری قدرت پرچمداری این جریان را دارد ، در پاسخ به این سوال نظر عبد الله مومنی سخنگوی سازمان ادوار دفتر تحکیم وحدت حائز اهمیت است او تنها عبد الله نوری را در شرایط کنونی واجد شرایط برای ایجاد یک جنبش اجتماعی قوی می داند و می افزاید که او حتی اگر رد صلاحیت شود و یا بعد از کاندیداتوری شکست بخورد ، باز می تواند این جنبش اجتماعی را سازمان دهد.

در این میان می توان میر حسین موسوی را که به گفته کمالی عضو شورای عالی حزب همبستگی (( اصول را گم نکرده و به نظام و رهبری و امام ره اعتقاد دارد )) به حقیقت یک اصلاح طلب اصولگرا نامید ، هر چند که این خصوصیت را بیشتر از او آقای کروبی دارند ، با این امتیاز که در این سالها در عرصه حضوری فعال داشته اند و مانند آقای میر حسین ۲۰ سال دور از فضای سیاسی کشور مشغول کار هنری نبوده اند .

در کل آنچه به نظر نگارنده می رسد این است که تنها حضور عبد الله نوری وزیر کشور دولت  اصلاحات است که می توانداحیا گر اصلاح طلبی به معنای وجودی خود در ۲ خرداد ۷۶ باشد و کاندیداتوری ایشان به معنای بازگشت جریان اصلاحات بر همان ریل ۲ خرداد و عدم حضورشان به منزله شکست صد در صدی اصلاح طلبان در جریانات سیاسی از سال ۸۴ به بعد خواهد بود.

برداشت از وبلاگ انتقاد

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در شنبه بیست و دوم فروردین 1388 و ساعت 12:9 |

باسمه تعالی

بازیگران ستاد های انتخاباتی

در آذر ماه 87 شاهد عملیات روانی در موضوع انتخابات بودیم  و اینکه بعضی عتیقه ها علاقه دارند هر کسی رئیس جمهور شود ، غیر از احمدی نژاد و برای رسیدن به این هدف حاضرند دست به هر کاری بزنند ، اکنون که کمی به انتخابات نزدیک تر هستیم می بینیم که گزینه های ریاست جمهوری از طرف مخالفان تفکر احمدی نژادیسم کمتر شده اند در آذر ماه با یک لیست 23 نفری از کاندیداهای احتمالی و ایجاد فضای تردید و شک بین مردم روبرو بودیم ، اکنون می بینیم که این لیست به حداکثر ۶ نفر تقلیل یافته است و از این ۶ نفر چهار نفر هستند که در مورد آنها تحلیل هایی ارائه می شود آقایان کروبی ، خاتمی ، میر حسین و احمدی نژاد ، حالا باید دید چه کسانی و با چه اهدافی از این کاندیداها حمایت می کنند ، ابتدا از ستاد آقای کروبی شروع می کنیم ، این ستاد از اعضای حزب اعتماد ملی تشکیل می شود ، تنها نکته جالب توجه در این ستاد مسئول آن است که همزمان دبیر کل کارگزاران سازندگی هم هست ، غلامحسین کرباسچی کسی است که با ورود خود به ستاد کروبی و حمایتهای عجیب و غریبش از آقای کروبی سوالاتی در ذهن انسان ایجاد می کند ، آیا هاشمی رفسنجانی قصد حمایت از کروبی را دارد ؟ چه شده است که غلامحسین کرباسچی دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی و یار غار رئیس جمهور در دوران سازندگی ، کسی که هاشمی رفسنجانی در دوران ریاست شهرداری او با آنهمه خلافکاری و گند هایی که در مدیریت شهری زده بود ، حاضر شد در مقابل دستگاه قضا بایستد و در خطبه های نماز جمعه تهران از او حمایت کند و شعار مرگ بر غارتگر بیت المال را به جان بخرد ، خیلی خوب آن روزها را به خاطر دارم  ، هم در جلسات دادگاه بودم ، وقتی جناب محسنی اژه ایی (قاضی) با اقتدار با متهم صحبت می کرد و هم در نماز جمعه تهران وقتی هاشمی از او حمایت کرد و شعار مرگ بر غارتگر بیت المال بلند شد ، برایم سوال شده است ، آیا کرباسچی در ستاد کروبی ماموریت خاصی دارد ؟ و اگر ماموریتی دارد آن ماموریت چیست ؟ آیا او قصد دارد با زیرکی خاص خودش و با تعریفهایی از کروبی دل او را به چند وزارتخانه خوش کند تا او کناره گیری نماید یا نیت دارد با اخلال در امورات ستاد فعالیت انتخاباتی کروبی را دچار مشکل نماید در هر صورت در رسانه ها دیدیم که برخی از اعضای اعتماد ملی خواستار استعفای کرباسچی از حزب کارگزاران سازندگی شدند و این نشان از این دارد که حتی برای اعضای اعتماد ملی هم  شبهاتی وجود دارد ! اکنون نظر شما خواننده گرامی را به گزارشاتی از ستاد خاتمی جلب می کنم ، حضور برخی چهره ها از قبیل تاج زاده ، هادی خانیکی ، ظریفیان ، امیرزاده و مهدی هاشمی رفسنجانی در راس فعالیتهای فکری ستاد خاتمی مشاهده می شود ، در این میان در کمیته حقوقی و سلامت انتخاباتی آقایان یونسی ، بهزاد نبوی و مرتضی حاجی حضور دارند ، صادق خرازی سخنگوی ستاد و مجید انصاری کمیته مذهبی را بر عهده دارد ، در گروه مالی ستاد چهره هایی از قبیل عرب سرخی ، علی خاتمی و مرعشی حضور دارند ، واحد پشتیبانی آقای امام و اجرایی آقای سینکی هستند ، نام مسئولین استانها در حوصله این بحث نیست ، اما با نگاهی به همین افراد قید شده حضور دو حزب مطرح یکی سازمان مجاهدین و کارگزاران سازندگی در ستاد خاتمی به چشم می خورد ، و با حضور کارگزارن باز هم سوالاتی در ذهن ایجاد می شود ، قصد افرادی مثل مهدی هاشمی و خصوصا مرعشی از حضور در ستاد خاتمی چیست ؟ واقعا اینها به خاتمی اعتقاد دارند ؟ و قصد حمایت از او را دارند ؟ یا برنامه های دیگری در پشت پرده حزب کارگزاران سازندگی میگذرد ؟ این در حالی است که میر حسین موسوی در ظاهر از حمایت طیف هاشمی رفسنجانی بی بهره است ، لکن ساده انگاری است اگر بعضی پازل های خبری را کنار هم نچینیم ، و نتیجه گیری نکنیم ، از برخی اخبار مانند این که  برخی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره  حضور میر حسین موسوی به او توصیه هایی کرده اند می گذریم ، اما حمایت صد در صدی تیم قالیباف از میر حسین چه معنایی دارد ، آیا می توان ارتباط قالیباف با هاشمی را منکر شد ؟ ارتباطی که بعد از انتخابات مجلس  هشتم  هر روز بیشتر شد و به جلساتی بین آقایان هاشمی ، قالیباف ، رضایی و لاریجانی  از تیر  ماه 87 به بعد منجر شد ، جلساتی که در آن هاشمی از اینها خواسته بود که در انتخابات کاندید نباشند و اجازه دهند تنها یک نفر در برابر احمدی نژاد رقابت کند ، در کل اگر خیلی از این اخبار را هم  مخدوش کنیم از ارتباط قوی قالیباف با هاشمی نمی توان گذشت و از طرفی هم می بینیم که تیم قالیباف در شهرداری تهران از ماه ها قبل با ارسال پیامک هایی شروع به حمایت از میر حسین می کنند ، این پیامک را خودم دیدم که فرستاده بودند (( هر شخصی با کاندیداتوری میر حسین مخالف است از احمدی نژاد می ترسد )) و از این قبیل تبلیغ ها زیاد انجام داده اند ، حالا جریان کمک مالی آقای هاشمی در انتخابات نهم به قالیباف و  بازگرداندن محسن هاشمی به مترو بعد از شهردار شدن قالیباف چه جریانی دارد ، خدا می داند ؟ حالا تنها نکته ایی که باید خیلی به آن دقت کرد ، این است که آقای هاشمی رفسنجانی بعد از شکست در انتخابات نهم ، حالا در حال اجرای چه طرحی هستند که با سه کاندیدای مطرح در این عرصه ارتباط غیر مستقیم برقرار کرده اند  و خودشان هم شخصا از هیچ یک حمایتی نداشته اند ، البته قبول دارم که آقایان کروبی و خاتمی خیلی به هاشمی نزدیک تر از میر حسین هستند ، لکن این نکته نیز  قابل تامل است که گفته شده هر کس رئیس جمهور شود ، غیر از احمدی نژاد ، حالا این غیر اگر بر اساس مصلحت آقایان و بررسی های انجام گرفته در ستاد  هر طرف  شخص میر حسین موسوی باشد ، به نظر می رسد آقای هاشمی رفسنجانی  به شدت از او  حمایت خواهد کرد.

سلمان مهدوی 23/12/87

برداشت از وبلاگ انتقاد

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 20:49 |

روز چهار شنبه مورخه 23/5/87 در زور نامه هاي زنجيره ايي مخالف دولت ، سخنان آقاي هاشمي رفسنجاني با تيتر هاي ريز و درشت درج شد.

روزنامه هايي مانند : اعتماد ملي ، كارگزاران سازندگي ، صداي عدالت ، اعتماد ، فرهنگ آشتي ، همشهري ، جمهوري اسلامي ،‌آفتاب يزد ،‌دنياي اقتصاد ، همبستگي و ..... با درج عناويني مانند : (( رهبري خواستند مدتي با دولت مدارا كنيم ، اين مدت تمام شده است . )) ،‌(( سه سال با دولت مدارا كرديم )) ،‌انتقاد هاشمي رفسنجاني از سياستهاي اقتصادي دولت )) و ..... بار ديگر ، به وضوح نشان دادند كه در مخالفت با دولت به صورت يكپارچه عمل مي كنند.

در اين جا به نقد و بررسي كوتاه و مختصر راجع به برخي اظهار نظرات رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام مي پردازيم :

به نقل از سايت آفتاب ، ايشان در اتاق بازرگاني استان خراسان رضوي تصريح كرده اند (( امروز دولت به كارفرماي بزرگي تبديل شده است كه در بسياري از حوزه هاي اقتصادي كه اجازه ورود نداشته وارد شده و با دولتي شدن اقتصاد ،‌كشور با مشكلات زيادي مواجه شد))

در رابطه با اين مطلب 2 نكته مورد نظر است :

1-   اينكه اين جمله به صورت كلي بيان شده و هيچ نمونه و يا استنادي ، قبل و بعد از آن وجود ندارد ، لذا ممكن است اين از تصورات و برداشتهاي شخصي آقاي هاشمي باشد ، از آقاي رفسنجاني كه اهل علم هستند توقع اين است كه در صحبتهايشان وقتي از كلمه بسياري از حوزه ها ياد مي كنند ،‌حداقل 3 حوزه را مثال بزنند و مستندات ارائه كنند كه بر چه اساسي چنين صحبتي مي كنند.

2-    اين احتمال هم وجود دارد كه دولت خيلي كارهاي مفيد در مسائل اقتصادي انجام داده باشد ، اما از آنجا كه آقاي هاشمي رفسنجاني از رقباي سر سخت آقاي احمدي نژاد هستند ، صلاح ندانسته اند كه به آنها اشاره ايي كنند.

در اين سخنان كه در مشهد مقدس مطرح شده آقاي هاشمي بيان كرده اند كه در دوران رياست جمهوري ايشان تدوين و اجراي برنامه 25 ساله طرح تمدن بزرگ اسلامي در سال 1375 انجام گرفته است و اشاره داشته اند كه بعد از پايان دولت ايشان ، دولتهاي بعدي آن را ادامه نداده اند.

راجع به اين مطلب نيز نكاتي قابل توجه هستند :

1-   شايسته بود جناب آقاي هاشمي رفسنجاني به عنوان رئيس جمهور دولت سازندگي كه از 12 مرداد 1368 شروع به فعاليت كرده اند ، در همان سالهاي اول اقدام به تدوين برنامه 25 ساله طرح تمدن بزرگ اسلامي  مي كردند ، احتمالا طراحي اين برنامه يا با نيت در دست گرفتن سياستهاي كلي نظام توسط كارگزاران سازندگي بعد از خروج از قوه مجريه بوده است و يا اينقدر اجراي اين برنامه مشكل بوده ، كه دولت سازندگي فقط توان طراحي و تدوين آن را داشته و با اين كار قسمت مشكل ، يعني اجراي طرح را بر عهده دولتهاي بعدي انداخته است.

2-   اگرچه آقاي هاشمي دولت كنوني را بارها به كارهاي غير كارشناسي متهم كرده است ،‌ اما بايد به اين مطلب دقت شود كه در دو دوره ، دولت اصلاحات نيز نسبت به اجراي آن برنامه ها اقدامي نكرده اند ، در نتيجه احتمال دارد به نظر كارشناسان دولت اصلاحات نيز اين طرح ها مشكلاتي داشته كه قابل اجرا نبوده اند.

3-   نكته ديگر اينكه ، اينطور به نظر مي رسد كه اين طرح 25 ساله ، همان اقيانوس وسيعي است كه تنها يك بند انگشت عمق دارد ، جناب آقاي هاشمي در دولت سازندگي قبل از طرح 25 ساله ، آنقدر كلنگ افتتاح پروژه بر سر اين مملكت كوبيده بود كه حتي هنوز برخي از اين پروژه ها نيمه تمام مانده است و كاملا واضح است كه اجراي چنين طرحي سالها به تعويق بيافتد.

در جاي ديگري از اين سخنان آقاي رفسنجاني مي گويند (( به دولت آقاي خاتمي پنج سال مهلت داده شد كه براي كاهش 10 درصدي اتكاي منابع ارزي به درآمدهاي نفتي اقدام و فعاليتهاي خارج از سياستهاي اصل 44 را به بخش خصوصي واگذار كند ، ولي با اتمام اين مهلت دولت نتوانست به اهداف برسد ))

اين مطلب از آن جهت در خور توجه است كه دولت اصلاحات كه در هشت سال فعاليت خود با استناد به همين كلام هيچ توجهي به توسعه اقتصادي نكرده است ، هيچگاه از طرف آقاي هاشمي مورد فشار واقع نشد ، البته اين مسئله شايد به خاطر داشتن سهم هاي بسيار زياد كارگزاران سازندگي در دولت اصلاحات خصوصا در بخش اقتصادي بوده است و در حال حاضر كه اين سهم خواهي ها به هيچ نتيجه ايي نرسيده است ، صحبت از سه سال مدارا مي شود ، در عين اين كه در آن دوران حتي از هشت سال مدارا هم حرفي نبوده است.

و خلاصه اينكه اينگونه سخنراني ها به نظر نگارنده تنها يك دست پاچگي انتخاباتي است.

                                                                                             سلمان مهدوي

برداشت از وبلاگ انتقاد

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 و ساعت 19:24 |
دروغ بزرگ روح‌الاميني ‏به ملت ايران:

به گزارش سايت خبري نيوز24 به نقل از جمعي از اعضاي انستيتو پاستور كه خواستار ‏‏حفظ نامشان بودند:‏
درحدود 10 سال پيش دولت ايران با كوبا در طي قراردادي كه به امضاي طرفين رسيد ‏‏اقدام به خريد تكنولوژي ‏ساخت واكسن‌هاي هپاتيت بي ؛ آلفاآنترفرون و.... مي‌كند. در ‏‏اين قرارداد، دولت كوبا اينگونه متعهد ‏مي‌شود كه در صورتي‌كه سه بار اين واكسن در ‏‏ايران توسط متخصصين كوبايي توليد شود و سه بار توسط ‏متخصصين ايراني، اگر كيفيت ‏‏ساخت اين دو واكسن برابري كند؛ در اينصورت انتقال تكنولوژي از كوبا به ايران صورت ‏‏گرفته است و طرف كوبايي ‏موفق به دريافت دستمزد خود مي‌شود.‏
در سال 1998 (1377) تيم كوبايي در موسسه بزرگ پاستور واقع در كرج مشغول بكار ‏‏شده و تا كنون قريب ‏به چندصد ميليارد تومان در اين موسسه هزينه شده است.‏
از همانسال بدليل سومديريت هاي نسبي در انستيتو پاستور ركودي نسبي در اين ‏‏قرارداد وجود داشت ‏بطوريكه يك دهه اين قرارداد ناكام مي‌ماند. با آمدن روح‌الاميني در ‏‏سال 1385 به يكباره وي در كمتر از ‏يكسال مدعي ساخت كامل واكسن ‏هپاتيت‌بي و ‏سه داروي نوتركيب ديگر شد و اين ادعاي بي‌اساس را به شدت در رسانه‌ها ‏‏تبليغ كرده و ‏حتي رئيس‌جمهور و وزير بهداشت را نيز در اين مراسم اغفال كرد.‏
به گفته ناظران عيني و مطلعين؛ روح‌الاميني كه براي بالا بردن اسم خويش و جاه‌طلبي‌ ‏‏خود با استناد به ‏حجم بسيار كاتالوگهاي تبليغاتي خود بيش از چندصد ميليون تومان ‏‏هزينه كرده بود، اين بار براي تثبيت نام ‏خود در جرايد اقدام به خريد اين محصول از كوبا ‏‏مي‌كند وي طبق اسناد ارائه شده به نيوز24 در دو فقره كه ‏در فقره اولي 20 ليتر از اين ‏‏واكسن را به مبلغ 400هزار دلار و در فقره دوم 10 آمپول غني شده اين محصول ‏را به ‏‏مبلغ /1200000 دلار (حدوداً 16 ميليون دوز) خريداري مي‌كند. اين اقدام در حالي صورت ‏‏گرفت كه ‏انستيتو پاستور تنها كمتر از يكسال كار جدي لازم داشت تا بصورت كاملاً واقعي ‏‏و بومي به اين محصول ‏دست يابد. رئيس جمهور و وزير بهداشت در اين ديدار تنها پر شدن ‏‏شيشه‌هايي را ديدند كه محصول آن ‏خريداري شده بود!!‏
حركت پروپاگانديستي روح‌الاميني و رابطين خارجي وي (برخي احزاب كارگزاراني)، در ‏‏تاريخ 16/بهمن/85 ‏بشكل بسيار وسيع صورت مي‌گيرد و بوق‌ها و سورناها در مدح اين ‏‏موفقيت پوشالين به صدا در مي‌آيند.‏
به گفته اين عوامل داخلي طرف كوبايي كه بخوبي اين دروغ بزرگ را درك مي‌كرده ضمن ‏‏سكوت و خوب ‏بازي كردن نقش خود در مراسم اهداي‌ جوايز تا آن زمان بيش از 90% مبلغ ‏قرارداد را ‏دريافت مي كنند. مراسم در ‏تاريخ فوق برگزار شده بيش از سي ميليون تومان ‏پاداش به ‏اقربين و اعوان و انصار روح‌الاميني كه وي را در ‏تدارك اين «دروغ بزرگ» ياري ‏كردند ‏پرداخت مي‌شود.‏
شهريار اميدوار : معاون پشتيباني و قائم مقام پاستور 5 ميليون تومان * نجومي: ‏‏تئورسين و طراح اين ‏جشن و همچنين طراح كاتولوگ هاي تبليغاتي روح‌الاميني در پاستور ‏‏‏3 ميليون تومان * خادم: معاون توليد ‏وقت در واحد كرج موفق به دريافت بورسيه هند شده ‏‏و 3 ميليون پاداش مي‌گيرند. اين مراسم دروغين هم حدوداً 45 ‏ميليون تومان خرج پذيرايي ‏‏را به بيت‌المال تحميل مي‌كند.‏
به گفته اين شاهدان عيني بعد از مراسم عده‌اي از نخبگان و دلسوزان اين انستيتو به ‏‏دفتر رئيس جمهور ‏رفته و حقيقت را به وي توضيح مي‌دهند ـ دكتر احمدي نژاد رئيس ‏‏جمهور محترم دستور پيگيري ويژه ‏مي‌دهند. ‏
به گزارش نيوز24 از شاهدان عيني روح‌الاميني در چنين شرايطي براي اينكه علت اين امر ‏‏را نارسايي ‏اقتصادي جلوه دهد بر اساس مستندات موجود دستور جذب و تحميل بيش از ‏‏سيصد نيرو!! را ‏براي اشتغال در مركز كرج صادر مي‌كند. كه در عرض كمتر از 2-3 ماه كه ‏‏گزارش بازرسي به رياست محترم ‏جمهوري برسد، بدهي‌هاي پاستور بالغ بر بيست ‏‏ميليارد تومان ميشود.‏
بدستور رئيس جمهور سريعاً وي بركنار شده و دكتر مدرّسي از برجسته‌ترين نخبگان ‏‏كشور در حالي به ‏رياست پاستور منصوب مي‌شوند كه تقريباً اين موسسه دچار ‏‏فروپاشي اقتصادي شده است.‏
شاهدان افزودند روح‌الاميني در مدت كوتاهي كه رياست پاستور را داشت بسياري از ‏‏نخبگان كشور را طرد و ‏منزوي كرد و بسياري از نالايقاني را كه بعضاً داراي مدرك ‏‏كارشناسي بودند را در راس مديريتهاي انستيتو ‏پاستور گماشت، در اين خصوص شاهدان ‏‏از مسئول اسبق مالي پاستور ياد مي‌كنند كه نامبرده زير ‏فشارهاي غيرقانوني ‏‏روح‌الاميني در 28مين سال خدمت، تن به شراكت به خواسته‌هاي وي نداده و خود را ‏‏‏بازنشست كرد.‏
شنيده‌ها حاكي از آن است كه در ارديبهشت 87 مي‌بايست 20 ميليون دوز واكسن به ‏‏بازار تحويل داده ‏مي شد كه 20 ميليون به 2 ميليون دوز تقليل يافته و سرنوشت اين ‏‏مقدار نيز هم‌اكنون نامعلوم است!!!!‏
لازم بذكر است در شرايطي ما تنها يك واكسن بومي شده را هم نداريم!! كه اگر اين ‏‏قرارداد بطور اصولي اجرا مي‌شد ‏ايران در چهار داروي نوتركيب متخصص و صاحب فن‌آوري ‏ميشد.‏

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 20:48 |
آقای منتجب نیا لباس را پس بده !

روزي محضر يكي از بزرگان حوزه علميه نقل  مي كنند كه  فلان  طلبه  دزدي كرده  است ، ايشان به شدت ناراحت مي شوند و مي فرمايند بگوييد دزدي لباس طلبگي را دزديده  و اين نشان دهنده دو مطلب است : اول اينكه اين لباس خيلي مقدس و ارزشمند است و دوم هم اينكه مثل هر چيز ارزشمند ديگري قابل سرقت است و هر كسي در هر زمان و مكاني ممكن است كه اين لباس را سرقت كرده باشد كه امثال آن را مي بينيم.

در پي چاپ مطلب (( چند سوال از رئيس جمهور ))  نوشته رسول منتجب نيا در روزنامه اعتماد ملي ارگان مطبوعاتي حزب اعتماد ملي به رياست حجه الاسلام كروبي بر خود لازم دانستم به عنوان سرباز كوچك امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف بنده هم  مطالبي را براي شفاف سازي ذهن امثال ايشان بنويسم .

باشد كه مورد قبول حضرتش قرار گيرد ، اين را هم بگويم من يكي از اعضاي كابينه هفتاد ميليوني دولتم ، پس اجازه دارم پاسخ شما را بدهم.

اول براي روشن شدن اذهان مردم ، راجع به فضاي موجود در آشفته بازار حوزه هاي علميه و اينكه از گوشه و كنار حرفهاي عجيبي از افرادي كه در اين كسوت هستند ميشنويم و يا اعمال ناپسندي مي بينيم ، مثل اينكه در كشور ايتاليا  با زنهاي نيمه عريان آنها دست مي دهند و خوش و بش مي كنند و يا در تلويزيون ايتاليا كنار مجري نيمه عريان كه تا فيها ....ش پيداست مي نشينند و گفت و گو مي كنند و غيره  بايد عرض كنم در هر صنفي آدمهاي  نفوذي هست.

جناب آقاي رسول منتجب نيا ، ذكر چند نكته راجع به نوشته شما را لازم دانستم ، اميدوارم به جاي فرافكني و متهم كردن اين و آن پاسخ منطقي و معقول ارائه فرماييد.

اول : شنيدم كه گفته ايد : بدون اجازه شما اين مطلب را چاپ كرده اند ، با اين موضوع كاري ندارم ، از روزنامه ايي كه برخي از فعالان آن معتقد به هم جنس بازي هستند ، توقع بيش از اين نداريم ، اما در هر حال خوب است كه قبول كرديد اين مطالب متعلق به ذهن و فكر شماست و به قول معروف از كوزه همان برون تراود كه در اوست.

دوم: شما جايي در مطلب ادعا كرده ايد (( مطالب به صورت مستند و با ذكر  زمان و  مكان و  گوينده هاي آنها نقل مي شود.))

واقعا اين مطالبي كه عنوان نموده ايدرا مستند مي ناميد : (( با دو واسطه نقل شد )) (( نماينده اي از شوراي شهر اسلامي نقل كرد )) (( بين خواص شايع است )) (( شخصي نقل كرده است روزي يكي از نزديكان رئيس جمهور....))واقعا متعجب هستم ، كه چگونه با عقلتان استدلال كرديد كه اين مطالب مستند است !!!!!؟ شايد هم خودتان را به ...... زده ايد براي اينكه الان ماموريت اين است كه به دولت حمله كنيد و حالا هر  چه  دستتان  بيايد  بر  سرش  مي كوبيد.

سوم : شما از رئيس جمهور در خواست داريد كه شفاف سازي كند ، در حالي كه خودتان مسائل بي پايه و اساس و غير شفاف را مطرح مي كنيد ، شفاف سازي خوب است ، ما هم قبول داريم ، اما نه فقط براي آقاي احمدي نژاد بلكه شما هم بايد شفاف سازي كنيد ، لذا :

الف : نام آن دو واسطه را بگوييد ، تا همه بدانند.

ب : نام آن نماينده شوراي شهر را ببريد ، تا ما هم از او بشنويم.

ج: شخص نقل كننده چه كسي بوده و به دعوت كدام يك از نزديكان رئيس جمهور در كدام مكان و زمان براي نماز حاضر شده است.

د: الان هزاران نفر خواص داريم ، كدام يك از آنها چنين مطلبي را نقل كرده اند ، كه براي شما به حد تواتر رسيده ، 5  نفر از آنها را نام ببريد ؟ و آيا آن خواص صادق هستند و حرفشان مستند است؟

ه : راجع به انتقاد آقاي جوادي آملي از رئيس جمهور لازم است شما فيلم مذكور را در سايت اعتماد ملي قرار دهيد يا به  پايگاه هاي اينترنتي داده تا روي صفحه قرار گيرد و يا تاييديه از ايشان در روزنامه چاپ كنيد.

چهارم : در مورد مطلب ( الف  ) كه شما از آن برداشت تعيين زمان ظهور را داريد ، اين مطلب شفاهي بوده و در پاسخ به يك معترض ، حال آنكه برداشت بنده با شما متفاوت است ، گاهي مقدار كم را براي بيان اعتراض زياد نشان ميدهيم ، مثلا مي گوييم  ( يك ساعت است منتظرم ) حال آنكه 5 دقيقه هم نشده است يا مي گوييم ( فردا ، خواهيم مرد ) حال آنكه منظور از فردا همان آينده است ، چون ما كه از زمان مرگ خبر نداريم ، رئيس جمهور هم از زمان ظهور خبر ندارد ، خيلي واضح است ، ايشان منظورشان اين بوده كه آينده نزديك امام زمان مي آيند و مشكلات را حل مي كنند ، و احتمالا چون معترض آدم لجوجي بوده است ، خواسته اند با اين كلام او را ساكت كنند.

پنجم : اما اين كه (( دولت  را امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف مديريت و اداره مي فرمايد ))

اين را دولت مي گويد ، ملت متدين و  معتقد مي گويد ، آدم بينا و عالم به مسائل مي گويد و شما رد مي كنيد اين مطلب را ، واي بر شما !

آقاي منتجب نيا ! اين تذهبون! مي خواهي بروي ؟ برو ! با سرعت هم برو ،  ولي  لباس مقدس را پس بده !

اينجا عام شده ايد ، به نفعتان نيست كه خاص باشيد ، اينجا حرف برخي افراد خارج از ولايت را مي زنيد ، واقعا از اين جمله مي فهميد كه امام زمان همه دستورات دولت ما را صادر مي كند ، نخير آقا معارف ما مي گويد :

السلام عليك يا عين الله الناظره و يده الباسطه و اذنه الواعيه و.....

درود بر تو اي چشم بيناي خدا و دست باز و بخشنده او و گوش شنونده او و....

منظور اين است كه حضرت ناظر بر كارهاي دولت است و دولت هم متوسل به حضرت است ، در واقع حضرت ولي عصر ارواحنا له الفدا بر تمام كون و مكان ولايت دارند و دولت هم علاقه دارند از اين ولايت حضرت استفاده بيشتري ببرند چه اينكه دولتهاي قبلي نيز برده اند .

 دولت از باب (( واللازم لكم لاحق -  آنكه با شما ملازم بود به حق رسيد ))

 و (( وبكم اخرجنا الله من الذل به وسيله شما خدا ما را از خواري بيرون آورد ))

 و  (( و بموالاتكم علمنا الله معالم ديننا و اصلح ما كان فسد من دنيانا به دوستي شما خداوند آموخت دستورات دين ما را و اصلاح نمود ، آنچه از دنياي ما تباه شده  بود))

و (( و بوالاتكم تمت الكلمه و عظمت النعمه و.... و به دوستي شما كلمه توحيد كامل شد و نعمت عظمت يافت )) حرف از مديريت امام زمان مي زند.

خلاصه ما توقع نداريم دستگاههاي  تبليغاتي دشمنان اسلام  همانطور كه شما گفتيد ، دولت را مورد استهزا و تمسخر قرار ندهند ، از ابتداي بعثت يكي از شيوه هاي دشمنان اسلام  استهزا و تمسخر بوده است و امكان ندارد دولت واقعا اسلامي باشد و دشمنان آن را مسخره نكنند ، اگر دشمن تاييد كرد بايد شك كرد !

اما شما چرا !!! ؟ چرا به اين كارهاي دشمن دامن مي زنيد ، چرا چنين مطالبي را در وبلاگتان يا هر جاي ديگر منتشر مي كنيد.

گفته اند (( دولت را امام زمان اداره مي كند )) پس ضعف ها و كاستي ها و سوء مديريت ها و گراني و غيره منتسب به حضرت ولي عصر  مي شود ؟

پناه بر خدا ! شما را چه شده است ؟  عليكم بدين العجائز

شیعه مي داند ، كل عالم هستي را امام زمان مديريت مي كند ، چون او حجت خدا در زمين است.

 پس تمام مشكلات عالم به حضرت بر مي گردد ، نخير آقا سواد نداري !

حضرت ولي عصر حجت خداست ، خدا قرآن  نازل فرمود بر رسول اكرم  صل الله عليه و آله و سلم  و اهل بيت ايشان تا امام زمان راه  را براي ما هموار كرده اند. اگر عمل كنيم به تكليفمان ، اين همه تاكيد كردند ، دروغ نگوييد ، خيلي ها مثل آب خوردن مي گويند ، تاكيد كردند ، مال حرام نخوريد  ، خيلي ها به راحتي مي خورند ، تاكيد كردند ربا ندهيد ، نگيريد ، خيلي ها توجه ندارند ، مشكلات از عمل ماست ، از ماست كه بر ماست ، وگرنه آنها كه نسخه پشت نسخه به ما داده اند ، كو مرد عمل ، اگر هم كسي بيايد حرف عمل كردن را هم بزند جوسازي راه مي اندازند ،

 چون شكم ها به مال حرام عادت كرده است.

مديريت حضرت ولي عصر را نمي بيني ، مشكل از چشم توست چرا خيلي ها مي بينند ، برو چشمت را معالجه كن ، مديريت حضرت از اول بوده ، كسي به آن توجه نداشته است ،

 يك نفر آمد به آن  توجه كرد آن هم خميني بت شكن ، ما هم راه او را به رهبری آیت الله خامنه ایی ادامه می دهیم، او بود كه مديريت حضرت را مي ديد ، ما هم فقط مي دانيم كه مديريت دارد ، اما او مي ديد ، نشنيدي وقتي امام فرمان شكستن حكومت نظامي را مي دهد و مردم را به خيابان ها دعوت مي كند ،   برخي با ايشان تماس مي گيرند و از ريختن خون مردم نگران هستند و امام به آنها مي گويد :

 اگر دستور از جاي ديگري صادر شده باشد چه مي گوييد 

 اين مديريت حضرت در جنگ  تحميلي نيز بارها ملموس شد و خيلي ها از دست غيب امام زمان در جبهه ها مطالبي نقل كرده اند.

 در حال حاضر هم مديريت حضرت هست ، فقط بايد بينا باشي ، جريان دستگيري گروه بمب گذار حسينيه شيراز را مرور كن ، دست حضرت را مي بيني! كه اگر نبود چه فجايعي به بار مي آمد ! مديريت حضرت را در دانشگاه كلمبيا جستجو كن آنجا كه دشمنان طوري برنامه ريزي كرده بودند كه رئيس جمهور را تحقير كنند واين تهديد به يك فرصت تبديل شد.

 اين ها كار احمدي نژاد نيست ، مديريت امام زمان است .

 آخر اينكه آقاي منتجب نيا چشمتان را بگشاييد !! اين همه ابر قدرت را ببينيد كه از اول انقلاب در برابر ما صف كشيده اند ، با آن همه قدرت و ثروت و ما را هم ببينيد كه جلويشان ايستاده ايم ، اگر مديريت حضرت را نديديد به چشم خودتان شك كنيد !!!

برداشت از وبلاگ enteqad.blogfa.com

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 13:9 |

خداوندا جنود شیطان را

 

 بر ما مسلط مگردان

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 22:38 |

قسم ... دم خروس !

چگونه می­توان میان این سخن امروزین مصطفی تاج­زاده که (( ما به نفع نظام می­دانیم که از خصومت آمریکا نسبت به خود بکاهد)) -روزنامه رسالت، 1/10/77- و دیدگاه گذشته سازمان متبوع وی جمع نمود که (( یوم ا... سیزدهم آبان را در حالی گرامی می­داریم که مخالفت و مبارزه قاطع با سیاست­های تجاوز کارانه آمریکایی جهانخوار بیش از هر زماندیگری ضرورت یافته است... سازشکاران عوامفریبانه با سوء استفاده از نارسائیهای موجود... سازش و همکاری با آمریکا را تنها راه برای حا نارسائی­های مذکور تبلیغ می­کنند... امیدواریم تفکر سازش با آمریکا برای همیشه از انقلاب زدوده شود)) - روزنامه سلام ، 11/8/72،اطلاعیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی -

- عباس عبدي: انقلاب اسلامي، متاثر از الگوي حکومت شوروي سابق است و سرانجام آنها هم يکسان خواهد بود. (هفته نامه ي راه نو/ شهريور 77)

 

- صادق زيباکلام: دين رسمي و ايدئولوژي حکومتي در کشور ما، به تدريج کفگيرش به ته ديگ خورده و نمي تواند پاسخگوي نيازهاي آدمي باشد، به تدريج معلوم مي شود که امر شريعت يک امر شخصي است و سياست راهش را از ديانت جدا مي کند. (ماهنامه ي دنياي سخن/ اسفند 78)

یکی از زمامداران اصلاح طلبی که تئوری سازی برای جریان اصلاح طلبی را از سالها پیش در دستور کار خویش دارد ، در دفاع از ارتاد و مرتد می گوید: «ارتداد حق طبیعی هر انسان است و ادیان همگی بر حق اند.» (ماهنامه کیان فروردین 78)  و نیز دیگری می گوید :«پذیرش دین، حق است نه تکلیف . در نتیجه هر کس حق تبدیل دین خود را خواهد داشت.»( روزنامه صبح امروز مهر 78 احمد قابل )

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 22:37 |

اصلاحات (تقابل با دين و اسلام)

 

بي شك اصلاحات يكي از طرفندهاي دشمن براي تغيير ماهيت فرهنگي، سياسي و اقتصادي كشورها مي­باشد. در واقع اصلاحات تغيير در اصول و مباني مي­باشد. يكي از موارد اساسي در مورد اصلاحات ماهيت ضد ديني و در نتيجه تقابل با نظام اسلامي مي­باشد. چرا كه همانطور كه امام بيان فرمودند: «حكومت‏شعبه‏اى از ولايت مطلقه رسول الله - صل الله عليه وآله وسلم - است، يكى ازاحكام اوليه اسلام‏ است و مقدم برتمام احكام فرعيه حتى نماز و روزه و حج است.» (صحيفه نور، ج 20) در زير بخش كوچكي از اين موارد آمده است كه قضاوت را به خواننده وامي­گذاريم.

سید محمد خاتمی، همبستگی، 16/8/79:

اگر این حجاب و پوشش مانع حضور زن و بروز شخصیت زن شود، قطعاً مضر است ... مشکل این نیست که زنان چگونه لباس بپوشند، مشکل اینست که زنان بتوانند در عرصه­های مختلف حضور داشته باشند.

عطاءالله مهاجرانی، روزنامه آریا، 18/9/78،ص2:

وقتی پیامبر اولوالعزمی چون ابراهیم در مورد معاد این چنین شک می­کند که به خدا می­گوید: «به من نشان بده» چطور جوانان ما مجاز نباشند، در مورد همه مسائل سؤال کنند؟

عطاءالله مهاجرانی، آریا، 16/1/79: نظریه غیرت دینی ویران کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است.

مهاجرانی، نشاط، 1/6/78:  رقص را نباید همواره ناپسند دانست

محمد رضا خاتمی، جمهوری اسلامی، 8/6/79:

مبنای مشروعیت هر کاری رأی مردم است و قرائتی از اسلام در جمهوری اسلامی پذیرفته شده که همه چیز را بر اساس رأی مردم می­داند.

ابراهیم اصغر زاده، آفتاب امروز، 2/6/78: اگر مجوز راهپیمایی به هر گروه بر اساس قانون داده شود اشکال ندارد، حتی علیه خدا...

ابراهیم اصغر زاده، کیهان، 6/2/77 : حتی علیه خدا هم می­توان تظاهرات کرد.

بهزاد نبوی، جمهوری اسلامی، 13/2/79: خواستم سخنانم را مثل سوره توبه بدون بسم­الله شروع کرده باشم.

سالار بهزادی، روزنامه صبح امروز 23/8/78

سیره حضرت علی(ع) و سایر فرق مذهبی صدر اسلام، دموکراسی در انتخاب رهبری و عدم تعیین رهبر برای مردم بوده است.

علیرضا علوی تبار، یالثارات، 4/3/79:

جامعه ایران فاز سنتی خود را پشت سر گذاشته و می­خواهد مدرن و صنعتی شود. اما در این جامعه هنوز خدا نمرده است. بنابراین ما چگونه می­توانیم به این وضعیت چیره شویم.

رجبعلی مزروعی، حریم، 23/11/78:

حضرت علی مشروعیت خود را از مردم گرفته همانطور که معاویه مشروعیت خود را از مردم گرفته است.

مزروعی، رسالت، 16/7/79:

در نظام ما هیچ کس مقدس نیست.

بن‌بار گزارشگر روزنامه واشنگتن پست 14/5/79)

هاشم آغاجری: وقت آن رسیده نهاد مذهبی از نهاد حکومتی جدا شود. گزارشگر آمریکایی سخنان ایشان را به عنوان صریح‌ترین لحن در ابراز اینگونه عقاید بر درخواست رفرم می‌داند.

(اکبر گنجی در مصاحبه روزنامه تاگس اشپیگل آلمان: دین یک قسمت از فرهنگ است، حرکت اصلاح طلبان ما عاقبت به جدایی دین از سیاست خواهد انجامید. در یک جامعه مدرن جدایی دین از سیاست یک امر بدیهی است. وقتی شما جامعه را مدرنیزه کنید این جدایی بالاخره پیش خواهد آمد. ایران در حال حاضر از فاز قبل از مدرن به فاز مدرن پیش می‌رود. (کیهان 24/1/79)

سخنرانی آغاجری، مجتمع فرهنگسرانی کوثر 10/2/81:

«... نوینسدگان (نامه به امام حسین (ع)) می‌گویند: این حکومت (حکومت یزید) بدون رضایت مردم است و لذا نامشروع است. اگر حسین (ع) هم در راس باشد ولی رضایت مردم در آن نباشد نامشروع استآغاجری در همین سخنرانی امام حسین (ع) را با سیاوش در تاریخ ایرانیان مقایسه می‌کند:

«... سیاوش در تاریخ ملی ما ایرانیان مظهر معصومیت و پاکی است و بعد از آمدن اسلام، حسین (ع) جای سیاوش می‌نشیند و آیا ما اثری در مورد حسین (ع) مانند منظومه‌ای که فردوسی در باب سیاوش سروده است داریم؟»

سخنرانی آغاجری، ساختمان مرکزی دفتر تحکیم، 25/1/81

«امام علی (ع) با رفراندوم طبیعی قدرت را به دست گرفت. با این همه از نظر شیعیان امام معصوم بود... منطقی که می‌گوید رضایت خدا خارج از رضایت مردم است، مبنای استبداد است. و فلسفه سیاسی اموی یزیدی بر همین استوار است.» «... اینکه مارکس می‌گوید دین افیون توده‌هاست، تنها بخشی از حقیقت است. من می‌گویم در حکومت‌های دینی، نه تنها دین افیون توده‌هاست که افیون حکومت‌ها نیز هست.»

«رابطه انسان و دین و یا به عبارت بهتر انسان و خدا یکی از رابطه‌های تعارض آمیزی بوده است که در تاریخ بشر خود را به شکل‌های مختلف نشان داده است. در اکثر دوره‌های تاریخ بشر آنگاه که خدا اثبات می‌شده است. انسان نفی می‌گردیده است... تکیه بر آزادی اندیشه، اصالت دادن به این امر است که ارزش هر انسانی نه به تقلید، نه به طاعت و نه به تن دادن به یک آمریت فکری و دینی محض است بلکه به‌طور اساسی و ریشه‌ای ارزش هر انسانی به تفکر ذاتی و مستقل است. متاسفانه در بسیاری از جوامع اسلامی، حربه‌های گوناگون حتی دینداران را نیز به دلیل تفاوت قرائت دینی به محکمه می‌برند و محکوم می‌کنند.»

آقای کدیور در دانشکده فنی دانشگاه تهران است که در سال 79 طی سلسله مباحثی تحت عنوان «پژوهش‌های قرآنی» ایراد کرد:

«... یک زمانی مردم می‌گفتند چون عیسی (ع) این سخن را گفته پس درست است اما امروز عیسی که سهل است خود خدا هم اگر حرفی بزند و آن حرف با عقل مردم منطبق نباشد نخواهد پذیرفت. امروز خدا در جامعه هیچ کاره است. همه کاره مردمند.»

عبدالکریم سروش، ماهنامه کیان، بهمن 77:

ولایت، منحصر در شخص نبی اکرم است و با رفتن او ولایت نیز خاتمه می­یابد؛ او خاتم نبوت و خاتم ولایت بود، ولایت پیامبر تعد از او به کسی منتقل نشده است.

عبدالکریم سروش، هفته نامه مبین، 3/7/78

حق اطاعت شدن، زاییده و مشروط به پذیرش مطیع است و الا برای کسی حق طاعتی نیست عبدالکریم سروش، هفته نامه آبان، 29/3/78،ش80، ص63: تفکر دینی با استخدام طبیعت منافات دارد یا حداقل خنثی است

عبدالکریم سروش، روزنامه صبح امروز، 9/3/78

حقیقت دین همان تجربه فردی دینی است که در مورد پیامبران «تلقی وحی» نام گرفته و دین هیچ ارتباطی به امور اجتماعی و سیاسی و حکومتی ندارد، هر کسی همان قدر دیندار است که به این تجربه فردی رسیده باشد.

عبدالکریم سروش، ماهنامه کیان، مهر و آذر 78

کار اساسی پیامبر آن بود که اعراب را دچار بحران هویت نمود و آنها را هویت نو بخشید، امروز نیز تمدن متجدد غرب، ما مسلمانان را دچار بحران هویت نموده و دین توان رویارویی با تمدن غربی را ندارد. تنها منجی، عقلانیت مستقل است.

عبدالکریم سروش، ماهنامه کیان، فروردین 78:

ارتداد حق طبیعی هر انسانی است و ادیان همگی برحق­اند.

عبدالکریم سروش، روزنامه صبح امروز، 16/6/78

هیچ دینی عقلا نمی­تواند مردم را از انتخاب دین دیگر منع کند، چون خود آن دین زاییده انتخاب بوده همچنانکه هیچ نماینده­ای نمی­تواند به مردم بگوید: بعد از انتخاب من حق انتخاب کس دیگر را ندارید.

عبدالکریم سروش، روزنامه صبح امروز، 16/6/78

در تعارض تکالیف دینی و حقوق بشر، حقوق بشر مقدم است؛ متأسفانه فقهای ما اطلاعات برون دینی ندارند و متوجه این نکات نیستند.

عبدالکریم سروش، ماهنامه زنان، دی ماه 78، ش59

ارزش­های دینی دائما در تغییرند، اگر روزی فاطمه (س) می­گفت، بهترین زنان کسی است که نامحرم او را نبیند، امروز کسی نمی­تواند این را بپذیرد. اگر آن روز سعادت دختر این بود که در خانه پدر حیض نبیند، ولی امروز این امر خلاف سعادت است و شوهر دادن دختر نه ساله خلاف ارزش است، اینها همه داد می­زند که این کلمات مقطعی و مخصوص جامعه­ای خاص بوده است.

عبدالکریم سروش، روزنامه نشاط، 12/3/78

فرهنگ شهادت خشونت آفرین است، اگر کشته شدن آسان شد، کشتن هم آسان می­شود

عبدالکریم سروش، زنان، ش59، دی ماه 78:

به نظر من گفتار فاطمه که بهترین زنان کسانی­اند که «لایرین احداً و لایراهنّ» (و) رفتار او (فاطمه) در پنهان شدن از مقابل فرد نابینا نمی­تواند الگوی رفتاری زنان ما باشد.

عبدالکریم سروش، کیان، ش52:

در تاریخ جدید خدائی که مؤمنان کشف می­کنند ممکن است با خدائی که گذشتگان کشف و تجربه می­کردند متفاوت باشد.

روزنامه صبح امروز،18/2/78

تأکید بر جنبه عطفی عاشورا کافی است و انقلاب حسین دیگر در معرض فراموشی نیست، از این ÷س باید جنبه عقلائی آن پرداخت.

 

اکبر گنجی، صبح امروز، 23/2/78:

پیامبر در بدر و حنین و ... شمشیر زد ... اما آیا جنگهای جبهه حق علیه باطل پیامدهای ناخواسته یا آثار وضعیه به دنبال ندارد؟... خشونت فرزند خشونت است و درخت خشونت میوه­هایی جز خشونت به بار نمی­آورد. هیچ کس حق ندارد به صرف اینکه خود را حق و دیگران را باطل می­داند، دست به خشونت بزند و در صدد نابودی مخالفان خود از طریق حذف فیزیکی برآید.

اکبر گنجی، روزنامه صبح امروز، 26/2/78، ص2:

آدم زمینی نباید در پای ایدئولوژی­های ناکجا آبادی قربانی شود؛ ارزش او از ایدئولوژی بالاتر است. ما انسان کامل در بین غیر معصومان نداریم و لذاست که قدرت مطلق، فساد مطلق را به بار می­آورد و جهنمی را روشن می­کند که همگی در آن خواهند سوخت. پس بهترین راه نجات توزیع قدرت است.

سعید حجاریان، روزنامه ایران، 31/1/78،ص10:

تفکر فقهی نمی­تواند فرهنگ عاشورا را بازسازی کند، فوقش فقه می­تواند امر به معروف و نهی از منکر را واجب کند، ولی این مسأله گنجایش مبارزه مسلحانه را ندارد؛ عرفان است که فرهنگ عاشورایی می­سازد.

حمیدرضا جلائی پور، کیهان، 26/3/79:

شهادت طلبی را مرحوم شریعتی به جامعه یاد داد و این تفکر از پای منابر شکل نگرفته است.

سعید حجاریان، روزنامه ایران، 31/1/78،ص10:

تفکر فقهی نمی­تواند فرهنگ عاشورا را بازسازی کند، فوقش فقه می­تواند امر به معروف و نهی از منکر را واجب کند، ولی این مسأله گنجایش مبارزه مسلحانه را ندارد؛ عرفان است که فرهنگ عاشورایی می­سازد.

رامين جهانبگلو كتاب نيمه پنهان جلد30

« دموكراسي يعني ابطال پذيري دائم هر چيز. اگر دموكراسي با حقيقت همراه شود، خود را نقض مي كند. » «مذهب و دين مي تواند مدرن شود، همچنان كه كاتوليك ها مدرن شدند.آنها، پاپ را آكواريوم از اين طرف مي برند و اين يعني مدرن شدن كاتوليك ها.»

روزنامه عصر آزادگان 3/8/78

رامين جهانبگلو در خصوص حذف اعتقاد ديني و خلع لباس روشن انديشي قدسي اين طور گفته است:« روحاني هم مي تواند روشنفكر باشد، اما بايستي ديد كه بينش خداشناختي و انديشه روشنفكري او تا چه حد مانع يكديگر مي شوند و با هم اصطكاك پيدا مي كنند. مشكل اصلي آن است كه يك روشنفكر مدام در پي جستجوي حقيقت است. اين در حالي است كه روشنفكر، حقيقت مطلقي را براي هميشه نمي پذيرد. بلكه درست در مقابل آن بينش قرار مي گيرد. از اين جهت بهتر است يك روحاني روشنفكر بخشي از اعتقادهاي خود را براي برجسته كردن بخش ها ديگر كنا ربگذارد.»

محمد بسته نگار، هفته نامه پیام هاجر، 23/1/79

با اینکه پیامبر مقام عصمت دارد، مع ذلک در قرآن اطاعت از پیامبر در معروف و نیک واجب است نه اطاعت مطلق (ولایعصینک فی معروف ...). مسائل اجتماعی باید با شور و مشورت و بدون استبداد رأی انجام گیرد. از گفتار امام علی هم برمی­آید که نظر مردم و قبول آنها در صحت ولایت مؤثر است.

ابراهیم یزدی، هفته نامه پیام هاجر، فروردین 77

جامعه ولایی انحصارگر و مستبد است و ارزشی برای توده­ها قائل نیست

محمد مجتهد شبستری، هفته نامه آبان، 28/1/79

از آیه «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول ...» هیچ حق حاکمیتی برای پیامبر و غیره فهمیده نمی­شود، بلکه این آیات می­خواهد بگوید، حالا که ایمان آورده­اید و پیامبر را حاکم خود قرار داده­اید، در این چارچوب از حاکم خود پیروی کنید، چنانچه عقلا هر قومی باید از حاکم خود پیروی کنند و الا امر حکومت دچار اخلال می­شود.

محمد مجتهد شبستری، هفته نامه آبان، 28/1/79

نظریه حکومت اختصاصی تفویض شده از طرف خداوند به انبیاء دلیل قابل دفاع ندارد، نمی­شود خدا انسان را آزاد آفریده و حاکم بر سرنوشت خود کرده باشد و از سوی دیگر به عده­ای حق حاکمیت بر این انسانها را بدهد، این دو مسأله با هم ناهماهنگ­اند، انسان مختار است.

روزنامه خرداد، 8/10/77

قرآن، تعیین حاکم و تأسیس حکومت را به مردم سپرده است و هر جا سخن از قدرت سیاسی به میان آورده آن را به جمع و جامعه اسناد می­دهد و حتی اجرای قدرت و اعمال آن را نیز وظیفه مردم می­داند.

محمد کاظم محمدی اصفهانی، روزنامه ایران، 24/4/79:

مردم حق دارند همه مسؤولین را به سؤال کشیده و از آنها انتقاد کنند حتی اگر آن مسؤول، پیامبر و امام معصوم باشد، بلکه به خود خدا هم می­توان اعتراض کرد و او را فتنه گر نامید.

تقی رحمانی، روزنامه فتح، 17/1/79

چرا باید جریان سقیفه را تبدیل به یک کینه تاریخی کنیم؟ سؤال اینست که اگر طراحان سقیفه گناهکارند، پس تمام فرق اسلامی به جز شیعیان گناهکار و فریب خورده­اند و اگر این طور است، چرا آیه­الله بروجردی پذیرفتند که شیعه نیز در کنار چهار مذهب دیگر اهل تسنن قرار گیرد. این تعصب غیر معقول است که طراحان سقیفه را الی الابد گناهکار بدانیم.

دو هفته نامه ایران فردا، 8/10/78

 علی(ع) حکومت و ولایت را یک امر مردمی و امانتی از سوی مردم حکومت شونده تلقی می­کند، نه از طرف خدا؛ در ختم جنگ صفین و آتش بس هم، تسلیم رأی عمومی شد.

روزنامه خرداد، 8/10/77

قرآن، تعیین حاکم و تأسیس حکومت را به مردم سپرده است و هر جا سخن از قدرت سیاسی به میان آورده آن را به جمع و جامعه اسناد می­دهد و حتی اجرای قدرت و اعمال آن را نیز وظیفه مردم می­داند.

هفته نامه آبان، 19/10/77

حضرت علی(ع) مشروعیت خود را به رأی و انتخاب مردم می­داند و در قبال معاویه به مشروعیت مدنی خود استناد و مباهات می­نمود

عزت الله سحابی، روزنامه عصر آزادگان، 16/10/78

آدم­ها و حتی معصومین(ع) خود به خود بدون نظارت مردم و به طور اصولی در معرض انحراف هستند.

عزت الله سحابی،روزنامه فتح، 5/10/78

طیف ملی- مذهبی برای افراد مقام مقدس قائل نیست، تنها خداوند مقدس است، حتی پیامبر(ص) و امام علی(ع) هم خود را از انتقاد و نقد مصون نمی­دانستند.

روزنامه خرداد، 22/8/78، ص6:

قرآن بالصراحه یهود را به تورات ارجاع می­دهد و از مراجعه آنها به پیامبر انتقاد می­کند و تورات را هدایت و نور معرفی می­نماید، عیسی و انجیل را تأیید می­کند و انتظار پیامبر هم از یهود و مسیح عمل به تورات و انجیل بوده است نه قرآن.

روزنامه خرداد، 30/8/78، ص6:

قرآن عقیده انحصاری بودن یک آئین خاص را مورد نقد قرار می­دهد و بر امکان رستگاری پیروان ادیان مختلف تأکید می­کند. معیار رستگاری از نظر قرآن عام و برون آیینی است و آن ملاک­های معنوی و اخلاقی­اند که می­تواند به صورت جهانی و در همه ادیان یافت شود.

روزنامه خرداد، 20/ 8/78، ص6:

پیامبر(ص) از اهل کتاب توقع نداشت و نمی­خواست که اسلام بیاورند؛ «قل یا اهل الکتاب لستم علی شیءٍ حتی تقیموا التوراه و الانجیل» (مائده/68) از آنها اقامه کتاب آسمانی خودشان را می­طلبید.

.عمادالدین باقی، روزنامه خرداد، 19/8/78،ص6:

آیات قرآن صریحاً اصل «عیسی به دین خود، موسی به دین خود» را تأیید می­کند و هرگز اهل کتاب یا حتی کافران و مشرکان را طرد نمی­کند.

ح.م. تبریز، روزنامه صبح امروز، خرداد 78:

صحت قصه حضرت یوسف در قرآن کریم از محالات است.

محمد تقی فاضل میبدی، روزنامه نشاط، اردیبهشت 78:

جهاد در جایی معنا دارد که مجاهد مطمئن باشد، پیروز می­شود وگرنه چنین جهادی بی­معناست، بر این مبنا حسین (ع) برای پیروزی و تشکیل حکومت دست به جهاد زد.

محمد سعید حنایی کاشانی، ماهنامه کیان، فروردین 78:

تراژدی حسین بن علی(ع) مشابه تراژدی­های آنتیگونه، تامس مور و جان پروکتور است.

غلامرضا سالار بهزادی، روزنامه صبح امروز، 23/8/78

تفکر شیعه گری موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است. ای کاش سوابق حاکمیت های مردمی صدر اسلام، مورد توجه قرار می­گرفت.

عزت الله سحابی، روزنامه خرداد، 6/8/78

به گفته امام علی(ع) هر شیوه حکومتی که مردم بر آن تفاهم کنند، همان مورد رضای خداوند است و تفاهم دینی و غیر دینی معنا ندارد.

باقر پرهام، هفته نامه راه نو، 3/5/77

دوران مدرن دوران حکومت و رهبری عقل است و دین باید به عرصه زندگی خصوصی باز گردد. رهبری ائمه و پیامبر هم به خاطر آن بود که هنوز مردم آن زمان عقل را مرجع استناد خود قرار نداده بودند

جعفر آبادی، هفته نامه آبان، 24/11/77

ولایت آسمانی دلیل شرعی ندارد و در صورت وجود دلیل هم امکان وقوعی ندارد، چون تشخیص مصداق آن ممکن نیست علم غیب هم نداریم، در نتیجه چاره­ای جز مراجعه به آرای عمومی نیست.

محسن کدیور، ماهنامه کیان، بهمن 77

ائمه (ع) از دو ویژگی علم غیب و عصمت، برخوردار بودند، اما فقیه هیچ کدام از این دو را ندارد، لذا وجوب تبعیت ندارد و جامعه هم راهی جز رجوع به عقل جمعی ندارد. هیچ الگویی در زمان غیبت برای اداره جامعه در دست نداریم.

محسن کدیور، روزنامه خرداد، 18/9/77

دین حکومت ندارد هیچ روشی را برای نحوه حکومت پیشنهاد نداده است؛ نحوه حکومت را مردم تعیین می­کنند، چون اصل حکومت یک امر عقلانی است، نه دینی.

محمد مهدی فولادوند، روزنامه صبح امروز، 19/10/78

عمر نوح پیامبر 60 الی70 سال بوده و 950 سال، عمر خاندان نوح بوده است، نه شخص نوح، واقعاً بعید است یک شخص نهصد و پنجاه سال عمر کند.

محمد مجتهد شبستری ماهنامه زنان، آبان 78

آنچه پیامبر از طریق کتاب و سنت پیاده نمود و احکامی که بیان کرد، اقدامات ممکنه و مقدور آن زمان بود، ما هم مطابق زمان خود، باید اقدام کنیم.

هفته نامه پیام هاجر، 16/1/79،ش310،ص6:

یکی از معضلات ما شیعیان، نداشتن منابع موثق روایی است، لذا هر کسی در هر موقعیتی با ذکر روایات و احادیثی که به معصومین نسبت داده می­شود، جوانان پاکدل و شیفته مذهب را فریب داده و مرکز اقتدار مافیایی خود را حفظ می­کند.

روزنامه خرداد، 2/9/78،ص6:

اصل آزادی در انتخابات دین یا بی دینی از اصول مسلم حقوق انسانی است و قرآن نیز این اصل را به عنوان یک حق انسانی به رسمیت شناخته و می­فرماید:«لا اکراه فی الدین».

محمد مجتهد شبستری، ماهنامه کیان، بهمن 77:

در مسائل حکومت و سیاست فعل و قول معصوم حجت نیست. زیرا این قبیل احکام تاریخی و زمانی­اند. آنچه در صدر اسلام بوده باید با قوانین امروز حقوق بشر سنجیده شود. ممکن نیست پایه­های اصلی زندگی سیاسی و اجتماعی انسان بر استنباط از متون دینی مبتنی شود.

محسن کدیور، ماهنامه کیان، بهمن 77:

معصومین(ع) فقط در کلیات و اصول اسوه­اند، نه در فروع و جزئیات.

داریوش شایگان، ماهنامه کیان، بهمن 77:

ایدئولوژی کردن دین مساوی انتحار معنوی دین است، حوزه دین از سایر حوزه­ها جداست و نباید همتای دیگر قالبهای زندگی بشری قرار گیرد.

احمد قابل، روزنامه صبح امروز، 24/7/78،ص6:

پذیرش دین حق است نه تکلیف؛ در نتیجه هر کس حق تبدیل دین خود را هم خواهد داشت.

حبیب الله پیمان، هفته نامه پیام هاجر، 23/9/78، ص6:

فرآن قابل نقد عقلی و تجربی است و خود قرآن نیز در آیات بسیاری دعوت به آن نموده است.

فاطمه گوارایی هفته نامه پیام هاجر، 23/1/79 ش311، ص2:

داستان تکاپوی آدم که جرأت کرد میوه ممنوعه را برگیرد و زیستن زبونانه را نفی کند، دوباره و دوباره (با آمدن عاشورا) به تصویر کشیده شده است.

عباسی سلیمانی، روزنامه خرداد، 7/7/78، ص6:

هر گونه خشونت (قانونی و غیر قانونی) از ساحت مقدس پیامبر به دور است.

احمد نراقی، هفته نامه راه نو، 17/5/77،ش16، ص12:

در قلمرو ایمان نیز تسامح هست؛ به این معنا که ایمان ابراهیمی، ایمان دین گرای شکاک و ایمان ملحد دین گرا، هر سه با تفاوت مراتب بهره­ای از قدسیت دارند و هر سه دسته مؤمن­اند.

مهرزاد بروجردی، ترجمه علی صدیق زاده، ماهنامه کیان، مهر و آذر 78، ش49، ص40 به بعد:

اسلام نیز چون مسیحیت در نهاد خود قابلیت عرفی شدن و سکولاریزه شدن را دارد و چنین امری در حال وقوع است.

محمد مجتهد شبستری، ماهنامه چشم انداز ایران، فروردین و اردیبهشت 79، ش4، ص68:

وحی امری تجربی است، نه امری گزاره­ای. وحی یافتنی است، پیامبر هم وحی را تجربه کرد و یافت، قرآن هم می­گوید تو وحی را تلقی کردی و از مخاطبان خود نیز خواسته که وحی را تلقی کنند. اگر دیگران وحی را صرف گزاره­های قرآنی بدانند، وحی بودن قرآن بر آنها معلوم نشده است.

احمد الستی، روزنامه ایران، 19/9/77، ص12:

موسی به دین خود عیسی به دین خود؛ فرهنگ یک ملت نظیر یک لحاف چهل تکه است که از نقوش متفاوت تشکیل شده و به جای تعارض با هم کنار آمده و به تفاهم رسیده­اند.

مرضیه آذرافزا، هفته نامه پیام هاجر، 13/7/78، ش286، ص8:

اینکه پیامبر را ابوالقاسم لقب داده­اند نه ابو فاطمه حاکی از غلبه فرهنگ جاهلی مردسالاری است.

مقصود فراستخواه، هفته نامه توانا، 22/6/77،ش28، ص8:

حقیقت ثابت نداریم؛ حتی در دست انبیاء و معصومین هم حقیقت ثابتی نبوده که بتوانند آنرا برای همه ازمنه و امکنه دیکته کنند.

احمد نراقی، هفته نامه آبان، 11/10/77، ش59، ص4:

وحی برای نسلهای بعد از زمان خود، قابل فهم نیست، چون کدهای مشترک زبانی به مرور زمان از بین می­رود به علاوه ذات وحی زبانی، ناقص است، چونت بالاجبار یک امر آسمانی باید در قالب الفاظ زمینی قرار گیرد و این خود محدودیت آفرین است.

جواد مقامی، آفتاب امروز، 24/1/79:

سالهای فراوان و بلکه قرنها این بزرگداشت (قیام عاشورا) حاصلی جز تأثر، حزن و اشک آوری نداشته.

همشهری، 17/12/78:

نوحه خوانی­هایی که متأسفانه الان در جامعه ما به شدت رواج دارد... این باید تعدیل بشود و به جای خودش بنشیند. تشویقهایی که در این زمینه می­شود، تشویقهایی که از ناحیه برخی روحانیون می­شود، باید به جای خودش بنشیند.

مدیر آموزش و پرورش استان مازندران، کیهان اخبار ویژه، 10/3/79:

ثواب کف و سوت زدن برای تقویت یکی از نخبگان جامعه کمتر از سینه زنی و عزاداری برای امام حسین(ع) نیست.

نشاط، 30/1/79:

شیعیان برای استفاده خود به آن (عاشور) تأکیدفراوان ورزیدند و کوشیدند تا نور فروغ این حادثه خاموش نشود... در روزگار حاضر هیچ یک از این عوامل عاطفی دیگر به کار ما نمی­آید.

تقی رحمانی، روزنامه فتح، 17/1/79،ص3:

اگر امامان برای خود مشروعیت حکومت قائل بودند، چرا همواره از مردم برای حکومت کردن خود مشروعیت می­طلبیدند؛ همچون بیعت امام علی(ع) و صلح امام حسن(ع) و دعوت اهل کوفه از امام حسین(ع) و قبول ولایتعهدی امام رضا(ع) با اصرار مأمون عباسی.

نشاط 28/1/78:

پدران و مادران ما، قرنها برای امام حسين گریستند که روزی که کشته شد، هر سنگی در هر نقطه ای از زمین برمی­داشتند، زیر آن خون تازه می­جوشید! برای حسینی گریستند که گفته شده از هنگامی که او متولد شده جدّ و مادرش برایش می­گریستند... برای حسینی گریسته­اند که ملائکه هم برای او گریستند...

غلامرضا سالار بهزادی، روزنامه صبح امروز، 23/8/78،ص8:

تفکر شیعه گری موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است.

فرهاد بهبهانی، زن، 10و9/9/77:

حکم سنگسار زناکار هیچ مستند شرعی ندارد.

فرهاد بهبهانی، آبان، ش 59، 10/7/78

حکم «سابّ النبی و الائمه» قتل نیست بلکه باید آن را تحمل کرده مقابل به مثل نکرد.

مهرانگیز کار، کیان، ش45، بهمن77:

احکام کیفری اسلام کارآیی ندارد و موجب رواج خشونت می­گردد. مجازات­های سنگین بدنی چون سنگسار، سیاستهای کیفری در حق زنان و غیر مسلمانان، از آن جمله­اند.

ابوالفضل موسویان، پیام هامون، ش26، ص6:

حکم حرمت چاپ و فروش کتب ضاله در زمان حال بی­معناست.

حسین باقرزاده، نشاط، 2/6/78:

خشونت در هر شکل آن باید از ایران محو شود و اعدام برجسته­ترین نوع خشونت قانونی است.

بهاءالدین خرمشاهی، صبح امروز، 2/6/78، ص7:

کافر و بی دین هم خودی است. قرآن هم فرمود«لکم دینکم و لی دین» بنی آدم اعضای یکدیگرند.

فرامرز شکوری، آبان، 7/6/77،ش40:

اراده مردم همان اراده خداست و انتخاب مردم هم همان انتخاب خداست، لذا دموکراسی غربی با دین سازگار است.

روزنامه فتح، 25/1/79:

روزنامه فتح از قول امام حسین(ع): تنها اصلاح دین! پیامبر(ص) را خواستم.

عمادالدین باقی، جمهوری اسلامی، 13/2/79:

معتقدم اعدام و قصاص جزء ضروریات دین نیست.

بهروز افخمی،کیهان، 2/8/79:

هنرمند اصیل هم به نحوی به فضای زنده و البته آمیخته به ابتذال نیاز دارد و در یک فضای پاکیزه شده و تحت سانسور از دل و دماغ می­افتد.

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 17:4 |
سلام

دوستان این وبلاگ برای ایجاد جمع حامیان دولت اسلامی و فرمایشات مقام معظم رهبری  در فضای نت راه اندازی شده و در نظر داریم در آینده نه چندان دور در فضای خارج از نت نیز برنامه هایی داشته باشیم.

ملاک ما فقط سخنان مقام معظم رهبری است ، در زمینه حکومت اسلامی و به هیچ حزب یا گروهی وابسته نیستیم و همچنین نسبت به هیچ شخصیتی تعصب نداریم.

فقط حکومت جمهوری اسلامی با رهبری ولایت فقیه

دوستانی که علاقه به عضویت دارند ، فقط کافی است در قسمت نظرات اعلام نمایند و بعد از بررسی اسم وبلاگشون در  قسمت اعضاء نمایش داده خواهد شد.

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 23:19 |
سلام

از دوستانی که عضو شدند و یا عضو خواهند شد خواهش دارم ، نسبت به اطلاع رسانی تشکیل مجمع وبلاگ نویسان حامی دولت اسلامی و تلاش برای جذب دوستان دیگر اقدام کنند ، تا با یاری خدا برای سازماندهی مجمع آماده باشیم

+ نوشته شده توسط خادمین مردم در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 21:37 |